X
تبلیغات
مشاوره روانشناسی

مشاوره روانشناسی

 يكي از عزيزان كه راجع به اعتماد به نفس پرسشي كرده بودند و پاسخ ايشون رو در ۱۵ ديماه در وبلاگ قرار دادم ، مجدد نامه اي نوشتند كه در اينجا توجه ايشان و شمارو به اون نامه و پاسخش جلب مي كنم :

سوال :

سلام ممنونم از این که پاسخم را دادید.در مورد عوامل کاهش اعتماد به نفس که نوشته اید نمی توانم چیزی بگویم چون اطلاعاتم کافی نیست ، ولی در مورد راه های افزایش اعتماد به نفس می خواهم کمی صحبت کنم : راجع به آگاهی، من کاملاً از هدفم آگاهی دارم ولی فکر می کنم در مورد شناخت انتظارات(از خودم و دیگران) دچار اشکال هستم ؛ راجع به مسئولیت پذیری،من معمولاً مسؤلیت زیاد به عهده می گیرم و در جایی که احساس کنم به مسؤلیت های دیگر آسیب می رسد بعضی از آن ها را کم یا حذف می کنم ؛ راجع به خود پذیری ، می توانم بگویم که خود پذیر نیستم و احتمال می دهم که کارم درست یا کامل نباشد ؛ راجع به قاطعیت،باید بگویم فقط در شرایط خاص(که نیاز به قاطعیت دارد) سعی می کنم قاطع باشم چون در بقیه ی موارد فکر می کنم اگر نشود در روحیه ام تأثیر منفی خواهد گذاشت ؛ راجع به هدف ، گفتم که هدف مشخص دارم ولی برنامه ی مشخصم در حال شکل گیری است (یعنی در مورد بعضی چیز ها هنوز تصمیم نگرفتم ؛ راجع به یکپارچگی در رفتار و عمل به یاری خدا مشکلی ندارم ؛ راجع به تعامل ، نمی توانم بگویم کاملاً اجتماعی هستم ولی در بیشتر موارد گوشه گیری نمی کنم ؛ از مقایسه ی خود با دیگران اصلاً خوشم نمی آید ولی دلم می خواهد بعضی کارهایی که دیگران انجام می دهند را بتوانم انجام دهم ؛ در برابر مشکلات کاملاً مقاومت می کنم ولی همیشه در فکر رفع آن هستم ؛ خودم را دسته کم نمی گیرم ولی کاهش اعتماد به نفس باعث شده به بعضی توانایی ها در خودم مطمئن نباشم ؛ راجع به فهرست باید فکر کنم تا به حال انجامش نداده ام ؛ در مورد کارهایی که دوست دارم ، خیلی کارها را دوست دارم انجام دهم (برای تفریح) ولی به خاطر مشغله ی درسی حدود 30 تا 40 درصدش را بیشتر نمی توانم انجام دهم ؛ دلم می خواهد با افراد مثبت اندیش هم نشینی داشته باشم ولی متأسفانه شخص مناسبی را پیدا نکرده ام ؛ نسبت به مشکلات واقع بینم اما همانطور که گفتم نمی توانم «مشکل لاینحل» را بپذیرم ؛ در زمینه محبت به دیگران خدا را شکر مشکل زیادی ندارم و به خواست خدا دارم بهترمی شوم.
در پایان از توصیه هایی که نمودید تشکر می کنم؛ببخشید اگر وضعیتم را خوب توضیح ندادم و لطفاً ارزیابی خود را راجع به این وضعیت برایم بنویسید.ضمناً محتاجم به دعا

پاسخ :

دوست عزيز با عرض سلام و قبولي طاعات و عبادات جنابعالي در اين ايام سوگواري

در آخرين نامه اي براي من يادداشت كرديد بنده رو خيلي خوشحال كرديد چون اينطور كه مشخص هست شما نصف راه رو رفتيد و فقط نصف ديگش مونده . در بسياري از نكاتي كه بنده يادداشت كردم توفيقات رو از قبل حاصل كرديد اما در بعضي موارد بايد سعي و تلاش بيشتري از خود نشان بديد .

در ابتدا سعي كنيد يك بازنگري داشته باشيد و ريشه ي عدم اعتماد به نفستون رو از روي عوامل دروني يا بيروني كه قبلاً يادداشت كردم شناسايي كرده و تا حد امكان در رفع آن اقدام كنيد . سپس روي آن نكاتي كه در راهكارهاي افزايش اعتماد به نفس كمي ضعف داريد بيشتر كار كنيد . مثلاً شناخت انتظارات از خود و ديگران خيلي مهم است وقتي به اين شناخت برسيد مي توانيد پس از انجام تصميماتتون به خودپذيري نيز برسيد چون مي توانيد با انجام اعمال به انتظارات خود و ديگران پاسخ بدهيد . البته اين را متذكر مي شوم كه شناخت انتظارات ديگران مهم است اما عمل به تك تك آنها خير . هر انساني انتظاراتي دارد كه قرار نيست ديگران حتماً به آن انتظارات پاسخ مثبت بدهند . انتظاراتي براي افراد قابل اجراست كه با انتظارات فرد از خودش همسو و همخوان باشد .

شما در مورد قاطعيت نوشتيد كه در بعضي از كارها كه شك دارم بشود يا نه قاطعيت نشان نمي دهم ؛ دوست خوبم اگر شما همينطور كه نوشتيد هدفتان از انجام هر كاري مشخص باشد و به انتظاراتتون در انجام اون كار واقف باشيد مطمئن باشيد كه مي تونيد در انجام اون كار قاطعيت نشون بديد . قرار نيست حتماً هر كاري در نهايت به طور كامل و بدون نقص انجام پذيرد زيرا در حين كار ممكن است مشكلات غيرقابل پيش بيني به وجود بيايد كه فرد را به هدف خود نرساند اما همين كه شما در انجام هدفتون قاطع باشيد و تمام اسباب و وسايل فراهم آمدن اون كار رو پيش بيني كنيد خود داراي ارزش است . پس از آن به خدا توكل مي كنيد و در به انجام رساندن هدفتون قدم برداريد . پس اگر به هدفتون آگاهيد و مي دونيد كه هدف مثبتي را دنبال مي كنيد قاطعيت داشته باشيد و از هيچ چيز نهراسيد . ضمناً در حين انجام كار مرتب جملات مثبت را در زمينه ي درست انجام شدن كار تكرار كنيد چون بسيار مؤثر خواهد بود .

درمورد برنامه ريزي نيز توصيه مي كنم زودتر عملي بفرماييد چون راهكارهاي شما رو نظم مي بخشد و شمارو با برنامه ريزي بيشتري به هدف نزديك مي كند .

اميدوار هستم يك همراه و دوست واقعي كه بتونه افكار مثبت رو به شما القا كنه و همراه و راهنماي خوبي باشه زودتر پيدا بكنيد تا بتوانيد از طريق برونفكني هاتون در نزد ايشون زودتر به نتيجه ي مطلوب برسيد .

در مورد عدم پذيرش مشكلات لاينحل نوشته بوديد ؛ دوست گلم بسياري از مشكلات در زندگي هست كه ممكن است لاينحل باشد و يا به مرور زمان قابل حل باشد و زمان آن را حل كرده و از دست ما خارج باشد . اگر اين مشكلات را نپذيريم و واقع گرا نباشيم ، ما رو كم كم از پا در مي يارن چون نمي تونيم براي رفع اونها كاري انجام بديم پس پذيرش واقعيت ها نكته ي بسيار مهمي است كه بايد به اون توجه كافي داشته باشيم .

به هر حال شما نصف راه رو رفتيد فقط كافيه كمي بيشتر به خودتون مسلط باشيد ودر رفع ريشه هاي كمرويي تون بيشتر توجه بفرماييد .

چنانچه فرمايش ديگري بود در خدمت هستم . موفق باشيد

 

نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در یکشنبه سی ام دی 1386 ساعت 15:11 | لینک ثابت |

يكي از همراهان عزيز در رابطه با مشكل دوست عزيزمون راجع به اضطراب و مشكلات خوانوادگيش كه در تاريخ دوشنبه ۲۴ ديماه پاسخش رو يادداشت كردم ، مطلبي نوشتند كه اون رو در اين قسمت قرار مي دم .

wow!!!
نه مثکه واقعا بد تر از من هم هست!
به خدا هر چی زور زدم بعضی از جملاتو نتونستم بخونم!!معلومه این بابا خییییییلی تو استرس بوده بنده خدا؟
یه نکته ای که خیلی فکرمو مشغول کرده اینه که نمی دونم چرا نصف مردمی که مشکل دارن رشتشون مهندسی کامپیوتره!اونم نرم افزار!باید ریشه یابی بشه واقعا
ولی جدا یه چیزه من از حرفاش متوجه شدم خیلی جالب بود!وقعا من هم همچین موردی داشتم تو . . . . . . .چون این جا هم فامیلا زیادن.بعد حالا خودم هم تنها تو این شهر کلی استرس داشتم.بعد این وسط فامیلا هم هر از چند گاهی دقیقا از همین پارازیتا تو اصاب ما می اومدن.باور کنین دقیقا همین حرفایی که این دوستمون گفقتو به منم می گفتن.چرا از ما سراغ نیگیری؟چرا...؟چرا..؟
مادر بزرگم هم که این وسط (که تو خونش ساکنم)انگار من دشمنشم.هی می گه . . . . . چقدر بی عاطفه اس. . . .  انگار اصلا این روابط اجتماعی حالیش نیس.انگار نه انگار یکیو آوردم خونم که همدمم باشه.(یعنی به کل فامیل اینارو می گه ها !پیش خودش می گف مساله ای نبود!در نهایتم خوب همه حرف اونو قبول می کنن) خلاصه اعصابم داغون شد تو ترم یک رفتم فرم مرخصی ترمو گرفتم که یک بار دیگه کنکور بدم.اما بعد دیگه بیخیال شدم!گفتم باهاشون کنار می یام!الانم از این حرفا می زنن با سردی تمام می گم تا دلتون می خواد بگین!اصلا بد تر از من تو عالم نیست!(تو دلم البته)بعدم از اون گوش در می کنم.چون به اندازه کافی چالش دارم برای خودم که نخوام به این حرفای خال زنکی گوش بدم!مهم اینه که خودم از خودم راضیم و می دونم آدم خوبی هستم حالا هر کی خلاف این فکر می کنه مشکل خودشه.انقدر غیبت کنه تا جونش در بیاد

نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در یکشنبه سی ام دی 1386 ساعت 13:7 | لینک ثابت |

سوال :

سلام
خانم فرشته ولیزاده
من مشکل جنسی دارم
من خود ارضایی دارم
اون طوری که هر روز باید کاری انجام بدم نسیت
هر موقع تونستم کسی نبود
ولی این کار رو می خوام ترک کنم
من چه کار کنم کمکم کنید

پاسخ :

سلام دوست عزيز . از اينكه از اين مسأله ناراضي هستي و تمايل به ترك اون داري خيلي خوشحالم واين خود مي تونه كمك بزرگي در بهبود شما داشته باشه . مطمئناً در رابطه با این موضوع مطالعاتی داشتی و به جز الان که برای من یادداشت گذاشتی ، در جاهای دیگر دنبال جواب بودی که این موضوع خودش ارزشمند هست .

منشأ خودارضايي اضطرابها و تشویشهای درونی هست که ناشی می شه از ناآرامی های محیطی و خانوادگی و داشتن تضادها و تعارض های بسیار . به احتمال زیاد شما دچار وسواس های فکری یا عملی نیز هستيد که خود این نوع اعتیاد نشانه ای از این وسواس ها می تونه باشه .

شما اگر مایليد بهبود پيدا کنید این هست که دردرجه اول در تصميمتون براي بهبودي قاطع باشيد و با تمايل صددرصد دست از این کار برداريد . سپس سعی کنید با شناخت كامل خود ، محيط ، اجتماع خودتون در شناخت و رفع اضطرابها و ناامنی های روحیتون تلاش کنید و هرچه را که باعث اضطرابتون میشه کاهش بدید . یک نکته خیلی مهم رو یادآوری می کنم که یکی از اثرات مخرب اعتیاد به خود ارضایی هست اينه كه اين حالت خود مجدد باعث ایجاد اضطراب و تنشهای روحی و ناامنی روانی می شه و اعتماد به نفس فرد رو پایین می یاره . خود احساس گناهی که پس از خودارضایی به اشخاص دست می ده فرد رو در رابطه با رسیدن به آرامش روحی به چالش میندازه . پس بر خلاف نظر بعضیها که معتقدند خودارضایی آرامش بخش هست اعتیاد به این رفتار می تونه تمرکز حواس و قدرت تفکر و حافظه رو کاهش بده موجب افزایش میزان اضطراب و استرس بشه .

چنانچه وسواس هم داريد حتماً جهت رفع وسواسهای فکری و عملی به روان شناس مراجعه کنيد و حتی اگر روانشناس لازم بداند شما رو به روانپزشک معرفی کرده و دارو درمانی رو براتون تجویز می کنه .

چنانچه شرایط برای ازدواجتون مهیا هست بهتر زودتر ازدواج کنيد ؛ هم به خاطر تغییر محیط و پیدا کردن یک محیط امن و آرام و هم برای ارضا جنسيتون از راه درست و منطقی خودش .

عزيزم چند راهكار عملي توصيه مي كنم ، اونهارو با دقت انجام بده و بعد نتيجش رو به من بگو .

