تبليغاتX
مشاوره روانشناسی - سوال و پاسخ یکی از دوستان راجع به شکست در عشق

مشاوره روانشناسی

 سوال :

 "به نام خدایی که همیشه هست"

با عرض سلام و ادب،

من دختری 21 ساله هستم،دانشجوی سال سوم شیمی با 2 ترم مشروط! با این که در دوران قبل از دانشگاه  همیشه جزو نفرات برتر بودم ولی شاید نداشتن علاقه کافی به رشته تحصیلیم،یا سنگین بودن حجم درس ها،یا روابطم باعث این افت تحصیلی شد.حدود 1 سال و2 ماه پیش _برای اولین بار_ با پسری آشنا شدم و با اطلاع خانواده ام با هم دوست شدیم.البته ایشون هیچوقت درباره ی من با خانوادشون صحبت نکرد و بهانه اش این بود که مادرش حساس و زودرنج است و کلا از نظر اعتقادی دوست ندارد پسرش با دختری دوستی کند و مطرح کردن این موضوع _با این که کم و بیش از دوستی پسرش با دختری به نام من خبر داشت و به جز خدمت سربازی که باید میرفت مشکل خاص دیگری برای ازدواجش نبود_ را امری دشوار و غیر ممکن میدانست.البته گاهی از زندگی آینده و این که ما همیشه کنار هم هستیم صحبت می کرد.همچنین ما از نظر خانوادگی و حجاب باهم متفاوت بودیم و خانواده ی او _البته نه خودش_  تا حدودی مذهبی بودند.روزها و ماه ها می گذشت و علاقه و وابستگی بین ما بیشتر و بیشتر می شد و به دلیل ترس از جدایی حاضر نبودیم به آینده ی مبهمی که در انتظارمون هست فکر یا اونو باهم مطرح کنیم.تا این که حدود 1 ماه پیش به دلیل اصرار خانواده ام که از رابطه ی دخترشون با پسری که تصمیمی راجع به آینده ندارد، بیشتر از همیشه نگران بودند،تصمیم به حرف زدن در این مورد با او را گرفتیم.که ما نمیتوانیم تا آخر عمر باهم دوست بمانیم.و یا باید تکلیفمان معلوم شود یا از هم جدا شویم...1 هفته به او فرصت دادم که فکرهایمان را بکنیم و در این مدت هم هیچ گونه ارتباط نداشته باشیم.1 هفته با تمام سختی هاش گذشت.بعدش تنها حرف مهمی که گفت  این بود که برام مهمی و نمیخوام از دست بدمت.گفت دیگه نمی خوام حرف بزنم و می خوام تو عمل ثابت کنم...اما بازم  فقط تو حرف گفت.2 هفته ی دیگه هم گذشت و من هر روز نا امیدتر می شدم که چرا حرکتی برای تداوم دوستیمون انجام نمیده.تا این که 2باره با پیشنهاد و اصرار خانواده ام ،قرار شد به او بگویم با این وضع نامشخص من دیگر قادر به ادامه دوستی نیستم و اگر او موافقت کرد یعنی قصد ازدواج با من را نداشته و اگر مخالفت کرد یا فرصتی دیگر خواست،حتما من را برای زندگی آینده اش هم می خواهد...بنابر این با او قرار

گذاشتم و این موضوعات را مطرح کردم.من به سختی و با بغض حرف می زدم و او فقط سکوت کرده بود و آروم گریه می کرد.هرچی ازش خواستم که آخر حرفی بزن،اما فقط سکوت و گریه.می گفت آخه چی بگم،نمیدونم چی باید بگم...

به حتم سخت ترین روز زندگی و دوستیمون بود.الان 5 روزه که از اون روز میگذره و من هنوز نتونستم با خودم کنار بیام و حداقل بفهمم  که آخه چرا...

روز و شب هر لحظه به خاطراتمون فکر می کنم و اشک حسرت می ریزم...گاهی با خودم فکر می کنم که کاش کمی بیشتر صبر می کردم و هیچ وقت موضوع جدایی را مطرح نمی کردم و دوباره با خودم می گ م آخرش چی...می دونم اونم حال و روز خوبی نداره.پسر احساسی و مهربونی بود...