 

  1. نخستين گام براي درمان خود ارضایی بیمار گونه ، اعتقاد و ايمان به درمان‏پذيري آن و دوري از يأس و نااميدي است. اما رسيدن به نتيجه و ايجاد هرگونه تغيير و دگرگوني نيازمند گذشت زمان، انتخاب راه صحيح و به كارگيري دقيق دستورها است. البته ترك اعتیاد و عادتِ نامطلوب، در زمانِ كوتاه بدون راهنماي كارآزموده و دلسوز، امكان ندارد. از همه اينها مهم‏تر، همونطور كه به شما گفتم اراده و خواست فرد، نقش كليدي و محوري را ايفا مي‏كند. درمان و چاره جويي بايد منطبق بر خواست شما باشد زيرا تا وقتي كه شما نخواهد، مي‏توان با قاطعيت گفت كه درمان نخواهد شد.
    بنابراين بيمار اگر بخواهد، مي‏تواند بر بيماري اش غلبه كند و جمله معروف «خواستن توانستن است» به عبارت ديگر، اراده تقويت شدني و پرورش يافتني است و راه پرورش و تقويت آن اين است كه برخلاف ميل خود، اندك اندك به مقابله با ایک اعتیاد  برخيزد تا پس از مدتي لذت توانستن را بچشد
  2. تلاش براي تقويت اراده از گام‏هاي مهم در امر بهبود است. نگوييد اراده از ما سلب شده است! ممكن است اراده انسان ضعيف شود؛ ولي هيچ گاه از بين نمي‏رود. نشانه اينكه هنوز اراده شما باقي است، اين است كه شما اين عمل را در حضور ديگران و در هر شرايطي انجام نمي‏دهيد. براي تقويت اراده، راه‏هاي زيادي پيشنهاد شده كه از جمله آنها تلقين به خود است‏
  3. ويكتور پوشه - روان شناسِ فرانسوي - مي‏گويد: افراد مبتلا به اين استمناء بیمار گونه و اعتیادی ، هر روز به دفعات مختلف با تمركز فكر به خود بگويند: «من به خوبي قادرم اين اعتیاد را از خود دور كنم، من قادرم». تكرار اين عبارت ساده، اثر عجيبي در تقويت اراده و روحيه دارد.
  4. هرگاه  مورد هجوم افكار جنسي واقع شدید، بايد بلافاصله از مكان خلوت و دور از نظر ديگران خارج شده و خود را به كاري سرگرم كنيد. در اين زمينه گفت و گو با دوستان، مشاركت در برنامه های جمعي  بسيار مفيد است .
  5. سعي كنيد شكمتون به هنگام خواب، بيش از حد معمول پر نباشد.
  6. از پوشيدن لباس‏هاي تنگ و چسبان اجتناب گردد.
  7. از نگاه كردن به مناظر، فيلم‏ها و تصاوير تحريك كننده صددرصد خودداري كنيد
  8. از شنيدن و خواندن مباحث و مطالب جنسي و حتي شوخي‏هاي تحريك‏كننده و فكر كردن در اين امور، دوري شود.
  9. از خوردن مواد غذايي محرك، مانند خرما، پياز، فلفل، تخم‏مرغ، گوشت قرمز و غذاهاي پرچرب - اجتناب و به ميزان ضرورت اكتفا شود.
  10. قبل از خواب مثانه تخليه شود.
  11. از نوشيدن افراط گونه آب و مايعات پرهيز شود (به خصوص شب‏ها و قبل از خوابيدن).
  12. از دست‏ورزي با اندام جنسي، بايد اجتناب نمود و در هيچ شرايطي، نبايد دست‏ورزي كرد!
  13. به منظور تخليه انرژي - زايد بدن، به طور منظم و زياد بايد ورزش كرد.
  14. براي اوقات فراغت خود حتماً برنامه داشته باشيد و آن را با مطالعه، ورزش، زيارت، عبادت پر كند.
  15. سعی کنید اصلاً در مكانهاي خلوت و تنها و دور از نظر ديگران نباشید.

اميدوارم بهبودي كامل حاصل شود . موفق باشيد

نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 ساعت 8:21 | لینک ثابت |

آقا بابك سلام. پاسختون رو از طريق ايميل ارسال كردم . لطفً بنده رو از دريافت اون مطلع فرماييد . پيروز باشيد .

نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 ساعت 8:13 | لینک ثابت |

سوال :

سلام خانم ولیزاده متشکرم از این پستی که دادید راستش من جواب شما را خواندم تا حدودی تونستم کنار بیام ولی بیقیه اش نه مثل این
و من مشکل اصلی از خودمه مطمئنم
چون شاید زیاد خیال پردازم
یا اینکه زیاد خوش بینانه به آینده ام امیدورام و ...
در صورتی که من آروز دارم که یک روزی در کارم بهترین باشم نه در سطح جهانی (از عهده من خارجه ) حداقل در همون شهر کوچیکی که زندگی می کنم .
شما فرمودید که سابقه اضطراب در افراد خانواده من وجود داره یا خیر ؟
نه فکر نکنم که اضطراب وجود داشته باشه اونم به طولانی مدت

آيا در ميزان خواب واستراحت شما و يا حتي در تغذيه شما خللي ايجاد شده كه باعث كمبود بعضي مواد خاص در بدن شده و اضطراب در شما بوجود آورده ؟
در میزان خواب تغییر پیدا نشده ولی من اکثر اوغات در روزها تا ساعت 12 حداقل و حداکثر 3 صبح بیدار می مانم و از آن طرف ظهر بیدار می شم
اگر پرژه داشته باشم چنین حالاتی می شود.
ولی خواب معمولی 7 یا 8 ساعت را می خوابم
مدت 1 سال است که رژیم معمولی غذایی می گیرم که فقط برنج نمی خورم همین

خانم ولیزاده من نمی دونم که خانواده ام تا چه حد اضطراب دارند ولی هر چه هست
ولی من اخیرا این نشانه های اضطراب را دخود دیدم و احساس کردم که چیزی است که من را می آزارد
شاید توقع زیادی از خودم دارم شاید به دلیل خیال پردازی بیش از حد من است یا اینکه زیادی به آینده ام امیدوارم ..
من آرزو ام است که یک روز بتوانم در رشته خودم روزی یکی از بهترین ها باشم لااقل در شهر خود . وقتی این افراد برنامه نویسان این فیلم هایی که مربوط به امپیوتر هست و برنامه نویسی می بینم به خودم می گم چرا نمی تونم مثل اینا یک برنامه خوب بنویسم .
شاید به خاطر اینه که چون رشته ام کامیپوتر است توقعات زیادی از من دارند. حتی خودم هم این توقعات را از خودم دارم.
یک نمونه یکی از اساتیدم برای پروژه آخر ترم ب ما 5 تا برنامه داد بنویسیم که من واقعا با امتحانات زیادی که داشتیم نمی تونستم یک هفته ای این پروژه را تحویل بدیم و این حالاتی که به من دست می داد نمی تونستم پشت سیستم بشینم و حتی به اون برنامه نویسی که دادیم همش می گفت این برنامه کاری نداره که شما نتونستین بنویسید و یا حرفایی از این قبیل که من خیلی ناراحت شده بودم از اینکه چرا واقعا نمی تونستم چنین برنامه هایی بنویسم .
این فشارها سال پیش بیشتر بود درست موقعه ای که داشتم برای کنکور می خوندم
برای انتخاب رشته می خواستم برم رشته تحربی ولی سر لج و لج بازی نرفتم و رفتم کامیپوتر ولی واقعا کامپیوتر علاقه دارم ودوست دارم .
مثلا تو موقع خوندن درس برای کنکور یکی دو تا از بستگان نزدیکی من به من می گفتن تو اگه تجربی می رفتی می موندی آخه نمی کشی .

یا اینکه این همه کلاس رفتن نداره پسرهای من بدون کلاس دانشگاه قبول شدن (عمه ام این حرف ها رو می زد) در صورتی که من یادمه که چه کلاس هایی می رفت و حتی اون کارت ورود به امتحانات قلم چی تن آشپزخونه اش زده اون روزای خیلی سخت بود از لحاظ روحی برای من و با پدرم لج کرده بودم که حتما من باید برم رشته تجربی و شبا از گریه می خوابیدم و سر درد شدید داشتم وقتی اون موقعه سرم می رفت رو گتاب و می خواستم چیزی بخونم نمی تونستم ذهنم رو متمرکز کنم . و متاسفانه هم دانشگاه سراسری قبول نشده بودم روز به روز از هدفی ک داشتم فاصله می گرفتم و اون موقع می دونستن دارم درس می خونم از من توقع هایی داشت که واقعا کذایی بود من با خانواده مادریم خیلی نزدیکم چون هر روز می بینمشون ولی موقع کنکور دو هفته در میون نمی دیدم وخانواده پدریم پدرم و تحت فشار قرار دادن می گن این نوه اول مگه ما مادربزرگ و عمه اش نیستیم که به ما سر نمی زنه بعد یک ما من شخصیتمو توی یک میهمانی 60 نفره زیر سوال برد .
رفتم برم روبوسی کنم سلام کردم جواب سلام ندادن هرچی لایق خودش بود به من گفت و اشک من در آورد .
چیزی نگفتم ولی مادرم از اون طرف حرفایی که مزد دلم آتیش می گرفت دلم می خواست شب می خوابم بلند نشم .
دلم می خواست خدا من بگیره لااقل پدر و مادرم از دستم راحت بشن
حالا دختر عمه که داره برای کنکور می خونه اگه سال یم بار هم سر نزنه عیبی نداره اون درس داره
داشتم چی می گفتم و چی نوشتم

خانم ولیزاده هر چی که نوشته و تایپ کردم از دل اومد و اگه بی ربط بود تروخدا ببخشید .
چون واقعا الان که دارم اینا تایپ می کنم فکرش و می کنم اعصابم به هم می ریزه خوشحال می شم که یه جواریی با شما ارتباط داشته باشم .
خانم ولیزاده سال قبل بدترین سال زندگی من بود .
شاید تنها کسی که بتونه درک کنه شما باشید شایدم نتونید نمی دونم واقعا قاطی کردم .
هدفی که ون موقعه داشت از دست دادم
الان هدف اصلی ام رو گم کردم نمی دونم برای چی دارم این رشته رو می خونم ترو خدا کمکم کنید.
ممنونم که وقت طلاییتان را داختیار افرادی مثل من گذاشتید و به درد دل و مشکلات ما گوش می دهید .
می دانم سر شما خیلی شلوغ است باز هم از شما سپاسگذارم

پاسخ :

دوست عزيزم سلام .

از اينكه اينقد از سال گذشته اذيت شدي متأسفم . اميدوارم با كمك هم بتونيم بحران هاي روحيت رو برطرف كنيم تا انشاا... آرامش بهت برگرده .

دوست گلم من مشكلاتي رو كه شما مطرح كرديد دو قسمت مي كنم : يكي مشكلات ارتباطات فاميليتون و يكي ديگه عدم موفقيت كامل در امور تحصيليتون .

مشكلات ارتباط فاميلي : شما اصلاً نبايد نگران اين نوع برخوردهاي بي خردانه باشيد . همه اونقدر سطح فكرشون بالا نيست كه بتونن يك جوون رو با كليه نيازهاي روحيش درك كنن . از طرفي شايد پدر و مادر شما هم يه جورايي تحت تأثير قرار گرفتن و در دراز مدت به اين باور رسيدن كه نكنه اونا دارن درست مي گن ؟!

عزيزم الحمدا... شما 19 سال سن داري و به مرحله اي رسيدي كه خوب و بد رو از هم تشخيص مي دي . روي مسائل درست فكر كن و منطقي تصميم بگير و محكم روي اون وايستا و براي تصميماتت برنامه ريزي كن . از هيچ حرف و حديث و سخن گزافي هم نگران نباش و نترس . درسته كه احترام بزرگتر واجبه اما تا زماني كه برنامه هاي شمارو براي آيندت به هم نريزه . مثلاً من جاي شما بودم و تو اون مهموني اون برخورد باهام مي شد همونجا علت رو توضيح مي دادم و بي هيچ ناراحتي به بقيه مهمونا سلام و عليك مي كردم و سعي مي كردم از اونا دلگير نباشم چون اونا از ديد خودشون نگاه مي كنند در حاليكه شما از ديد خودت به قضايا نگاه مي كني اما  در جاهايي كه مي توني محبت كن و سعي كن زباني ابراز علاقه بكني . باور كن همه نياز دارن كه محبت بكنن و محبت ببينن پس روي تصميماتت قاطع باش اما به هر صورت كه مي توني هم محبت كن . شايد يك علتي كه از شما بيشتر از نوه هاي ديگه گله مي كنند اين باشه كه چون بيشتر از اوناي ديگه دوست دارن بيشتر بهت توجه دارن و ازت توقع دارن پس اين بايد جاي خوشحالي باشه كه بيشتراز بقيه دوست دارن . يادت باشه در زندگي تمام آدما مشكلاتي وجود دارد . بعضي مشكلات لاينحل هست و از دست انسان خارج . مشكل شما جزء مشكلاتي است كه اگر يك مقدار اعتماد به نفست رو افزايش بدي به راحتي مي توني باهاش كنار بياي و شخصيت خودت رو در جمع بالا ببري . ضمناً با پدرت هم با احترام رفتار كن چون ايشون هم قضيه ي شمارو از ديد خودش مي بينه و فكر مي كنه درست اين هست كه دائم به شما خط فكري بده . پس تصميماتت رو منطقي براي پدرت باز كن و يادت باشه هرچي باشه شما دختر ايشون هستي و هرچي مي گه فقط از روي خيرخواهي است . ضمناً نگو خدا منو ببره تا پدر و مادرم راحت شن چون واقعاً اگر از دست تو ناراحت بودن كه اينقدر برات دلسوزي نمي كردن و كارهاي تو براشون مهم نبود . ببين عزيزم والدين گاهي اوقات آرزوها و آمالي كه بهش دست پيدا نكردن رو مي خوان از طريق بچه هاشون بهش برسن و يا حتي مي شه گفت تو چشم و همچشمي هاي فاميلي مي خوان از طريق فرزنداشون به پيروزي نائل بشن پس اين فشارهارو به حساب ناتواني ها و اذيت كردن هاي خودت نذار و بذار به حساب جنگ قدرت فاميلي كه شمارو گذاشتن وسط و هر كدوم از يه طرف دارن مي كشنت اين ور و اون ور . پس محكم باش و براي آيندت درست تصميم بگير تا جات محكم باشه با هر بادي تكون نخوري .

و اما تحصيل :

دوست گلم مگه نمي گي رشته كامپيوتر رو دوست داري ؟ خوب عزيزم همين برات كافيه بخواي و بتوني موفق باشي . ببين در جواب نامه ي قبليت هم نوشته بودم شايد يكي از علل اضطراب شما داشتن اهداف بسيار بالا و دست نيافتني باشه . شما اون طور اهدافت رو بالا بالا تعيين مي كني و از طرف ديگه هم اين فكر مغشوش و اعتماد به نفس پايين اجازه كار به شما نمي ده ، تنها چيزي كه مي مونه يك دنيا عذاب و رنج و احساس نااميدي براي شماست پس به خودت رحم كن و هر كار كه مي گم انجام بده .

از همين حالا به اين باور برس كه رشته اي كه انتخاب كردي خيلي خوب هست و انشاا... در آينده بازار كار داره و مهمتر از همه اين هست كه با علاقه انتخابش كردي . بعد از اون براي خودت يك دفعه اهداف بلندمدت و خيلي بزرگ نگذار چون با اين ميزان اضطرابي كه داري نمي توني بهش دست پيدا كني . اهدافت رو ريز به ريز تعيين كن و هر روز براي رسيدن به اين اهداف جزء ، برنامه ريزي داشته باش . مثلاً به جاي اينكه به طور كلي اين هدف رو داشته باشي كه مي خوام برنامه نويس بزرگي بشم بگو اين ترم كه مي خواد شروع بشه من سعي مي كنم برنامه ريزي هام روزانه و خيلي دقيق باشه تا بتونم در اين ترم دانشجوي موفقي باشم . اين موفقيت با برنامه ريزي دقيق صورت مي پذيرد . دوست گلم گاهي اوقات بي برنامه گي و كمبود وقت بيشتر شمارو اذيت مي كنه پس سعي كن هر كاري رو در زمان خودش انجام بدي تا دچار اضطراب نشي . زماني هم كه مي بيني محدوديت زماني داري سعي كن درست برنامه ريزي كني و از همون فرصت باقي مونده بهترين استفاده هارو بكني و كمبود وقت رو باز جزء دغدغه هات نگذاري . ضمناً يادت باشه واقعاً اگر تلاش كردي و موفقيتت باز هم كمتر از اون هدف غاييت بود ناراحت نشي چون ميزان توانمندي هاي هر انساني منحصر به فرد هست . از همه مهمتر اين هست كه اگر ديدي به اون هدف نرسيدي بايد بيشتر وقت بگذاري و بيشتر تلاش كني . اين رو هم يادآوري مي كنم كه شما اصلاً مشكل كمبود هوش نداري چون تونستي همچين رشته اي رو قبول بشي پس حتماً مي تونستي كه قبول شدي ، ديگه به حرفاي اين و اون گوش نده كه نمي توني يا نخواهي تونست . اون آقايي كه برات برنامه نويسي مي كرده و دائم مي گفته اينا كه كاري نداشته نتونستي انجام بدي خبر نداشته شما دچار اضطراب هستي و اون فكر مي كرده شما دچار ضعف درسي هستي ، از طرفي هم قرار نيست كه شما همه چيز را به همه كس توضيح بدي پس تلاشت رو بكن و از هيچي ناراحت نباش و حتماً به خدا توكل كن و از اون ياري بخواي .

مدام هم با خودت تكرار كن مي توني و موفق خواهي شد . سعي كن افكار مثبتت رو افزايش بدي و اگر تونستي با يك دوست همدل برنامه ريزي هاتو انجام بده .

يادآوري مي كنم شما دچار مشكل حاد روحي و رواني نيستيد و اگر بخواهيد خيلي راحت مي تونيد به خودتون مسلط بشيد و از اين بحران خارج بشيد . در درجه اول به خدا توكل كن ، بعد از اون هر وقت به كمك بنده نياز داشتي كوتاهي نكن حتماً در خدمتت خواهم بود .

اين پاسخ رو كه خوندي اگر موردي بود بفرماييد تا در خدمتت باشم . موفق باشي

نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 ساعت 12:47 | لینک ثابت |

آقا مصيب سلام . پاسختون رو از طريق ايميل ارسال كردم . پيروز باشيد
نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 ساعت 1:23 | لینک ثابت |

باران عزيز سلام . پاسختون رو از طريق ايميل ارسال كردم . لطفاً بنده را از دريافت اون مطلع فرماييد .

موفق باشيد

نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 ساعت 0:53 | لینک ثابت |

آقا مصيب عزيز سلام . طبق فرموده خودتون پاسختون رو از طريق ايميل ارسال كردم . ملاحظه فرموده و بنده را از دريافت پاسخ مطلع فرماييد . شاد باشيد
نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در پنجشنبه بیستم دی 1386 ساعت 20:28 | لینک ثابت |

سوال :

سال سوم دبیرستان بودم که با پسری که اونهم از تیزهوشان بود(مرکز استعدادهای درخشان)آشنا شدم(1سال بزرگتر از من بود) .خیلی دوستش داشتم ولی هیچ وقت غرورم واعتقاداتم این اجازه رو به من نمی داد که احساساتم رو ابراز کنم.ولی اون خیلی راحت صحبت میکرد. .اعصابم بهم ریخته بود افسرده شده بودم احساس گناه و خیانت لحظه ای امانم نمیداد.در نتیجه در آزمون ورودی دانشگاه یه سال مو ندم و سال بعدش هم آزاد تو یه شهر بدتر از شهر خودمون قبول شدم.ولی اون تو یه شهر خوب سراسری قبول شد تنها نقطه اشتراکمون رشته تحصیلیمون بود(مهندسی کامپیوتر-نرم افزار)در دوران دانشگاه هم ارتباط ما ادامه داشت اما خیلی کمتر از قبل.البته باید خاطر نشان کرد که اهم رابطه ما قلبی و بعد تلفنی بود.سال 2 دانشگاهم بود که چند بارگفت من دیگه طاقتم طاقت شده می خوام بیام همه چی رو تموم کنم اما من می ترسیدم.و گفتم نمی خواد.هنوز زوده.(4سال از آشنایی ما میگذشت و تقریبا شناخت خوبی از هم داشتیم وضع مالی اونها خوب نبود ومن نگران بودم پدرم راضی نشه)بالاخره یک روز ایمیل زد بیا می خوام باهات صحبت کنم وقتی رفتم گفت من دیگه حوصله ام سر رفته .دیگه نمی خوامت. از من اصرار بود و از اون انکار.فایده ای نداشت که نداشت.و گفت اگه دوستم داری دیگه برام زنگ نزن و پشت سرت رو هم نگاه نکن برو! تو را به خیر و مارا به سلامت.

خانم ولیزاده تمام بنای باورهام بهم ریخت مثل روانی ها شده بودم.خورد خورد شدم.دیگه هیچ چیز زیبایی رو تو زندگیم نمی دیدم.

به خاطر حرف آخرش تو خودم شکستم ولی بر نگشتم.

حدود 10 ماه بعد همسرم به خواستگاریم اومد جوانی بود نجیب متدین و... نمی خواستم جواب +بدم اما وقتی دیدم جدا هیچ خبری از طرف عشق اولم نبود حس کردم بی خردیه اگه موقعیتی که خیلی بهتر از اوست رو از دست بدم.و من با همسرم ازدواج کردم. ولی هیچ وقت یاد عشق اولم رو فراموش نکردم.بارها بعد از ازدواجم باهاش تماس گرفتم و حتی 1 بار برای دیدنش به  شهری که در ان بود رفتم و دیدمش .اوهم ازدواج کرده (با دختری از همکلاسی هایش که 2سال از خودش بزرگتر بود دوست شده بود همزمان با وقتی که با من رابطه داشت .ولی از ازدواجش پشیمونه برعکس من)ولی خب راه برگشتی هم نداره با خانواده اش هم سر ازدواجش قطع رابطه کرده.هر دوی ما  دوست داشتیم زمان به عقب بر میگشت  و ما با هم می شدیم.خانم ولی زاده من همسرم رو دوست دارم و با ایشون احساس آرامش می کنم.اما هر کار می کنم نمی تونم از میزان علاقه ام به عشق اولم بکاهم و به طور کلی قطع رابطه کنم.واز یاد ببرمش.مطمئنا اگه همسرم بفهمه که من هنوز با او رابطه دارم یک تصمیم جدی اتخاذ می کنه.حتی ممکنه منو بکشه یا لااقل طلاق رو شاخشه .البته همسرم  فهمیده که چنین کسی سابقا وجود داشته.ما هنوز بچه نداریم و  پیشنهاد شما چیه؟اگه بچه دار شم فراموشش می کنم ؟آیا امکان داره فراموشش کنم چه طور؟لطفا راهنماییم کنید.

پاسخ :

عزيزم سلام

دوست گلم علت به وجود آمدن اين عاطفه و احساس قوي اين است كه اولاً شما خانم هستيد و خانم ها به ارتباطات اينطوري به چشم تشكيل زندگي نگاه مي كنند و در اين مورد خيلي رومانتيك و رويايي فكر مي كنند و در زمان خودش خيالپردازي هاي زيادي در اين مورد دارند . شما در آن مقطع زماني تمام احساسات و روياهاي خودت رو در وجود آن پسر پيدا كردي و سعي كردي تمام خلاًهاي وجوديت رو از طريق اون از بين ببري . اما عزيزم اونها خاطراتي بود كه مثل همه خاطرات تلخ و شيرين ديگه فقط بايد در حد خاطره بمونه . من نمي دونم چرا اين همه ضد حالي كه بهت زده رو در نظر نمي گيري ؟ چرا فكر نمي كني با همچين آدم بي ثبات و بي منطقي اگر ازدواج مي كردي ممكن بود هزاران هزار مشكل در زندگي خانوادگيت داشته باشي ؟ وقتي اينقدر عجولانه تصميم مي گيره ، قطع رابطه مي كنه ، ازدواج مي كنه ، پشيمون مي شه و . . . . چه طوري مي تونسته زندگي خوبي براي تو فراهم كنه ؟ از كجا مي دوني در زندگيش بهت خيانت نمي كرد ؟

ببين طيبه جان زندگي رويايي و خيالي كه هر فرد در زمان مجرديش مي سازه با زندگي واقعي و خانوادگي متفاوت است . اين طور كه خودت هم مي گي همسري داري كه واقعاً مي توني روش حساب باز كني و هيچ كم و كثري نداري و حتماً از نظر روحي نيز تأمينت مي كنه پس چرا خودت رو اينقدر كوچيك مي كني و باز با پسري مراوده داري كه به اندازه ي پشيزي غرور و شخصيت شمارو در نظر نگرفت ؟ آيا فكر مي كني در نهايت به چه چيز خواهي رسيد ؟ اينو بدون كه اصلاً نبايد به سمت اون آقا برمي گشتي چون ارزش وجودي شما خيلي بيشتر از اين حرفا بوده و هست . ضمناً ماه هميشه پشت ابر نمي مونه و ممكن حقيقت به شكل خيلي زشتش پيش همسرت فاش بشه و اون وقت هست كه بايد افسوس از بين رفتن زندگي شيرينت رو بخوري . اگر كمي هم به اعتقادات مذهبيت رجوع كني متوجه مي شي كه خدا هم اين كار رو نهي كرده و گفته يك زن براي انجام هر كاري بايد همسرش رو مطلع كنه . آيا شما روت مي شه اين كارو بكني ؟!!!

الان سعي كن به خاطر رعايت قوانين الهي و شريعت اسلام ، حفظ شخصيت و كرامت نفس خودت ، به خاطر همسر و زندگي خوبت ، به خاطر نامردي ها و بي لياقتي هاي اون آقا و همچنين همسر بي گناه اون اين ارتباط رو ترك كني و ديگه بهش فكر نكني . اينو در نظر داشته باش كه اون شخص ارزشي براي فكر كردن نداره . سعي كن پايه هاي زندگيت رو با همسر خوبت محكمتر كني و حتماً بچه دار شي و اميدي به پيوستن به اين آقا را نداشته باشي . باور كن اگر شرايطي به وجود بياد كه حتي با اون پيوند زناشويي داشته باشي به هيچ عنوان نمي تونه خوشبختت كنه و زندگيت رو نابود خواهد كرد . پس با اميد بسيار زياد به آيندت ، شوهرت و انشاا... بچه ي كوچولوت زندگي جديدي رو آغاز كن و به اون آقا فكر كن . به جاي فكر به خوبي ها و خاطرات شيريني كه با اون داشتي به نامردي ها و تنها گذاشتنش فكر كن و ببين كه اين مرد ارزش اين رو نداره كه زندگيت رو به خاطرش از دست بدي . اگر منطقي و درست فكر كني كم كم اين عشق ناسالم كمرنگ شده وعشق به زندگي خونوادگيت جايگزينش مي شه .

اگر توضيح خاصي داشتيد در خدمتم . موفق باشي

نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در پنجشنبه بیستم دی 1386 ساعت 18:53 | لینک ثابت |

سوال :

 

سلام فرشته خانوم
من چرا نمی تونم هیچ کاری رو شروع کنم و یا وقتی هم که شروع می کنم نمی تونم تمومش کنم
همیشه احساس تنهایی می کنم
اصلا شاد نیستم و ...
تا بعد ...

            پاسخ :

دوست عزيز با سلام

نامه ي شما خيلي كلي است و ريشه هاي انگيزه ي شما از ناتمام گذاشتن كار مشخص نيست . اما چند راهكار خدمت شما ارائه مي دهم تا امتحان بفرماييد :

-         اهدافتون رو از انجام هر كاري مشخص بفرماييد .

-         اهدافتون رو ريز كرده و براي هر قسمت برنامه ريزي بفرماييد .

-         براي انجام هر كاري علاقه و انگيزه داشته باشيد و به پايان آن فكر كنيد .

-         براي انجام هر قسمت از كار در زمان خود و به اكمال به خود پاداش بدهيد .

-         چنانچه مجبور به انجام كاري هستيد و بايد آن را انجام دهيد به عواقب خوب و نتيجه ي كار توجه فرماييد و انگيزه سازي نماييد .

-         كارها و وظايف و مسؤوليت هايي كه داريد به حداقل برسانيد و چنانچه تنوع دارد آنها را اولويت بندي كنيد و يكي يكي به آنها بپردازيد . مسووليت هاي متفاوت و متنوع فرد را دچار پريشاني و آشفتگي مي كند و دقت در عمل به هريك را كاهش مي دهد.

-         چون اضطراب خود مخل پي گيري برنامه ها مي باشد پس سعي كنيد در زمان انجام كار آرامش خود را حفظ كنيد .

-         با اعتماد به نفس بالا كار را انجام دهيد و فكر موفقيت در آن كار را تقويت نماييد .

-         چنانچه در انجام امور محوله به شما به مشكلي برخورديد براي رفع آن مشكل با يك فرد آگاه و خبره در آن زمينه مشورت بفرماييد چون برونفكني در آن زمينه خاص مي تواند هيجانات وبازخوردهاي منفي آن مشكل را در شما كاهش دهد .

-         با توجه به دو مورد بعدي كه ذكر كرديد احتمال افسردگي نيز در شما وجود دارد . چنانچه اين مشكل را دارا باشيد خود مي تواند يكي از دلائل كاهش انگيزه ي شما براي اتمام كار باشد كه توصيه مي كنم براي رفع آن راهكارهاي عملي كه در مقاله افسردگي چييست كه در وبلاگ آموزشي خودم يادداشت كردم (كه جزء پيوندهاي همين وبلاگ قرار دارد ) مطالعه بفرماييد و انجام دهيد .

در مورد دو مورد بعدي نيز بايد بگويم همونطور كه گفتم شايد ميزاني اضطراب و افسردگي در شما وجود داشته باشد كه مي توانيد با روان درماني بهبود يابيد .

براي تنهايي و شاد نبودن خود بايد در ابتدا و با محركات قوي وارد ميدان شويد و بعد كم كم به طور خودكار مشكلات حل مي شود.

سعي بفرماييد از روش هاي درست روابط اجتماعي خود را گسترش بخشيد ، به ديگران محبت كنيد و از ديگران محبت ببينيد ، اگر كاري از دستتون برمي ياد براي ديگران انجام دهيد . مطمئن باشيد با گسترش دامنه ي ارتباطات اجتماعيتون به خودي خود گسترش پيدا مي كند و احساس تعلق و شايستگي در شما قوت پيدا خواهد كرد. مطمئن باشيد در اين صورت شادي نيز به شما برمي گردد . ضمناً ايجاد فضاي شاد تا حدي به دست خود شماست . - وقتي به نعمتهايي كه خدا به شما داده و به خوبيها و توانمندي هاتون فكر كنيد اولين عامل احساس شادي در شما ايجاد مي شود .

- سعي كنيد با اتصال به ذات احديت خود را آرامش ببخشيد .

- در فضاهاي غمگين و حزن آلود قرار نگيريد .

-  ورزش كنيد و از تمرينات ريلكسيشن استفاده كنيد .

- از فيلم ها و موسيقي هاي شاد استفاده كنيد .

- با آدم هاي مثبت نگر و شاد مراوده داشته باشيد و از افراد منفي گرا دوري كنيد .

- سعي كنيد دوستان خوب و مطمئني انتخاب كنيد و با آنها صحبت و درددل كنيد و در مورد مشكلات با آنها هم فكري كنيد .