تو این شرایط وضع دانشگاه و درسام هم مشکل بزرگی شده.نمیتونم فکرم رو برای درس خواندن متمرکز کنم و هر روز خودم رو به خاطرش سرزنش میکنم که اگر این ترم هم مشروط بشم و اخراج...ای وای بر من که در هیچ کدوم از مراحل زندگی موفق نشدم.فقط از خدا می خوام که بهم صبر بده و کمکم کنه.عشقمو به خدا واگذار کردم

ازش خواستم هرچی خیر هست همان بشود.اما هنوز عاشقم و منتظر... خواهش می کنم تو این وضعیت کمکم کنید. با تشکر.التماس دعا...

 پاسخ :

عزیزم سلام . نوشته بودی از پاسخ دیرمن گریه می کنی ! تورو خدا گریه نکن چون با اجازه دوستان بی نوبتی کردم و نامه تورو اورژانسی جواب دادم . قشنگم چندین بار به طور مستقیم و غیر مستقیم تو وبلاگ نوشتم که به علت مشکل ارتباطی و اینترنتی که نزدیک به یک ماه طول کشید حجم نامه ها زیاد شد . این نامه هایی که پاسخ هاشو می بینی بعضی هاش مربوط به یک ماه پیش بوده . چون نمی خوام نامه های عزیزان رو سرهم بندی جواب بدم ، پاسخ به نامه ها واقعاً زمان بر هست و شاید روزی 2 تا نامه رو بیشتر نتونم پاسخ بدم . این در حالی است که برای پاسخ دادن به نامه ها واقعاً از بعضی وظایف شغلی و اجتماعی و فردی و استراحتم می زنم تا بتونم هر روز به سراغ شما عزیزای گلم برسم . این مطلب رو به بار منت نگیری فقط توضیح دادم که بیشتر از این گریه نکنی که دل من آتیش می گیره !!!

و اما پاسخ سوالت :

عشق حالتی خدایی و مقدس است . من به شخصه برای عشق ارزش و احترام زیادی قائلم چون عشق رو خدا در وجود آدمها گذاشته و امری فطری است . عشق می تونه مظهر تمام صفات خوب ما آدمها باشه مثل ایثار ، گذشت ، فداکاری ، از خودگذشتگی و در نهایت وصال به ذات احدیت و عشق به معبود یکتا .

حال باید ببینیم ما آدمها با این غرایض پاکی که خدا در نهادمون گذاشته چه می کنیم ؟ بهتر هست که بگم ما با خودمون چه می کنیم ؟

جوانها اگر این عشق رو نتونن به سمت واقعی و درست خودش هدایتش کنند به سمت عشقهای مجازی و انسانی کشیده می شه . روند رشدی به گونه ای است که در مراحل مختلف سنی عشقهای مجازی به صورتهای مختلفی بروز پیدا می کنه . در سنین پایین تر عشقها معطوف به افراد همجنس می شه و بعد از اون مرحله عشق ها به سمت جنس مخالف کشیده می شه و امان از این عشقهایی که لجام گسیخته می شن .