دوست خوبم اميدوارم با توجه به نكات بالا مشكلات گوشه گير شما حل شود و در كارها موفق باشيد .

دوست عزيز چنانچه مورد ديگري بود بفرماييد در خدمتتون هستم . موفق باشيد

 

 

 

نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در پنجشنبه بیستم دی 1386 ساعت 18:37 | لینک ثابت |

مهتاب عزيز سلام . يادداشتي از طريق ايميلتون ارسال كردم ملاحظه فرماييد . شاد باشيد
نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در پنجشنبه بیستم دی 1386 ساعت 18:31 | لینک ثابت |

سوال :

سلام . دستتون درد نکنه از وبلاگ خوب و مفیدتون
من 34 سالمه حدود 9 سال توی یه موسسه آموزشی کار می کردم و و حدود 3 ماه پیش اونجا تعطیل شد همزمان با تعطیلی اونجا یه مشکل عاطفی هم برام پیش اومد . البته بلافاصله توی یه شرکت دیگه کار پیدا کردم اما بعد از این اتفاقات نمی دونم چرا نمی تونم فکرم رو متمرکز کنم و همه ش دلم می خواد توی افکار خودم باشم . مثلا یکی که یک مطلب رو داره توضیح می ده من حواسم می ره جای دیگه و حرفاشو نصف ونیمه می فهمم وبعد دوباره ازش می خوام توضیح بده و خودم خجالت می کشم . اگه می شه لطف کنین و بگین چه کار کنم که یه کم بتونم فکرم رو منسجم تر کنم و بتونم توی دنیای حال زندگی کنم نه گذشته و تخیلات .
با تشکر

پاسخ :

دوست گلم سلام .

نامه شما خيلي كلي است و به بنده حق بديد نتونم با اين يكي دو جمله علت عدم تمركز شما و خيال پردازيتون رو ريشه يابي كنم اما احتمالاتي مي دم كه فكر مي كنم درست باشه .

به نظر مي ياد پس از تعطيلي اون موسسه و به وجود آمدن اون مشكل عاطفي شما دچار استرس و بعد اضطراب شديد و علائمي از حالات افسردگي در شما به وجود آمده است .

تخيل خود نوعي واكنش در برابر ناملايمات زندگي است و فرد سعي مي كند با فرو رفتن در تخيلات خود ناكامي هاش رو جبران كند . تخيل گاهي خود نشانه اي از مشكلات روحي فرد است .

شما لطف كنيد و مقاله بنده را درمورد افسردگي در وبلاگ آموزشي خودم كه جزء پيوندهاي همين وبلاگ است مطالعه بفرماييد واگر 5 مورد از علائم آن را در خود مشاهده فرموديد احتمال اين عارضه را در خود داشته باشيد و سعي در برطرف كردن اين مشكل در وجود خودتان بفرماييد تا كم كم تمركز شما نيز افزايش پيدا كند .

به هر حال ريشه ي عدم تمركز شما بايد ابتدا شناخته شود . چند دليل احتمالي ديگر را به جز اضطراب وافسردگي بنده خدمت شما مي گم اگر اين موارد نبود خود به دنبال بررسي ريشه اين عدم توجه خود بگرديد .

-          افسردگي يك احتمال آن است ،

-          ممكن است كمبود آهن و بعضي ويتامين هاي بدن شما اين مشكل را به وجود آورده باشد ،

-          ممكن است ميزان اضطراب شما بسيار بيشتر از ميزان افسردگيتون مشهود باشد ،

-           ممكن است خستگي زياد شمارو به اين حالت رسونده

-          و يا ممكن است به موضوعاتي كه با شما صحبت مي كنند علاقه نداريد و به همين دليل نمي تواند توجه شمارو جلب كند .

-          حتي ممكن است عوامل بيروني و محيطي تمركز شمارو از بين مي برد و يا . . .

به هر حال ريشه عدم تمركزتان را شناسايي كنيد . براي بهبود تمركز و جدايي از خيال بافي به چند مورد اشاره مي كنم :

- سعي كنيد به خودتون آرامش بديد و در طول شبانه روز تمرينات ريلكسيشن و تنفس عميق را داشته باشيد .

-زمان هايي را در طول شبانه روز به تخيل و حل تنشهاي شغلي ، عاطفي و يا . . .  و هر تفكر راجع به هر عاملي كه در شما تنش و ناراحتي بوجود مي آورد اختصاص بديد و هر زمان كه دچار پرش فكري مي شويد يك لحظه توقف كنيد و بگوييد در اين مورد بعداً فكر مي كنم و سعي كنيد بر روي مسأله اي كه پيش رو داريد متمركز شويد .

- سعي كنيد مسائلي رو كه در شما تشويش ايجاد مي كنه يادداشت كنيد واونهارو تحليل كنيد . يا قابل حل هست كه براي حل اون مشكلات برنامه ريزي مي كنيد و يا قابل حل نيستند كه در اينصورت واقعيات رو مي پذيريد .

- كليه راه كارهاي عملي برطرف نمودن افسردگي و اضطراب را روي خود پياده كنيد

اميدوارم با اين نكات مشكل حل شود ، اگر چنين نشد لطف بفرماييد كاملتر توضيح دهيد تا در خدمتتون باشم .

لطفاً پس از دريافت پاسخ بنده را مطلع فرماييد . التماس دعا

 

نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در پنجشنبه بیستم دی 1386 ساعت 1:19 | لینک ثابت |

سوال :

واقعا خسته نباشید
از اینکه نامم رو کامل خوندید و جواب دادید واقعا ممنونم.
راستی مشکل کامپیوترم بود که نمی تونستم جوابتون رو بگیرم.
باید بگم که من الان خیلی حالم نسبت به گذشته بهتر شده . و بیشترین مشکلم عدم تواناييم در تصميم گرفتنه.
تقریبا همه ی اون نکاتی رو که شما گفتین, رو خودم پیاده کرده بودم چون سعی کرده بودم خودم بتونم به خودم کمک کنم
ولی این مشکل بالا خیلی نگرانم میکنه. اگه شما تو مشهد روانپزشک خوب سراغ دارید لطفا بگید.
باز هم ممنونم. با بهترین ارزوها از خدا جون برای ادم های خوبی مثل شما

پاسخ :

دوست گلم سلام . بسيار بسيار خوشحالم كه بهتر شديد . مطمئن هستم كه بهتر از اين هم خواهيد شد .

عدم تصميم گيري شما برمي گرده به همون حالات افسردگي و اضطرابتون . مطمئن باشيد پيرو بهبود شما در اين دو اختلال حتماً در تصميم گيري هاتون هم سرعت عمل خواهيد داشت .

براي مطالعه ي شما و عزيزان ديگر چند خطي راجع به تصميم گيري در ذيل گذاشتم كه مي تونيد با مطالعه ي اون به ماهيت تصميم گيري صحيح پي ببريد و با اشراف كامل تري تصميم گيري كنيد . راهكارهاي عملي تصميم گيري منطقي رو توجه بفرماييد و اونهارو پياده كنيد .

سعي كنيد مطالبي رو كه راجع به افسردگي و اضطراب و اعتماد به نفس هم در وبلاگ آموزشيم گذاشتم مجدد مطالعه بفرماييد و نكات آن را عملي بفرماييد زيرا مقداري از مشكلات تصميم گيري در شما به اين سه مورد برمي گرده .

ضمناً شما آدرس روانپزشك خواسته بوديد . يادت باشه دوست گلم روان پزشك با شما مشاوره نخواهد داشت و دارو تجويز مي كند . شما دو سه هفته ديگه روي مطالب اين مقالات تمركز داشته باش و به اونها عمل كن و يا حضوراً به يك روان شناس يا مشاور مراجعه كن چنانچه بهبود حاصل نشد اونوقت به روان پزشك مراجعه كن . اما مع الوصف چشم ؛ سه روانپزشك در مشهد به شما معرفي مي كنم تا در صورت تمايل به اونها مراجعه بفرماييد :

سركار خانم دكتر عاطفه سلطاني فر و جناب آقاي دكتر عبداللهيان : در بيمارستان دكتر شيخ تشريف دارند . سركار خانم دكتر سلطاني فر مطب ندارند و جناب آقاي دكتر عبداللهيان مطبشان را عوض كردند كه بنده محل جديد آن را نمي دانم اما هر در روزهاي به خصوصي در بيمارستان دكتر شيخ مشغول به كار مي باشند كه مي توانيد از طريق اطلاعات بيمارستان روزهاي حضور اين بزرگواران را سوال بفرماييد .

جناب آقاي دكتر اشرف زاده : احمد آباد ، خيابان پرستار ، جنب بيمارستان قائم . تلفن 8408040-0511

دوست عزيزم چنانچه باز هم مشكلي وجود داشت در خدمتت هستم . التماس دعا

 

  تصميم گيري و نكاتي درباره آن

 

تصميم گيري چيست ؟

تصميم گيري ابزاري است كه براي شكل دادن به آينده مثبت از آن استفاده مي كنيم. به عبارتي فرايندي است پيچيده شامل انواع توانايي هاي فكري ونيزداشتن اطلاعات در مورد تصميمي كه مي خواهيم بگيريم.

انسان در مسیر زندگی خود با انواع مشکلات مواجه می‌شود که ناگزیر می شود تصمیمی  اتخاذ کند. تصمیم گیری نقش گسترده‌ای در زندگی آدمی دارد. از تصمیم گیریهای جزئی در امور کوچک گرفته، تا تصمیم گیریهای بسیار بزرگ و پراهمیت. برخی از تصمیم ها چنان به راحتی صورت می‌گیرند که شاید ما چندان توجهی به آنها ن‌کنیم، اما در مقابل مسائلی نیز در زندگی وجود دارند که اقدام به تصمیم گیری در مورد آنها شاید مدت زمان طولانی وقت لازم داشته باشد. در هر حال اهمیت این تصمیم گیریها به لحاظ اهمیتی که اکثر آنها در سرنوشت فرد دارند، بسیار زیاد است و چه بسا تعلل در شناخت راههای تصمیم گیری بهتر ، عواقب جبران ناپذیری را برای فرد به بار آورد.

 

مهارت های پیش نیاز تصميم گيري

خود آگاهی : خودآگاهی توانایی شناخت خود و آگاهی از خصوصیات، نقاط قوت و ضعف، خواسته ها، ترسها و انزجارهاست. رشد خودآگاهی به فرد کمک میکند تا دریابد تحت استرس قرار دارد یا نه و این معمولاً پیش شرط روابط اجتماعی و روابط بین فردی موثر و همدلانه است.

همدلی : همدلی یعنی اینکه فرد بتواند زندگی دیگران، را حتی زمانی که در آن شرایط قرار ندارد درک کند. همدلی به فرد کمک میکند تا بتواند انسانهای دیگر را حتی وقتی با انها بسیار متفاوت است، بپذیرد و به آنها احترام گذارد. همدلی روابط اجتماعی را بهبود میبخشد و به ایجاد رفتارهای حمایت کننده و پذیرنده نسبت به انسانهای دیگر منجر میشود.

ارتباط ( ابراز وجود ) : این توانایی به فرد کمک میکند تا بتواند بصورت کلامی یا غیر کلامی و متناسب با فرهنگ جامعه و موقعیت خود را بیان نماید. بدین معنی که نظرها، عقاید، خواسته ها، نیازها و هیجانات خود را ابراز و به هنگام نیاز بتواند از دیگران درخواست کمک و راهنمایی نماید. مهارت تقاضای کمک و راهنمایی گرفتن از دیگران، در مواقع ضروری، از عوامل مهم یک رابطه سالم است.

روابط بین فردی : این توانایی بر ایجاد روابط بین فردی مثبت و موثر فرد با انسانهای دیگر کمک میکند. یکی از این موارد، توانایی برقراری روابط دوستانه است که در سلامت روانی اجتماعی، روابط گرم خانوادگی به عنوان یک منبع مهم حمایت اجتماعی و قطع روابط اجتماعی ناسالم نقش بسیار مهمی دارد.

تفکر نقاد : تفکر نقاد، توانایی تحلیل اطلاعات و تجارب است. آموزش این مهارت، فرد را قادر میسازد تا در برخورد با ارزشها، فشار گروه و رسانه های گروهی مقاومت کند و از آسیبهای ناشی از آن در امان بمانند.

تفکر خلاق : این نوع تفکر، هم به حل مسئله و هم به تصمیم گیریهای مناسب کمک میکند. با استفاده از این نوع تفکر، راه حلهای مختلف مسئله و پیامدهای هر یک از آنها بررسی میشود. این مهارت فرد را قادر میسازد تا مسائل را ورای تجارب مستقیم خود دریابد و حتی زمانیکه مشکلی وجود ندارد و تصمیم گیری خاصی مطرح نیست، با سازگاری و انعطاف پذیری بیشتری به زندگی روزمره بپردازد. 

حل مسئله : این توانایی فرد را قادر میسازد تا به نحو موثری مسائل زندگی را حل نماید. مسائل مهم زندگی چنانچه حل نشده باقی بمانند، استرس روانی ایجاد میکنند که به فشار جسمی منجر میشود.

 

فوائد تصميم گيري

1. پیشگیری از اختلالات جسمی

2. پیشگیری از اختلالات روانی

3. پیشگیری از اختلالات اجتماعی

4. پیشگیری از اختلالات معنوی

5. پیشگیری از مشکلات سیاسی

6. پیشگیری از مشکلات اقتصادی

7. ارتقاء سلامت

 

سبكهاي تصميم گيري

تصميم گيري احساسي

  • مبناي انتخاب فرد آن است كه احساس وي چه چيز را درست مي داند .
  • تاكيد بر تماس يا حس دروني است .
  • ملاك نهايي اين است كه : چه حس مي كند تا اينكه چه فكر مي كند .
  • مبناي انتخاب فرد آن است كه احساس وي چه چيز را درست مي داند .
  • تاكيد بر تماس يا حس دروني است .
  • ملاك نهايي اين است كه : چه حس مي كند تا اينكه چه فكر مي كند .

تصميم گيري اضطراري

  • فرد تحت تاثير تعارض و استرس تصميم گيري به حدي مضطرب و برانگيخته مي شود كه ( كارآمدي ) تصميم گيري وي كاهش مي يابد .
  • فرد نمي تواند اطلاعات مربوط را به ميزان كافي در نظرگرفته و سبك و سنگين كند . نهايتاً براي فرار از فشار يكي از راهها را انتخاب مي كند .

تصميم گيري اجتنابي

  • فرد لزوم تصميم گيري را انكار مي كند .
  • اميدوار است كه همه چيز خود به خود درست مي شود .
  • به تكنيك هاي به تأخير انداختن مثل امروز و فردا كردن متوسل مي شود .
  • هدف نهايي حفظ آسايش روان شناختي كوتاه مدت است

تصميم گيري تكانه اي

  • فرد به سرعت به مبناي تكانه هاي ناگهاني تصميم مي گيريد .
  • به ارزيابي آرام و منطقي حقايق نمي پردازد .
  • معمولاً خودش هم از اين تصميم گيري تعجب مي كند .

تصميم گيري مطيعانه

  • فرد براساس ( انتظارات ) ديگران تصميم مي گيرد .
  • ويژگي اصلي اين سبك (انفعال) است .
  • فرد اجازه مي دهد ديگران تصميم ها را به او تحميل كنند .
  • فرد اجازه مي دهد ديگران براي او تصميم بگيرند .
  • معمولاً از لفظ ( نمي دانم ، هر چه شما بگوييد ) استفاده مي كند .

تصميم گيري اخلاقي

  • مبناي انتخاب يك كد اخلاقي است .
  • كد اخلاقي مي تواند ( مذهبي ) باشد .
  • كد اخلاقي مي تواند ( اصول اخلاق شخصي ) باشد .

تصميم گيري منطقي

  • فرد با آرامش و بكارگيري خرد ، بيطرفانه با توجه به هدف بهترين حق انتخاب را بر مي گزيند .
  • فرد به اطلاعات ، هدف يا اهداف ، ارزش ها توجه دارد .
  • فرد ( خودآگاهي ) و ( زمان آگاهي ) دارد .
  • فرد به پيامدها و خطرات احتمالي توجه دارد .
  • انتخاب فرد حق گرايانه و براساس ملاكهاي ارزشي واقعي است .

 

عوامل مؤثر بر تصمیم گیری

  • نوع مشكل
  • شخصيت افراد
  • ميزان اعتماد به نفس شخص
  • عوامل محيطي
  • اختلالات روحي و رواني مثل افسردگي و اضطراب
  • استقلال فکر
  • اهميت و شفافيت موضوع
  • آمادگی برای پذیرش مسئولیت تصمیم های اتخاذ شده
  • عدم ترس از خطر کردن ( ریسک کردن)
  • درک درست موقعیت ومشکل
  • ارزش ها و باورها
  • دانش و اطلاعات درباره مشکل یا موقعیت
  • شیوه تصمیم گیری و آشنايي با روال منطقي آن
  • روش و ميزان پاداش و تنبيه
  • آمادگی برای مشورت با دیگران
  • انعطاف پذیری
  • خلاقیت

 

مراحل تصميم گيري منطقي

مرحله اول : مواجه شدن با تصميم

باز بودن به اطلاعات داخلي

باز بودن به اطلاعات خارجي

وضوح و تمركز موضوع

مرحله دوم : خلق حق انتخاب ها

مرحله سوم : ارزيابي پيامد پيش بيني شده حق انتخاب ها

مرحله چهارم : متعهد كردن خود به يك تصميم

1. وارسي نمودن تطابق و هماهنگي تصميم ها با ارزش ها

2. بيان واضح اهداف

3. وارسي كردن مجدد حق انتخاب ها

4. طراحي بهترين راه حل

5. توجه و به خاطر سپردن پاداش هاي حاصل از تصميم

مرحله پنجم : طرح ريزي براي چگونگي اجراي تصميم

1. بيان واضح اهداف و مشخص كردن چهارچوب زماني

2. ريز كردن كارها

3. در نظر گرفتن راههاي مختلف اجراي تصميم

4. پيش بيني مشكلات و موانع

5. تشخيص منابع حمايت كننده

6. نوشتن طرح عمل ( POA)

مرحله ششم : اجراي تصميم

1. زمان بندي و تعيين بهترين

2. تعارض هاي پس از تصميم

3. عذر و بهانه نياوردن

4. باز بودن به بازخورد

5. پاداش دادن به خود

6. كنار آمدن با چالش ، نوميدي و درماندگي

مرحله هفتم : ارزيابي پيامدهاي واقعي اجراي تصميم

 

راهبردهای عملی برای افزایش قدرت تصمیم گیری

1.  اعتماد به نفس داشته باشید. برای اینکار پیروزیهای قبلی خود و توانایی‌های خود را همواره مدنظر داشته باشید.

2.  علائم و ناراحتیهای خود را که در قدرت تصمیم گیری شما دخالت می‌کنند، بشناسید و تلاش کنید آنها را رفع کنید مانند افسردگي هاي مزمن و اضطرابها

3.  تغذیه مناسب داشته باشید. تغذیه مناسب با افزایش قوای ذهنی ، در تمام زمینه‌های ذهنی قدرت شما را بالا خواهد برد.

4.  معلومات خود را افزایش دهید. افزایش معلومات هم در مسائلی که در حال حاضر باید برایشان تصمیم گیری کنید، لازم است و هم در افزایش معلومات به صورت کلی و روزانه در موارد مختلف مدنظر است.

5.  در حین تصمیم گیری ، تلاش کنید موضوع را از جنبه‌های مختلف بشناسید و به ابعاد مختلف آن پی ببرید.

6.     از افراد آشنا به موضوع حتما کمک بگیرید.

7.  از یک نظم منطقی برای تصمیم گیری استفاده کنید. به عنوان نمونه می‌توانید مشقهای مختلف تصمیمتان را بررسی کنید، دلایل مخالفت و موافقت خود را بر هر مشق یادداشت کنید. به این ترتیب و با الویت بندی و امتیاز دادن به زمینه‌هایی که با آنها موافق هستید، تصمیمی را اتخاذ کنید که کمترین شکست و بیشترین احتمال پیروزی را به همراه داشته باشد.

8.  همواره به یاد داشته باشیم که در اکثر انتخابهای ما ، انتخاب کامل و بدون عیب و نقصی وجود ندارد و هر انتخاب ما متضمن از دست دادن امتیازاتی است که دیگر انتخابها می‌توانستند داشته باشند. به عبارتی تصمیم گیری بر اساس بیشترین امتیاز و کمترین احتمال شکست انجام می‌شود.

 

نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در سه شنبه هجدهم دی 1386 ساعت 22:2 | لینک ثابت |

دوست عزيزم ؛ رزا خانم سلام .

پاسخ شمارو در وبلاگتون در قسمت نظريات به طور خصوصي ارسال كردم . لطفاً بنده را از دريافت آن مطلع فرماييد . پيروز باشيد .

نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در سه شنبه هجدهم دی 1386 ساعت 16:2 | لینک ثابت |

سوال ۱ : ( در ايميل )

من 21 سال سن دارم ومنشی یک شرکت
خصوصی هستم و برای کمک به خانواده دو
شیفت کار می کنم مدرک تحصیلی من
دیپلم می باشد مشکل من در تصمیم
گیری ها یم باشد به تازگی در
کنکور شرکت کردم ونمی دانم با اینکه به کار
احتیاج دارم آیا درسم را بخوانم و کارم را
ترک کنم ؟یا می توانم هردو را داشته باشم
؟مشکل دیگر من این است که وقتی همه
بعد کلنجار رفتن بسیار باز  پشیمان می
شوم و احساس نا امیدی شدید
میکنم به طوری که گاهی اوقات غذا
خوردن برایم بی معنا می شود
وکمی هم خجالتی هستم و اگر با کسی
روبرو بشم که از من زیبا تر و ثروتمند تر و
خوشتیب تر باشد در مقابل او احساس ضعف می
کنم و دوباره به من احساس نا امیدی دست
می دهد .همیشه با خودم می گویم
خوشبحال آنها که زندگی راحتی دارند و همه
آنها را دوست دارند و همیشه در زندگی خود
موفق می باند خانم علیزاده نمی دانم
با این مشکلات چگونه مقابله کنم تا این لحظه
هیچکار مفیدی انجام ندادم وتمام وقت و
عمر خودم را تلف کردم از شما خواهش میکنم هر چه
سریعتر مرا از این نگرانی در
بیاورید .

سوال ۲ : ( در وبلاگ )

سلام خانم ولیزاده امیدوارم حالتان خوب باشد من امروز به طور اتفاقی با وبلاگ شما آشنا شدم و خوشحالم که می توانم از این طریق مشکلاتم را بازگو و حل نمایم .
من 21 سال سن دارم ودر یک شرکت منشی هستم مشکلی که من دارم این است که در زندگی قدرت تصمیم گیری ندارم و هر گاه بر سر دوراهی قرارمی گیرم توانایی تصمیم گیر ندارم نمی دانم کدام را انتخاب کنم جالب اینجاست اگر یک راه را انتخاب کنم بعد از مدتی پشیمان می شوم و دچار نگرانی و اضطراب می شوم از اینکه وقت خود را در اختیار من گذاشتید متشکرم .

پاسخ :

دوست خوبم سلام . اينطور كه معلومه و شما در زندگي خونوادگيتون استرسهاي كوچك و بزرگي داريد كه باعث ايجاد اضطراب و تا حدي افسردگي در شما شده . لطف بفرماييد و سه مقاله كه راجع به افسردگي و اضطراب و تصميم گيري در وبلاگ آموزشي خودم يعني http://www.asaiiesh.blogfa.com گذاشتم رو مطالعه بفرماييد . چنانچه حداقل 5 مورد از علائم باليني حالات شما به علائم ذكر شده در دو مورد اختلالات افسردگي و اضطراب شباهت داشت راهكارهاي عملي آن را حتماً اجرا بفرماييد . البته حالاتي كه شما ذكر كرديد (عدم تصميم گيري سريع و درست ، نااميدي ، اعتماد به نفس پايين ، احساس ضعف اعتقاد به نامفيد بودن كارهايي كه انجام داديد و تلف كردن عمر ، بي ميلي به غذا خوردن ) حالاتي است كه مربوط به اختلال افسردگي مي شود و افسردگي و اضطراب نيز دوستان جداي ناپذير يكديگرند پس به عملي نمودن راهكارهاي عملي افسردگي بيشتر توصيه مي كنم .

زماني كه مشكلات روحي شما برطرف شود در تصميم گيري خود نيز قاطع تر عمل خواهي كرد و تمركزتون بر روي مسائل افزايش مي يابد. حالت تعارض خيلي بدتر است از تصميم گيري نادرست. زماني كه بين دو وضعيت قرار مي گيريد سعي كنيد تمام جنبه هاي مثبت و منفي هر دو راه را براي خود يادداشت كنيد و اهم و في الاهم كنيد و در بين اين دو بهترين تصميم را بگيريد . در مورد راههايي كه بين اون دو مردد مونديد نيز مي تونيد با يك فرد مثبت نگر كه به اون اعتماد داريد نيز مشورت كنيد اما تصميم گيرنده ي نهايي خود شما باشيد . مواظب باشيد آرمان هايي كه در نظر داريد دور از دسترس و خيلي بالاتر از حد توانمندي شما نباشد تا شمارو دچار ناكامي بكند. پس از تصميم گيري براي خودتون برنامه ريزي داشته باشيد و حتماً به اونها عمل بفرماييد . مثلاً در موردي كه خودتون هم فرموديد مي تونيد هم كار كنيد و هم درس بخونيد به شرطيكه هدفتون رو تعيين كنيد و برنامه ريزي صحيحي براي رسيدن به اون اهداف داشته باشيد . البته مواظب باشيد اهدافي رو هم كه تعيين مي كنيد خيلي زياد نباشند كه باز شمارو دچار سردرگمي و مسووليت هاي پيچيده بكنند . سعي كنيد برنامه ريزي هاتون رو خرد كنيد و در اونها موفق باشيد تا اعتماد به نفستون هم بالا بره .

ضمناً توصيه مي كنم از مقاله اي را كه راجع به افزايش اعتماد به نفس نيز در همان وبلاگ قرار دادم نيز استفاده كنيد زيرا افزايش اعتماد به نفس و كاهش اضطراب يكي از راه هاي درمان افسردگيست .

چنانچه پس ازمطالعه اين موارد باز هم مشكلي بود بفرماييد تا در خدمتتون باشم . التماس دعا

نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در سه شنبه هجدهم دی 1386 ساعت 15:41 | لینک ثابت |

برادر خوبم امير آقا سلام . پاسخ شما از طريق ايميلتون ارسال شد . لطفاً پس از دريافت اون بنده را مطلع فرماييد . موفق باشيد
نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در سه شنبه هجدهم دی 1386 ساعت 13:54 | لینک ثابت |

سوال :

سلام وبلاگ خوبی دارید ولی همهش به سوالات مدد جویان خود پاسخ دادید اگر میشه راجب تصمیم گیری درست در ازدواج مطلب بنویسید

پاسخ :

 

دوست عزيز سلام و از لطف شما متشكرم .

بنده يك وبلاگ ديگر به نام آسايش دارم كه تحت عنوان ‹ وبلاگ آموزشي خودم › جزء وبلاگ هاي پيوندي قرار دادم كه مي توانيد از مطالب اون استفاده كنيد . وبلاگ مشاوره صرفاً به جهت پاسخگويي به سوالات مددجويان طراحي گشته است و به علت حجم زياد نامه ها فرصتي نيز بيشتر از پاسخگويي باقي نمي ماند . البته بعضي از نامه هايي كه قابل طرح علني در وبلاگ مي باشد را با توضيحات و يا حتي بعضي ها را با مقاله هايي در رابطه با آن موضوع خاص در وبلاگ قرار مي دهم تا عزيزان از مطالعه اونها استفاده بفرمايند .

راجع به تصميم گيري در مورد ازدواج نيز دو نامه بوده كه قبلاً به آنها پاسخ داده ام . تاريخ پاسخ اون نامه هارو يادداشت مي كنم ، اونهارو مطالعه بفرماييد ، چنانچه مشكل خاصي وجود داشت بفرماييد تا اختصاصاً پاسخ بدم .

1-     عنوان : پاسخ مختصر يكي از عزيزان براي نكات مهم مورد نظر در زمان ازدواج

      يكشنبه 13 آبان 1386 ، ساعت 23:06

2-     عنوان : سوال جناب آقاي ماندگار و پاسخ به آن

سه شنبه 8 آبان 1386 ، ساعت 23:35

 

موفق و پيروز باشيد

 

نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در یکشنبه شانزدهم دی 1386 ساعت 21:38 | لینک ثابت |

سوال :

با سلام وآرزوی سلامتی برای خانم ولیزاده
مشکلی داشتم که می خواستم با شما در میان بگذارم. من دختری 33 ساله هستم . دارای شغلی خوب و محترمانه و مدرک تحصیلی لیسانس.موقعیت خانوادگی خیلی خوبی در محل زندگی دارم.مشکل من پریشانی و سر در گمی است ،بی هدفی و بی انگیزه بودن. احتمالا شما هم می گویید باید سریعتر ازدواج کنم.اما در این مورد چند مشکل هست:اولا تا زمانی که من خودم خودم را نشناختم و خودم را پیدا نکرده ام چطور می توانم آینده کس دیگری را هم پریشان کنم همه با امیدها و آرزوی داشتن همسری بهتر از خود ازدواج می کنند. ثانیا من در انتخاب دچار وسواس زیادی هستم کسی را نمی توانم انتخاب کنم.بهترین عبارتی که می توانم بگویم این است که کسی به دلم نمی نشیند دوست داشتن طرف مقابلم برایم خیلی مهم است. ممکن است بگویید مشکل از خودم است که نمی توانم کسی را دوست بدارم.درست است اما چه کنم؟از طرفی زمان به سرعت به ضرر من در حال گذر است و از طرفی نمی توانم هر کسی را وارد حریم خودم بکنم.شاید کسانی که من می پسندمشان آنها مرا نمی پسندند و آنهایی که من نمی خواهم من را می خواهند. قبلا با مشاورین دیگری البته به صورت حضوری صحبت کرده ام.در من افسردگی نسبتا شدیدی را تشخیص داده اند مدتی هم دارو مصرف کرده ام ولی تاثیری ندیده ام. زندگی و افکارم جهتی ندارند و سخت در رنجم.گاهی اوقات دلم می خواهد همه چیز را تمتم کنم احساس بیفایده بودن می کنم در حالیکه ظاهرم چیزی جز این را نشان می دهد. در زندگی ام با مصیبتهای زیادی رو به رو شده ام در 12 سالگی تنها برادرم در 22 سالگی مادرم و 10 ماه قبل پدرم را از دست دادم. نمی دانم تا چه حد توانستم آنچه را که به سختی عذابم میدهد بیان کنم .منتظر راهنمایی ارزشمندتان هستم

 پاسخ :

دوست عزيزم سلام

قبل هر چيز براي از دست دادن اين سه عزيزت واقعاً متأسفم و اميدوارم خداوند صبري عظيم به شما عنايت بكنه . باران جان مي دونم داغ از دست دادن عزيز بسيار مشكل هست و افسردگي بعد از اين مصيبتها بين افراد كاملاً شايع هست . قبل از هرگونه صحبتي مي خوام بهت بگم كه در اين طور موارد هميشه خدارو ياد كن و با خودت بگو اين دنيا فانيه ، خدا همينطور كه انسان هارو مي آفرينه يك روزي هم اونهارو مي بره ، پس هرچه خدا بخواد همون پيش مي ياد . اين مصيبتها هم همه خواست خدا بوده و او اينطور مقدر دونسته . اگر به خدا ايمان راسخ داشته باشي و بدوني اينها همه امتحان الهي است و از خودش صبر بخواي خدا خودش كمكت مي كنه و پاداشي عظيم در روز قيامت خواهي داشت .