در درجه اول این مهم هست که بدونید خدا در اسلام این گونه محبتهایی که باعث ایجاد ارتباطات عشقی بین دو جنس مخالف می شه رو رد کرده . می دونیم که اسلام هیچ موردی رو بی دلیل حرام نکرده . شاید یکی از دلایل در این عشقها جلوگیری از به وجود آمدن حالات روحی منفی مثل حالات فعلی شما باشه یعنی حالاتی که یأس و ناامیدی به همراه داره و تمام توانایی های انسان رو ازش می گیره . حال فرض کنیم همچین شرایطی بوجود آمد و عشق بین دو فرد با تمام آثارش شکل گرفت. تا زمانیکه عاشق و معشوق در کنار هم هستند کلی انرژی می گیرند و موجب سرحالی و مسرت اونها می شه و از همه چیز غافل می شن اما ممکن است به دلایلی عاشق و معشوق، در حالی که همچنان به هم علاقه مند و نیازمندند، مجبور بشن که از یکدیگر فاصله بگیرند و این روابط و تجربه ها را قطع نموده و همدیگر را فراموش نمایند. و از آنجا که فراموش کردن و پشت سر گذاشتن فضاهای عمیق، شدید و نافذ عشق، به هیچ عنوان کار سهلی نیست و ممکنه در فعالیت های عادی افراد اختلال ایجاد کنه، از این رو لازم است که برای برون رفت از این وضعیت به چاره جویی نشست و به این سؤال پاسخ داد که در عشق ناکام و شکست خورده چه باید کرد؟ چگونه باید از این فضا فاصله گرفت و به وضعیت عادی زندگی پرداخته و این توان و فرصت را بیابند که از زندگی لذت ببرند؟

چندین راه وجود داره که برات ذکر می کنم :

1-   با کارهای مختلف و متفاوت که به اونها علاقه بیشتری داری بپردازی مثل پرداختن به فعالیتهای هنری ، ورزش ، تحصیل و پژوهش و یا هر کار دیگه ای که فکر می کنی می تونه مدت زیادی تورو سرگرم کنه و از قالب خودت خارجت کنه . البته فردی که این حالات رو داره با این روش به آرامش کامل نمی رسه و خیلی اوقات فرد مجدد به حال اولش بر می گرده .

2-      جانشین کردن عشقهای دیگه به جای عشق از دست رفته :

الف) جانشینی عشق های فروانسانی به عشقهای انسانی مثل عشق به طبیعت ، حیوانات و تغذیه اونها ، گل و گیاه و . . .  . گرچه این عشقها هم جذابند اما به جهت پایین بودن سطح جذابیت اونها فردی رو که تجربه عشق های انسانی داره رو نمی تونه صد در صد قانع کنه و در نتیجه فضای تلخ شکست دوباره برای فرد مهیا می شه .

ب) جانشینی انسانی دیگر برای عشق ورزدین و ایجاد عشق انسانی دیگر . یعنی فرد با خودش بگوید می شود به انسان دیگری نیز علاقمند شد و عشق ورزید که این هم مشکل است زیرا اونقدر وجود معشوق به عشق قبلی آغشته شده و روحش رو تسخیر کرده که به سختی می تونه فرد دیگری رو جایگزین بکنه اما به هر حال این حالت نیز بین افراد دیده شده .

ج) جانشین کردن عشق انسانی به عشق به ذات احدیت و مقدسات . این جانشینی برای همه آسان نیست چون این عشق عشقی فراانسانی است و فرد واقعاً باید خودش رو خالص کنه و عمیق باشه تا بتونه به این آرامش واقعی دست پیدا کنه . اما کسی که به این عشق دست پیدا می کنه باید مطمئن باشه که عطش وجودیش کاملاً برطرف می شه و به تعالی و رشد کامل می رسه .

دوست عزیزم تغییر معشوقه، یک شبه و در اندک زمان به سادگی ممکن نیست. از این رو به خودت فرصت بده تا مشغله های وجودیت فروکش کند. به خودت فرصت بده تا بتونی با مشکلات روحیت دست و پنجه نرم کنی و کم کم  از شعله های آتشین عشقت، فاصله بگیری و متوجه بشی که در درون نیازی اساسی وجود دارد و پاسخ می طلبد، و از سوی دیگر به اینجا برسی که به فکرغذای مناسب برای رفع آن نیاز بیفتی.

دوست گلم سعی کن از هر اثر، نکته، مطلب و اشیاء مربوط به فضای عشق پیشینت که در معرض دید و در دسترس شما هستند فاصله بگیری و سعی کنی آثار گذشته عشقت رو محو کنی .