عزيز دلم حالاتي كه فرموديد نشان از اضطرابهاي بسيار زياد شما دارد كه كم كم منجر به افسردگي مزمن در شما شده . علائم و مشخصه هايي كه فرموديد نشانه هاي اين دو اختلال مي باشد . احتمال دارد دچار يكي از انواع وسواس فكري و يا عملي نيز باشيد . فرموده بوديد به مشاور مراجعه كرديد و دارو هم مصرف نموديد . نمي دونم آيا مصرف دارو توأم با جلسات مشاوره و رجوع به روان شناس بود و يا اينكه يكي دو بار به مشاور مراجعه كرديد و با توصيه ايشون به روانپزشك معرفي شديد و ديگه به جلسات مشاوره نرفتيد ؟ اگر اينطور بوده باشه كار خوبي نبوده چون دارو درماني همراه با تغيير نگرشي و جلسات روان درماني مي تونه خيلي اثرگذارتر باشه . اگر افسردگي و اضطراب ناشي از تغييرات هورموني بدن باشد پس از دارودرماني و تنظيم هورمون ها افسردگي برطرف مي شه اما اگر ناشي از مسائل ديگه باشه همراه با دارودرماني جلسات روان درماني نيز بايد تشكيل شود تا فرد بتونه به آرامش لازم برسه . از همه بهتر اين هست كه اول رواندرماني صورت پذيرد و حدود 6 تا 8 هفته ادامه داشته باشد .

من در اين قسمت  توضيحات مفصلي درباره افسردگي مي دم . مي خوام شما ماهيت افسردگي رو بدونيد و لطف كنيد و براي معالجه ي خودتون به توصيه هايي كه براي رفع اون يادداشت مي كنم عمل كنيد . اگر حس مي كنيد به تنهايي قادر به تغيير نگرش و رفتارهاي خود نيستيد از شخصي كه با شما صميمي است كمك بگيريد تا به شما كمك كند و همراه شما باشد .

اگر پس از خوندن اين مطالب مشكل ديگه اي بود بفرماييد تا در خدمت باشم . موفق باشيد

 

افسردگي چيست ؟

افسردگي اغتشاشي در خلق است كه با درجات متفاوت غمگيني، يأس، تنهايي، نااميدي، شك در مورد خويشتن و احساس گناه مشخص مي شود. اغلب مردم معمولاً در دوره اي از عمر خود احساس افسردگي مي كنند، اما عده اي ديگر اين احساسها را به كرات و به طور عميق و مداوم تجربه مي كنند. در بعضي موارد، افسردگي براي ماهها و يا سالها تداوم مي يابد. مشهورترين حالت افسردگي احساس دلتنگي و دل گرفتگي و يا قرار داشتن در حالت خلقي بد است. اين احساسها معمولاً كوتاه مدت بوده و تاثيرات كم وجزئي بر روي فعاليتهاي معمول روزانه دارند.
در سطح بعدي افسردگي، نشانه ها شدت يافته و براي دوره اي طولاني تر تداوم مي يابد. فعاليت هاي روزمره ممكن است به شدت سخت شوند...  اما هنوزشخص قادر به مقابله با آنهاست. بهر حال، در اين حالت، احساسهاي نااميدي شايد آنقدر شديد شوند كه خودكشي به عنوان تنها راه حل به نظر برسد. كسي كه افسردگي را تجربه مي كند، ممكن است نوسانات شديدي را در خلق تجربه كرده و يا حتي آرزوي كناره گيري كامل از فعاليتهاي معمول روزانه و دنياي بيرون را داشته باشد.

افسردگی بیماری بسیار شایع عصر ماست. و در تمامی جهان روندی فزاینده دارد. این در حالی است كه حدود نیمی از مبتلایان به افسردگی یا از بیماری خود بی خبرند یا بیماری آنها چیزی دیگر تشخیص داده شده است.

افسردگی یك بیماری اختصاصی نیست بلكه در تماما سنین و همه نژادها، هم در زنان و هم در مردان ظاهر می شود. افسردگی بیماری ساده ای نیست بلكه انواع گوناگون دارد به طوری كه در بعضی افراد به صورت هایی ظاهر می شود كه ما عموماً آنها را افسردگی نمی شناسیم. افسردگی پس از آنكه درمان شد غالباً باز می گردد.

 

نشانه هاي افسردگي

  • افسردگي ممكن است به صورتهاي زير زندگي شخص را تحت تاثير قرار دهد:
  • تغييرات در احساسها و ادراكات ، غم و اندوه پايدار، اظطراب، احساس پوچي.
  • گريه هاي مكرر و يا درقسمت ديگ پيوستار، فقدان پاسخ دهي عاطفي
  • ناتواني از لذت بردن از هر چيزي
  • احساس نااميدي و يا بي ارزشي و بدبيني
  • احساس افراطي گناه و يا خود سرزنشي
  • كاهش سطح انرژي و احساس خستگي
  • احساس شكست- احساس سربار بودن
  • افت اعتماد بنفس - سرزنش مدام خود - نگراني از گذشته و آينده.
  • فقدان ميل جنسي
  • فقدان احساسهاي گرم نسبت به خانواده و دوستان
  • تغييرات در رفتار و نگرش
  • فقدان علاقه نسبت به فعاليتهاي قبلي و كناره گيري از ديگران
  • غفلت از مسئوليت ها و ظاهر شخصي
  • تحريك پذيري. شكايت از چيزهايي كه قبلاً انجام مي گرفتند.
  • بيقراري و بيتابي - زود رنجي و تحريك پذيري- و يا كند شدن حركات و واكنشها- بي تفاوتي
  • نارضايتي كلي از زندگي و احساس تيره بختي
  • كاهش در حافظه، ناتواني در تمركز، بلا تصميمي و آشفتگي
  • كاهش در توانايي مقابله با مسائل روزمره
  • شكايات بدني
  • خستگي مزمن و فقدان نيرو
  • فقدان كامل اشتها، و يا در سوي ديگر، خوردن اجباري
  • بي خوابي، بيداري زود هنگام صبحگاهي، يا خواب افراطي و بدخوابي
  • خارش بدن - تاري ديد -تعريق شديد- خشكي دهان
  • سردردها، پشت دردها و ساير شكايات مشابه بدون دليل
  • مشكلات گوارشي شامل درد معده، تهوع، اشكال در  هضم و تغيير در كاركردهاي روده اي.

       داشتن حداقل پنج علامت یاد شده برای ابتلا به افسردگی كبیر كافی است. ولی علامات مرضی افسرده بودن خلق و خوي در بيشتر روزها و يا تقريباً هر رزو و كاهش آشكار علاقه يا ميل به هر نوع فعاليت زندگي باید جزء آن علامت باشند. افسردگی نمی تواند واكنش معمولی مرگ یك عزیز باشد. همه افراد مبتلا به افسردگی تمام علامات مرضی این بیماری را ندارند و شدت علامات مرضی در افراد مختلف متفاوت است.

 

علل افسردگي

علت دقیق افسردگى كاملاً شناخته شده نیست اما براساس شواهد به دست آمده مى توان چندین عامل را برشمرد:

1- وراثت

افرادى كه یكى از بستگان نزدیك آنها مبتلا به افسردگى اصلى یا  اختلال خلقى  دوگانه (دوقطبى) باشند دو برابر دیگران در معرض ابتلا به افسردگى  قرار دارند.

2- ساختار بیوشیمیایى

هر انسانى ساختار شیمیایى منحصر به فرد دارد. ابتلا یا عدم ابتلا به افسردگى، به میزان مواد شیمیایى مغز او و این كه این مواد شیمیایى چگونه با سیستم عصب مركزى در تعامل است، بستگى دارد. ساختار بیوشیمیایى هر فرد یك عمل تعادل ساز پیچیده است. اگر یكى از مواد شیمیایى به درستى كار نكند كل تعادل و توازن به هم خواهد خورد.

مغز فرمانده بدن است. همانطور كه پیام هاى صادره از مغز (به شكل جریان الكتریكى) حركات ما را كنترل مى كند پیام هاى دیگر عواطف و احساسات ما را كنترل مى كنند. سلول هاى عصبى اصلى ترین واحد هاى مغز هستند. این سلول هاى عصبى به وسیله فواصلى كه سیناپس نامیده مى شوند از هم جدا مى گردند. مواد شیمیایى موسوم به ناقلان عصبى (NEURO TRANSMITTER) پیام ها یا علایم صادره از مغز را از بین این سیناپس ها عبور داده به سلول هاى عصبى مختلف مى رساند.

اگر در یك ناقل عصبى نقص یا عدم توازن و تعادل وجود داشته باشد اختلالات گوناگون ممكن است رخ دهد.

ناقل هاى عصبى سروتونین، دوپامین و نورپین فراین پیام رسان هاى شیمیایى هستند كه گفته مى شود، مسئول كنترل عواطف و روحیه هستند. مخصوصاً سروتونین كه در افسردگى نقش دارد. اعتقاد بر این است كه وجود هرگونه نقصى در سروتونین یا اختلال در شیوه عمل آن اثرات منفى عمیقى در روحیه و عواطف شخص بر جاى مى گذارد.

3- ساختار روان شناختى

گفته مى شود كه ویژگى هاى اصلى شخصیت یك فرد اغلب در سال هاى اولیه كودكى وى مشخص مى شود. یكى از این عوامل مشخص كننده محیط زندگى فرد است. هر آنچه كه در دوران كودكى در زندگى ما رخ مى دهد به هنگام بزرگسالى اثرات ریشه اى و عمیقى در نگرش و رفتار ما دارد مثلاً مورد بى مهرى و عدم توجه قرار گرفتن، منع شدن از چیزى، یا مورد سوء استفاده جنسى قرار گرفتن در دوران كودكى مى تواند بعدها در نوع نگرش فرد به جهان تأثیر بگذارد.

محرومیت اجتماعى مانند زندگى در خانه هاى پرجمعیت، و كمبود روابط گرم با شخص قابل اعتماد مى تواند در طول زندگى بر روابط فرد با دیگران تأثیر بگذارد. استرس آغازگر افسردگی است. استرس های موجد افسردگی، رویدادهای بزرگ ناخواسته زندگی اند؛ مثل مرگ یك عزیز، نه رویدادهای جزیی مثل ترافیك شلوغ سرشب در شهر كه همواره با آن روبرو هستیم.

استرس های زندگی را بر اساس شدت تاثیر درجه بندی كرده اند. مرگ همسر را 100، طلاق را  75 ،  بیماری شخصی را 53 ، ازدواج را 50 ، آبستنی را 39 ، تغییر مسئولیت كار را 29 ، موفقیت چشمگیر را 28 ، تغییر اوضاع زندگی را 25 ، مشكل  داشتن با كارفرما را 23 ، تغییر فعالیت اجتماعی را 18 ارزیابی كرده اند.

چنان كه در این مقیاس دیده می شود استرس های خوشایند هم می توانند از عوامل افسردگی باشند. ازدواج و آشتی بعد از جدایی، تنها عوامل استرس زا نیستند بلكه كسب موفقیت چشمگیر، با آن كه بسیار خوشایند است، استرس زا است.

4- حوادث زندگى پراسترس

واكنش فرد نسبت به عوامل خارجى نیز مى تواند بر میزان مواد شیمیایى مغز و كیفیت عمل آنها تأثیر گذاشته و نهایتاً بر روحیه و عواطف شخص تأثیر بگذارد. یك حادثه مى تواند فرد را مبتلا به افسردگى سازد. (به ویژه آن كه فردى قبلاً در اثر عوامل دیگر در خطر افسردگى بوده باشد) این حوادث عبارت اند از 1- بیمارى طولانى مدت 2- بیمارى یا مرگ فرد مورد علاقه 3- طلاق  4- پایان دادن به یك رابطه نزدیك و صمیمى 5- رفتن به یك خانه جدید 6- مشكلات مالى یا ادارى.

5- نوسان میزان هورمون ها

در زنان نوسان میزان هورمون ها مى تواند باعث افسردگى شود. این حالات عبارت اند از سندرم پیش از قاعدگى- تقریباً 3 تا 8 درصد زنان یك هفته یا چند روز قبل از قاعدگى تحت تأثیر این سندرم قرار مى گیرند. از نشانه هاى این حالت روحیه افسرده، نوسان روحى، اوقات تلخى، تشویش و اضطراب  است.

6- افسردگى پس از باردارى (زایمان)

این نوع افسردگى با نوسان هورمون ها پس از حاملگى ارتباط مستقیم دارد، اما عوامل اجتماعى نیز ممكن است در آن نقش داشته باشد. مثلاً یك زن شاغل كه مجبور است به طور ناگهانی به دور از محل كار خود در منزل بماند و روز را به تنهایى و با كودك خود سپرى كند ممكن است احساس افسردگى و انزوا به وى دست بدهد.

7- افسردگى ورود به يك مرحله جديد از زندگي مثل یائسگی‌ یا بازنشستگی‌

ممكن است زنان در این دوران به علت آنكه قدرت تولید مثل خود را دست داده اند دچار اندوه شوند و از طرف دیگر ممكن است رفتن فرزندان بزرگسال از خانه، مادر را دچار افسردگى كند.

8- بیماریها 

 ابتلا به یک بیماری مزمن، مثل بیماری قلبی، سکته مغزی، دیابت، مشكلات عروقي ، سرطان یا آلزایمر باعث می شود که فرد در خطر بیشتری برای افسردگی قرار بگیرد. مطالعات یک ارتباط ثابت نشده بین افسردگی و بیماری قلبی را نشان می دهد. افسردگی در بسیاری افرادی که حمله قلبی داشته اند اتفاق می افتد.

9- عوامل دیگر

عوامل دیگرى كه ممكن است منجر به افسردگى شوند عبارت اند از:1- مصرف مواد مخدر و الكل 2- استفاده از برخى داروها مانند استروئید یا داروهاى مربوط به فشارخون 3- بیمارى هاى خاص مانند پركارى غده تیروئید ، ديابت یا مشكلات عروقى 4- تحلیل انرژى، از دست دادن انرژى ذهنى و جسمى كه معمولاً ناشى از كار طولانى مدت و یا تعهداتى است كه فرد بر روى دوش خود احساس مى كند.

 

عوامل تشدید کننده بیماری

  • عصبانیت‌ یا احساس‌ دیگری‌ که‌ فرو خورده‌ شده‌ باشد.
  • داشتن‌ شخصیتی‌ وسواسی‌، منظم‌ و جدی‌، تکامل‌گرا، یا شدیداً وابسته‌
  • سابقه‌ خانوادگی‌ افسردگی‌
  • شکست‌ در کار، ازدواج‌، یا روابط‌ با دیگران‌
  • از دست‌ دادن‌ یک‌ چیز مهم‌ شغل‌، خانه‌، سرمایه‌
  • تغییر شغل‌ یا نقل‌ مکان‌ به‌ یک‌ جای‌ جدید
  • انجام‌ بعضی‌ از اعمال‌ جراحی‌ مثل‌ برداشتن‌ پستان‌ به‌ علت‌ سرطان‌

 عوامل زیر خطر بازگشت افسردگی را افزایش می دهند

  • اگر نخستین افسردگی پیش از بیست سالگی رخ داده باشد و سابقه خانوادگی موجود باشد
  • اگرنخستین افسردگی شدید باشد و دیر به درمان اقدام شده باشد
  • اگر بیماری روانی دیگری نیز وجود داشته باشد
  • اگر فرد نسبت به استرس ها یا دیگر عوامل اجتماعی آسیب پذیرتر باشد
  • اگر فرد از افسردگی قبلی كاملاً  بهبود نیافته باشد
  • اگر افسردگی در اواخر عمر رخ داده باشد

 

عوارض‌ احتمالی‌

خودکشی كه علایم‌ هشداردهنده‌ آن‌ عبارتند از:

ـ گوشه‌گیری‌ از خانواده‌ و دوستان‌

ـ عدم‌ توجه‌ به‌ ظاهر خود

ـ به‌ زبان‌ آوردن‌ این‌ که‌ فرد می‌خواهد «همه‌ چیز را تمام‌ کند» یا اینکه‌ «زیادی‌ است‌ و مزاحم‌ دیگران‌.»

ـ شواهدی‌ از داشتن‌ نقشه‌ برای‌ خودکشی‌ (مثلاً نوشتن‌ وصیت‌نامه‌ یا توجه‌ به‌ یک‌ سلاح‌ قتاله‌)

ـ خوشحالی‌ ناگهانی‌ پس‌ از احساس‌ نومیدی‌ طولانی‌ مدت‌

ـ عدم‌ بهبود افسردگی‌

انواع افسردگي

1- افسردگي اساسي: اين نوع افسردگي اختلال در خلق ميباشد كه معمولا 2 هفته بطول مي انجامد. احساس دلتنگي و حزن مفرط و از دست دادن ميل و لذت از فعاليتهاي دلپذيرو احساس گناه و بي ارزشي از نشانه هاي آن ميباشد. اين نوع افسردگي خطرناك بوده و ميتواند به خود كشي منجر گردد.

2- افسردگي مزمن: شدت علايم آن از افسردگي اساسي كمتر بوده اما دوره آن طولاني و ممكن است و 2 الي 5 سال بطول انجامد. علايم آن معمولا ناتوان كننده نميباشد اما در عملكرد مناسب و احساس خوشايندي فرد تاثير گذار است.

3- اختلال در سازگاري: هرگاه انسان عزيزي را از دست ميدهد، شغلش را از دست داده و يا تغيير ميدهد، و يا آگاه ميگردد كه بيماري لاعلاجي دارد كاملا طبيعي است كه احساس استرس، اندوه و خشم ميكند. اما در نهايت امر افراد خود را با شرايط پديد آمده وفق ميدهند. اما برخي قادر به چنين عملي نميباشند. هنگامي كه واكنش فرد به يك موقعيت و يا حادثه سبب افسردگي در وي ميگردد به آن اختلال در سازگاري ميگويند.

4- اختلال دو قطبي: به تغييرات غير قابل پيش بيني خلق از شيدايي تا افسردگي اختلال دو قطبي ميگويند. در يك زمان فرد رفتار برونگرايي مفرط، پر حرفي، خود بزرگ بين از خود بروز ميدهد و در دوره اي ديگر افسرده ميگردد.

5- افسردگي فصلي: اين نو ع افسردگي معمولا در زمستان شيوع مي يابد. علت آن كاهش تابش نور خورشيد است.اين افسردگي سبب سردرد، تحريك پذيري و كاهش سطح انرژي ميگردد.

 

درمان افسردگی

براساس گزارش " انجمن روان پزشكان آمریكا" 85 در صد مبتلایان به افسردگی تا حد زیادی درمان می شوند. از این گذشته تشخیص به موقع بیماری سبب كاهش مدت و شدت بیماری می شود و با درمان مناسب می توان از بازگشت بیماری پیشگیری كرد یا از شدت آن كاست.

دو نوع درمان متداول برای افسردگی وجود دارد: روان درمانی و دارو درمانی، یعنی استفاده از داروهای ضد افسردگی. مسئله این است كه غالباً افسردگی، غلط تشخیص داده می شود و بیماران عموماً به چهار تا پنج پزشك یا روان پزشك مراجعه می كنند تا یكی از آنها به درستی بیماری را تشخیص دهد و درمان كند. در بعضی موارد تشخیص درست داده می شود ولی داروهای آرامبخش و خواب آور دو برابر میزان نیاز و یا كمتر از مقدار مناسب تجویز می گردد. از این گذشته بسیاری از بیماران گمان می كنند دچار ضعف شده اند و به پزشك مراجعه نمی كنند. در حالات شدید فاقد انرژی و امید به آینده اند.

طول درمان به نوع آن و شدت افسردگی وابسته است. در آزمایش های بالینی 50 تا 60 درصد بیماران ظرف چهار تا شش هفته و گاهی دو تا چهار هفته به درمان پاسخ می دهند، درمان كامل بین چهار تا شش ماه انجام می گیرد.

روان درمانی به عكس دارو درمانی ظرف شش تا هشت هفته بهبود نشان می دهد. ولی برای بهبود كامل تا دوازده هفته طول می كشد. اگر روان درمانی در این مدت سود بخش نبود، دارو درمانی باید آغاز گردد.

 

انواع ديگر درمان افسردگی

چند نوع درمان دیگر غیر از دارو درمانی و روان درمانی افسردگی وجود دارند: درمان با ایجاد تشنج به وسیله الكتریسیته، نور درمانی و درمان های جانشین، درمان با ایجاد تشنج به وسیله الكتریسیته برای بیمارانی تجویز می شود كه به اختلالات شدید خلق و خوی مبتلا هستند.

نور درمانی ، به وسیله نور فلوئورسان با شدت 1000 واحد ( لوكس ) انجام می گردد. درمان های جانشین مثل ورزش منظم، در بیمار اعتماد به نفس ایجاد می كند. از این گذشته سبب افزایش تراز اندورفین در بدن می شود.

اندورفین به بخش هایی از مغز اثر می كند كه دست اندركار ادراك درد و هیجان اند. میزان این ماده در افراد افسرده كمتر از معمول است.

 

چند راهكار مهم عملي براي غلبه بر افسردگي

  1. سعي كنيد افسردگيتان را ريشه يابي كنيد و عامل فشار را كشف كنيد .
  2. براي خود اهداف قابل دسترس تعيين كنيد.
  3. تنها به ميزان معقول و در حد توان خود مسئوليت بعهده بگيريد.
  4. كارها، اهداف و وظايف بزرگ را به بخشهاي كوچك تقسم كنيد.
  5. مديريت زمان و الويت بندي را فراموش نكنيد.
  6. مدتي از وقت خود را با ديگران و يك دوست صميمي سپري كنيد. سعي كنيد فردي را در زندگي بيابيد كه بتوانيد به وي اعتماد كرده و با وي درد دل كنيد حتي اگر كسي براي شنيدن صحبتهاي شما نبود عوامل ناراحت كننده خود را روي كاغذ بنويسيد و كاملاً برونفكني كنيد .
  7. به سرگرميهايي كه علاقه داريد بپردازيد.
  8. ورزش كنيد و فعاليت بدني منظم داشته باشيد.
  9. تا بر طرف شدن آثار افسردگي تصميمات مهم و حياتي خود را به تعويق اندازيد.
  10. به خاطر داشته باشيد كه بهبودي خلق افسرده زمانبر و تدريجي ميباشد انتظار معجزه نداشته باشيد.
  11. از افراد غير حامي و منتقد اجتناب كنيد.
  12. به دوستان و خانواده خود اجازه دهيد در روند بهبودي به شما كمك كنند.
  13. افكار مثبت را جايگزين افكار منفي گردانيد.
  14. به خاطر داشته باشيد كه زندگي بطور ذاتي مبهم و نامشخص بوده و در بسياري از شرايط تنها يك پاسخ واحد مشكل گشا نخواهد بود.زندگي مملو از احتمالات است.
  15.  شما بايد بياموزيد چگونه ميان اموري كه شما مسئول آنها ميباشيد و يا نميباشيد تفاوت قائل گرديد. معمولا افراد كنترلي كه بر شرايط دارند را كمتر و يا بيشتر از آنچه هست بر آورد ميكنند.اموري كه شما مسئوليتي در قبال آن نداريد و يا خارج از كنترل شماست به حال خود بگذاريد.
  16. شما بايد قادر باشيد ميان موقعيتهايي كه ارزش شما بايد بر اساس موفقيتهاي شما تعيين گردند و ديگر موقعيتها تفاوت قائل گرديد.
  17. شما بايد بياموزيد كه چه زمان بايد با احساسات خود ارتباط برقرار كرده و چه زمان از آنها فاصله بگيريد.
  18. شما بايد بياموزيد كه چه هنگام بايد به زمان حال تمركز كنيد و چه هنگام به زمان آينده.
  19. خوشبختي و نيل به شادي در زندگي هدف نامعقولي نيست اما شما بايد ابتدا مفهوم خوشبختي را براي خود معنا كرده و سپس با برنامه ريزي و ايجاد سلسه مراتب و پيروي از آنها به خوشبختي مطلوب خود دست يابيد.
  20. شما بايد قادر باشيد كه ميان احساسات دروني خود و واقعيتهاي عيني تفاوت قائل گرديد.
  21. شما بايد قادر باشيد تا با ديگران رابطه برقرار كنيد.
  22. اعتماد بنفس خود را افزايش دهيد.
  23. وابستگي خود را به دنياي خارج كاهش دهيد.
  24. به خاطر داشته باشيد هيچ فرد ديگر ي جز خود شما مسئول شادي شما نميباشد.
  25. یک‌ رژیم‌ غذایی‌ متعادل‌ و کم‌چرب‌ ، با ميزان قند متعادل داشته‌ باشید.
نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در یکشنبه شانزدهم دی 1386 ساعت 20:21 | لینک ثابت |

سوال :

سلام خانم ولی زاده من دانشجوي رشته کامپیوتر هستم یک مشکلی دارم که واقعا نمی دونم چی کار کنم .مشکلی که میشه گفت تو خواب همه جا با من هست و احساس می کنم که دیگه نمی تونم کاری بکنم بریدم.من دلیل رفتم به رشته کامپیوتر برنامه نویسی در این رشته است البته به صورت حرفه ای آروز های زیادی دارم برای خودم در این رشته .ولی احساس می کنم که تمام این کاخ آرزوهام داره متلاشی می شه دارم از درون نابود می شم نمی دونم چرا و واقعا نمی دونم باید چی کار کنم الان جدیدا همش احساس پوچی می کنم واقعا نمی دونم چی کار کنم احساس می کنم که از من هیچ کاری بر نمی آد من هیچ وقت برای هیچ درسی در این مدتی که تا به حال یادمه برای درس استرس نداشتم و احساس پوچی نمی کردم ولی اخیرا من احساس می کنم که اصلا به درد هیچ کاری نمی خورم هیچ کاری از من بر نمی آد احساس می کنم که این درسهایی که می خونم بی فایده من که کاری بلد نیستم نمی تونم یک برنامه ساده که دلم می خواد بنویسم برای چی درس بخونم. جدیداً هر وقت پشت سیستم می شینم و یا اینکه با یکی از استید و یا با دوستانم در مورد درس حرف می زنم و حتی این نامه ای که دارم برای شما می نویسم تمام تنم یخ می شه و حالم بد میشه فشارم بالا و پایین می شه و یا اینکه چنان تنم گرم میشه که انگاری دارم از درون آتیش می گیرم و می سوزم مثلا کف دست و یا کف پام عرق می کنه ضربانم تند می زنه چند روز پیش داشتم در مورد یک مبحث با یکی از اساتیدم حرف می زدم برای اینکه اطلاعات شما بهتر باشد (استاد کامپیوترم خانم)رفقط می تونم بگم که بدنم چنان یخ شده بود که استادم داشت یک برگه ای که برنامه را نوشته بودم به من داد دستش به دستم خورد گفت که چرا اینقدر یخی خانم ولی زاده من واقعا نمی دونم که باید چی کار کنم
گیج شده ام واقعا نمی دونم باید چی کار کنم دلم می خواست حضوری پیش یک مشاور برم ولی برم چی بگم .و من در زندگی روز مره ام هیچ مشکلی ندارم هیچ پدر و مارد و خواهر خیلی خوب دلسوز و مهربون دارم . ولی این که برم بگم می خوام برم مشاوره اونا رو فقط نگران می کنم و از این بابت که فرزند اول خاواده هم هستم یک جورایی حساس تر هستند نسبت به من نه اینکه سخت گیر باشند . حساس که من کمی کسری و یا اینکه از لحاظ درسی و ....مثل پدر و مادرهای دیگه ولی من نمی دونم باید چی کار کنم که ازاین احساس پوچی در بیام از شما متشکرم که وقت گرامیتان را برای خواندن این نامه من صرف کردید و امیدوارم که موفق باشید
خوشحال می شم که سری به بلاگ بنده بزنید
با تشکر از شما

پاسخ :

دوست عزيزم سلام .

از رضايت كلي كه از زندگي و وضعيت موجود خانوادگيت داري خيلي خوشحال هستم . اينها توفيقات كمي نيستند كه شامل حال شماست . داشتن يك خانواده ي خوب نعمت بزرگي است كه هر كسي از اين موهبت بزرگ برخوردار نيست .