ما آدم ها بر اساس باورهامون زندگی می کنیم. انسانها در قالبهای ذهنی و تصاویر ذهنی خود، پیش فرضهایی دارند که مبنای ادراک و کنش آنان است. برخی از این باورها صواب اند و باید حفظ و تقویت شوند. اما بسیاری از تصاویر ذهنی اگر غلط هم نباشند، این قابلیت را دارند که جایگزینهای مناسبتری پیدا کنند (و البته اگر غلط اند، باید جایجا شوند). عاشق نیز از معشوق پیشین و شرایط یک معشوق مطلوب و... پیش فرضهایی دارد که با تامل و با راهنمایی افراد محبوب، می تواند قالبهای ذهنی و پیش فرضهایش را جابجا کند، آنگاه آماده ی دریافت تجربه ی جدید خواهد شد. پس این سه نکته ای که یادآوری کردم یعنی فاصله زمانی ، دوری از آثار عشق گذشته ، تغییر نگرش و تصویر ذهنی جزء نکات بسیار مهمی هستند که توجه به اونها می تونه آثار و عوارض بد ناشی از این شکست رو در شما کاهش بده .

 عزیزم ، چند نکته دیگه رو در انتها می گم و واقعاً روی این موارد فکر کن .

چرا وجود خودت رو اینقدر بی ارزش می بینی که با یک همچین اتفاقی آیندت رو خرابش می کنی ؟ چرا می گی دیگه روی درس تمرکز ندارم ؟ فکر کن ببین واقعاً دنیا به آخر رسیده ؟ شما خودت خوب می دونی دختر خانومی با شرایط شما حتماً از یک هوشبهر نسبتاً بالایی برخوردار هست که می تونه خیلی سریع بر اوضاع روحی خودش مسلط بشه و می تونه خیلی سریع توانمندی های خودش رو دوباره بارور کنه پس آیا ارزش داره این مدت بحران رو به این سختی سپری کنی ؟ دوست گلم خدا ما آدمها رو با هدف دیگه ای آفریده و از قرار دادن این غرائز در وجودمون هدف دیگه ای داشته . خواسته ما آدما با اتکال به فرامینش و به کار گیری درست احساساتمون خیلی زودتر راه خوشبختی وسعادت دو جهان رو پیدا کنیم و به اون برسیم . خدایی که معشوق واقعیه ، خدایی که هیچوقت به ما پشت نمی کنه ، خدایی که می دونه ما چی می خوایم ، خدایی که در هر جا و هر لحظه ای پشت و پناهمونه و همیشه یار و یاورمون می مونه ، خدایی که هر چقد ما فراموشش کنیم اون مارو فراموش نمی کنه . پس دوست خوبم چرا با خودت اینجوری می کنی ؟ می دونی که الان بهترین شرایط سنی رو داری و می تونی بهترین بهره های زندگیتو الان کسب کنی و آینده خوبی رو در پیش داشته باشی پس فرصتها رو به خاطر چنین چیزی از دست نده . برای زندگیت هدف و برنامه ریزی داشته باش و اینطور فکر کن که تو لایق بهترین ها هستی و می تونی بهترین زندگی خانوادگی رو داشته باشی . باور کن اگر با این آقا ازدواج می کردی با توجه به روحیات متزلزلی که ازش می گی نمی تونست تورو خوشبخت کنه . دیدگاه بعضی آقایون از این جور عشقها ازدواج و ادامه زندگی نیست بلکه فقط می خوان ساعاتی رو خوش بگذرونن پس چرا شما فکر می کنی عشق واقعی فقط همون یک فرد بوده و فقط اون می تونسته خاطره های به یاد موندنی برای تو به جا بگذاره ؟ باور کن بعد از ازدواج دیدگاه انسانها نسبت به زندگی وسیع و همه جانبه می شه ، درست که عشق در زندگی زناشویی شرط اول استحکام زندگی است اما بعد از اون واقعیت هایی وجود دارد که پایه ریزی و موفقیت در اونها مستلزم برنامه ریزی های دراز مدت شما در این برهه زمانی و در این شرایط سنی شماست .

پس دوست خوبم با توجه به این که حالت و احساست رو درک می کنم اما از تو می خوام که سعی کنی به ارزش والای وجودی خودت توجه کنی و به یاد داشته باشی که تو یک انسانی با تمام توانایی های با ارزشت . می دونم که هوشبهر بالایی داری و می تونی خیلی سریع بر این حالتت مسلط بشی . یادت باشه زمانی که خیلی مأیوسی به یاد داشته ها و نعمتهایی که خدا در اختیارت قرار داده بیفت . به این فکر کن که حداقل چیزی که داری نعمت سلامتیه . اونقدر افراد معلول هستند که حاضرند تمام دارایی و وجودشون رو بدن اما یک روز بدون درد و وابستگی ، سالم و توانمند مثل من و تو زندگی کنن . اونقدر افرادی هستند که دارای مشکلات عدیده ذهنی و روحی و عصبی هستند که یک روز نشستن پشت صندلی های دانشگاه براشون رویاست . پس عزیز دلم قدر خودت رو بدون و بدون که دنیا فانیه و عمر و زمان در حال گذر . سعی کن بهترین توشه هارو از این مدت برداری و سعی کنی انسان خوبی باشی که همیشه خیرت به دیگران می رسه اما در این راه سعی کن هیچوقت از اسلام و عقاید مذهبیت رو برنگردونی چون فقط همین توشه ها می تونه تورو در هر دو جهان سعادمتند کنه .

دوست گلم بعد از خوندن این مطالب باز هم اگر آروم نشدی منو در جریان بگذار ، منتظرتم .

در دعاها و توکل هات به خدا منو از دعای خیرت فراموش نکن . موفق باشی

 

نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 ساعت 11:53 | لینک ثابت |

درباره وبلاگ
من فرشته ولیزاده فوق لیسانس روانشناسی با گرایش کودکان استثنائی و عضو سازمان نظام روانشناسی ایران هستم

دوستان عزیز در این وبلاگ میتوانید مشکلات روانی و روحیتون را در قسمت نظریات سوال فرمایید در صورتیکه قابلیت طرح در وبلاگ را داشته باشد مشکل و پاسخ در صفحه اول درج میگردد در صورتیکه نیاز باشد خصوصی جواب داده شود جوابیه در وبتان بصورت نظری که به رویت خودتان برسد ثبت میشود
فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
پیوندهای روزانه
بلاگفا
وبلاگ آموزشی خودم (ولیزاده)
حالگیری
تمام پیوندها
نوشته های پیشین
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
پیوندها
کودکانه (عکس های جالب ازاتاق کودک )
ماندگار
نیشتر ( دکتر کاوه)
وبلاگ جناب دکتر محمد اشرف زاده
وبلاگ میلاد
وبلاگ پیام
وبلاگ شباهنگ (دو همراز)
بنیاد تکلم افغانستان (گفتار درمانی)
لینک باکس
وبلاگ شور عاشقانه
مشاوره روان شناسي
دنياي درون و بيرون
آسيب شناسي اجتماعي و مهارت هاي زندگي
ازدواج موفق
روانشناسي(آقاي مجتبي زاده)
خدا - عشق - اميد (زهرا خانم)
آموزش كامپيوتر و موبايل
خانواده سبز(گزارش مسقيم از كربلا)
روانشناسي و مشاوره(آقاي عزيزي)
مشاوره (خانم سيمين عابديني)
روانشناسي (تفكر نو)
معلمي شغل نيست هنر است(آقاي صادقي)
كوچولوهاي عسلي(كودكياري)
روانشناسي مرغ باران (آقاي آشتياني)
روانشناسي و مشاوره(آقاي دكتر دارابي)
فراروانشناسي روانشناسي موفقيت
عشق روانشناسي(آقا وحيد)
مادر روحاني(مهسا خانم)
وبلاگ رها (پرواز عزيز)
دنياي روشن (آقا ميلاد)


اين صفحه را خانگي صفحه ي خانگي خود کنيد


کلیه ی مطالب وبلاگ moshavarat محفوظ است و کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز است. "