دوست گلم اين احساساتي كه شما مي فرماييد نشانه هايي از اضطراب شماست كه دقيقاً بايد بررسي بشه كه چرا شما به اين عارضه دچار شديد. آيا سابقه اضطراب در افراد خونوادتون وجود دارد ؟ ( البته اين موضوع رو اشاره داشتيد كه رفتن شما پيش مشاور اونهارو نگران مي كنه و يا گفتيد روي شما حساسيت هايي دارند . اين امر نشان دهنده وجود اضطراب در افراد خانواده شما و به خصوص مادرتان مي باشد ) آيا از خودتون انتظارات زياد و اهداف بسيار بزرگي برنامه ريزي كرديد كه با بازخورد منفي روبرو شديد و اعتماد به نفستون رو كاهش داده و موجب اضطراب شما شده ؟ آيا استرس هايي داشتيد كه حل نشده مونده و توليد اضطراب كرده ؟ آيا در ميزان خواب واستراحت شما و يا حتي در تغذيه شما خللي ايجاد شده كه باعث كمبود بعضي مواد خاص در بدن شده و اضطراب در شما بوجود آورده ؟ حتي ممكن است تغييرات هورموني باعث ايجاد چنين مشكلي در شما شده كه با دارو برطرف خواهد شد . هر چي هست به نظر مي ياد شما دختر خانمي متعهد و پرتلاش هستيد اما زمينه هايي از اضطراب در شما وجود داشته كه در اثر يك عامل خارجي اين اضطراب شما به فعليت درآمده . اين اضطراب اگر بيش از دو يا سه هفته شمارو عذاب بده بعدش صورت خوشي ندارد و ممكن است زمينه هاي افسردگي و وسواس و يا حتي ترسهاي غيرعادي رو در شما به وجود بياورد . اين احساس پوچي و نااميدي نشانه اي از همين حالات است كه بايد زودتر معالجه شود .

عزيزم لازم هست كه بگم اصلاً نگران اين حالاتت نباش چون مي دونم كه مي خواي خوب بشي پس حتماً با رعايت كمي از نكات بهداشت رواني به اين مقصود خواهي رسيد . براي رسيدن به نتيجه مطلوب بايد راههاي كاهش اضطراب رو عملي كني كه خوشبختانه ديروز در رابطه با سوال يكي از عزيزان خيلي كامل راجع به اضطراب توضيح دادم كه با مطالعه ي اون تمام راهكارهاي كاهش اضطراب رو بررسي كرده و انشاا... به اونها عمل خواهي كرد و نتيجه خواهي گرفت . (پاسخي كه به مددجوي 24 در تاريخ 14 دي ماه دادم )

دوست گلم سعي كن اهدافت رو با توانايي هات مطابقت بدي ، تلاش كني ، به موفقيت هاي حتي بسيار كوچيكت توجه داشته باشي و به اونها اهميت بدي ، خودت رو با خودت مقايسه كني ، اعتماد به نفست رو از دست ندي ، در هر مقطع زماني فقط به زمان حال توجه كني و نگران مسائل مبهم آينده نباشي ، خودت رو بي خودي سرزنش نكني ، در محيط هاي شاد باشي ، با ديگران ارتباط محبت آميز داشته باشي و سعي كني در جمع باشي ، حركات ورزشي و تنفس عميق و ريلكسيشن را در ساعاتي از شبانه روز انجام بدي و توكلت به خدا باشه و فقط از اون ياري بگيري .

مطمئن باش به زودي اين حالات شما بر طرف خواهد شد .

باز هم تأكيد مي كنم چون اين حالات اضطرابي در شما تازه شكل گرفته در رفع اون سريعتر اقدام كنيد تا خداي نكرده باعث اختلالات روحي و رواني حادتري نشود . چنانچه عمل كردن به اين نكات خيلي مؤثر نبود مي تونيد به يك روانپزشك مراجعه فرماييد و با مصرف يك دوره دارويي ، يك تعادل هورموني در بدنتون به وجود بياوريد . ضمناً اگر ميزان صميميت شما با خونوادتون زياد هست اونهارو متقاعد كنيد كه رفتن پيش مشاور دليل بر بيماري حاد رواني نيست . همانطور كه جسم انسان در طول زندگي دچار بيماري مي شه و نياز به پزشك داره روح هم با اين همه كشمكش هاي محيطي و فيزيولوژيكي طبيعتاً دچار بيماري مي شه كه با مراجعه به روانپزشك يا روان شناس به راحتي معالجه مي شود . بهتر هست كه خودتون هم زماني كه مي خواهيد رفتن پيش مشاور را براي اونها مطرح كنيد طوري عنوان بفرماييد كه اونها فكر نكنند شما خيلي بحران داريد . با اونها به گونه اي صحبت كنيد كه متوجه شوند براي حصول اطمينان كامل و ايجاد آرامش بيشتر مي خواهيد به يك مشاور مراجعه فرماييد .

دوست گلم پس از مطالعه ي اين مطلب اگر چنانچه در زمينه ي خاصي نياز به توضيح داشتيد و ابهامي وجود داشت بفرماييد تا توضيحات بيشتري ارائه بدم . موفق باشيد

 

نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در شنبه پانزدهم دی 1386 ساعت 15:56 | لینک ثابت |

سوال :

اگر ممکن است در مورد اعتماد به نفس بیشتر توضیح دهید و آیا اگر من از روی احتیاط به کار خودم مطمئن نباشم ، عدم اعتماد به نفس است؟یا اینکه اصلاً اعتماد داشتن به نفس به چه عواملی بستگی دارد؟

 

پاسخ :

 

دوست گلم سلام .

شما اگر به كاري كه مي خواهيد انجام بديد كاملاً مسلط باشيد ، اون رو بشناسيد ، هدفتون رو از انجام كار بدونيد ، محاسن انجام اون كار و يا معايب انجام ندادن اون رو بدونيد و خلاصه با شناخت كامل و به كاري كه مي خواهيد انجام دهيد بپردازيد نياز به احتياط ندارد . اين رو بدونيد حتي اگر به شناخت كامل برسيد و در آن شرايط خاص تصميم بگيريد آن كار را انجام دهيد و حس اين بهترين كار است ؛ حتي اگر شكست هم بخوريد تآثيرات منفي آن خيلي بهتر از تعارض داشتن و دو دل بودن است . اگر در انجام هر كاري منطقي فكر كرده و تصميم بگيريد موجب افزايش اعتماد به نفس شما خواهد بود و تعارضات و احتياطهاي بي منطق در انجام امور سبب كاهش اعتماد به نفس شما خواهد شد .

در اينجا نكاتي رو راجع به اعتماد به نفس نوشتم كه تفكر و عمل به آنها سبب افزايش اعتماد به نفس در شما خواهد شد . چنانچه اين مطالب را ملاحظه فرموديد و باز هم مشكلي بود در خدمتتون هستم .

 

اعتماد به نفس چیست؟  

به میزان علاقه، اطمینان و غروری که نسبت به خود دارید و يا افتخار و احساس خوب از خود اعتماد به نفس می گویند.  

كسي كه به نفس خویش اعتماد دارد اعتماد دیگران را هم بر می انگیزد. همچنين انسانهای دارای اعتماد به نفس تمایل به ریسك كردن دارند و كسانی كه ریسك می كنند اعتماد به نفس را در خود تقویت می كنند.


عوامل مؤثر در كاهش اعتماد به نفس :

1- عوامل بيروني : شرايط محيط خانوادگي و كاري ، مدرسه و اجتماع

محیطی که در آن به دنیا آمده و پرورش یافته اید نیز بسیار روی اعتماد به نفس شما تاثیر دارد. بچه ای که هیچ وقت احساس نکرده است که فردی بخصوص است و از طرف والدین حمایت نمی شده است، با این تفکر رشد خواهد کرد که هیچ کس او را دوست نداشته و برای او ارزشی قائل نیست. در محیط های اجتماعی نيز ممکن است افرادي وجود داشته باشند كه با تمسخر و يا ايرادهاي خود ديگران را تحقیر کنند.محیط کار افراد نیز روی اعتماد به نفسشان تاثیر دارد. اگر کارهای اشخاص مورد تشویق قرار نگیرد و توجهی به آنها نشود و همکاران وجود فرد را نادیده بگیرند، اعتماد به نفس کاهش پیدا خواهد کرد.   

2- عوامل دروني : عوامل ژنتيكي و فيزيولوژيك ، وضعيت رواني؛ وضعيت جسماتي و تنشهاي روحي – عصبي

عوامل ارثي ، اضطرابها ، وسواسها و ترسها ؛ مشكلات جسمي و ناتواني ، نازيبايي و نامرتبي وضعيت ظاهري جزء عوامل دروني كاهش دهنده ي ميزان اعتماد به نفس افراد مي باشد .

 

راه هاي افزايش اعتماد به نفس :

آگاهانه زندگي كردن : بدانيد هدفتان از زندگي چيست و آگاه باشيد چه انتظاراتي از خودتان ، زندگي و آيندتان داريد . در زندگي به ارزش هاي والا تمركز داشته باشيد و نه توجه و تأكيد بر ارزشهاي دون .

مسوليت پذيري : از مسوليت هايي كه به شما محول مي شود شانه خالي نكنيد و سعي كنيد وظايفتان را به بهترين نحو انجام داده و به نتيجه برسانيد .

خود پذيري : به خودتان اعتماد داشته باشيد و مطمئن باشيد كه قادر هستيد كارهاي خود را با موفقيت به انجام برسانيد .

قاطعيت داشتن با خود و ديگران و ابراز وجود : در تصميماتي كه براي خود و يا در ارتباط با ديگران مي گيرد مطمئن باشيد و با قاطعيت به اونها عمل كنيد و دچار تزلزل نشيد .

با هدف و برنامه مشخص زندگي كردن : زماني كه هدفتان را در زندگي مشخص كرديد براي آنها برنامه مشخصي داشته باشيد و طبق اصول خودتان و برنامه هايي كه تعيين كرديد جلو برويد .

يكپارچگي و هماهنگي در رفتار و عمل : سعي كنيد به آنچه كه معتقد هستيد و در رفتارهايتان نشان مي دهيد عمل كنيد . تعارض در افكار و اعمال مانع افزايش اعتماد به نفس مي شود .

مشاركت در فعاليت هاي اجتماعي : در فعاليت هاي اجتماعي شركت داشته باشيد و سعي نكنيد فعاليت هاتون در خفا و دور از نظر ديگران باشد . با ديگران تعامل داشته باشيد ، با آنها مصاحبت كنيد و گوشه گيري نكنيد .

عدم مقايسه خود با دیگران : همیشه به یاد داشته باشید که انسانها با هم متفاوت اند.  دلیلی ندارد که همه ما توانایی های یکسانی داشته باشیم و کارهای مشابهی انجام دهیم. اگر سعی کنید که خود را با هر کسی که سر راهتان قرار می گیرد مقایسه کنید، خیلی زود از خودتان خسته و دلسرد خواهید شد و دیگر قدرت انجام کاری را نخواهید داشت.   
مقاومت و تلاش در برابر سختي ها و مشكلات : زماني كه افراد با مشكلات زندگي روبرو مي شوند اگر ضعف نشان دهند روز به روز اعتماد به نفس خود را از دست خواهند داد اما مقاومت و پايداري در برابر مشكلات و تلاش براي رفع و يا كاهش سختي ها موجب افزايش اعتماد به نفس در فرد مي شود و روز به روز انگيزه ي تلاش را در وي بالا مي برد .

دست کم نگرفتن خود : سعی کنید که ارزش خود را به عنوان یک انسان کشف کنید. دلیل نمی شود که اگر کسی از شما خوشش نیامد و شما را فرد جالبی تصور نکرد، تصور همه مردم این باشد. اگر کسی از شما خوشش نیامد اصلاً ناراحت نشوید، مشکل خودش است نه شما. چون افراد زیادی هستند که شما را دوست می دارند و برایتان ارزش قائل اند.   

تهيه فهرستی از کارهایی که انجام داده در آنها موفق بوده اید : سعی کنید روی کارهایی که در آن موفق بوده اید متمرکز شوید. اما اگر چنین چیزی در سابقه کاریتان پیدا نکردید اصلاً ناراحت نباشید. شاید پشت این همه ناتوانی لبخندی نهفته باشد و قدرتی باشد که بتواند باعث خنده دیگران شود و یا حتی شاید توانایی در شما وجود داشته باشد که هنوز کشفش نکرده اید. سعی کنید لیستی از کارهای انجام شده تان تهیه کنید. مهم نیست که کوتاه یا بلند باشد. با اینکه حتی ممکن است نتوانید فکرش را بکنید اما همین کارها می تواند اعتماد شما را دوباره به خودتان جلب کند. 

ايجاد مشغوليت هاي كاري و ذهني :سعی کنید تفریحاتی برای خود درست کنید که به آنها علاقه دارید. ممکن است به کتاب خواندن علاقه مند باشید، یا به باشگاه بروید یا هر کار دیگری...هر چه زمان بیشتری به انجام کارهای مورد علاقه تان اختصاص دهید، کمتر وقت برای سرزنش خود و متاسف شدن برای خودتان خواهید گذاشت. اما مسئله مهم تر این است که این کار باعث می شود که شما احساس مفید بودن کنید و این به شما هدف می دهد.   

همنشيني و مراوده با افراد مثبت انديش و مثبت نگر :گاهی اوقات بودن در جمع افرادی که از خودتان هم دلسردتر و افسرده تر هستند، بیشتر به ضررتان خواهد بود. حتی اگر تنها باشید بیشتر به نفعتان خواهد بود تا با آنها. به جای چنین افرادی سعی کنید با افرادی مراوده کنید که می توانند شما را شاد کنند. اگر دور و اطرافتان را از دوستان نزدیک و خانواده پر کنید که شما را قبول دارند، می تواند سبب شود که شما هم خودتان را قبول داشته باشید.   

واقع بين بودن : نسبت به مسائل خود ، اجتماع و مسائل پيرامونتان واقع بين باشيد و بعضي از مشكلات لاينحل را بپذيريد و سعي دركمرنگ تر كردن اثرات منفي آن مشكلات داشته باشيد و بدانيد كه تمام افراد با چنين مشكلاتي روبرو هستند و تنها شما نيستيد كه با آنها روبرو مي شويد .

محبت به ديگران : وقتي كه به ديگران محبت مي كنيد و احتياجات مادي ومعنوي آنها را برطرف مي كنيد هم احساس رضايت از خود به شما دست مي دهد و هم رضايت و تشكر آنها باعث افزايش اعتماد به نفس شما مي شود . پس تا جايي كه ممكن است به ديگران محبت كنيد تا از موهبت محبت هاي كلامي وعملي آنها نيز برخوردار شويد .

 

آثار اعتماد به نفس:

شكوفايي استعدادها ، افزايش عزت و سربلندي ، تكامل و پيشرفت ، افزايش اراده

  

چند توصيه راجع به اعتماد به نفس :

1-    همه چیز از شما شروع می شود. ارزش و احترام خود را بدانید و به وجود خود افتخار كنید.

2- هر فردی جدا از ظاهر و موجودیت واقعی اش ، از توانایی های بالقوه و استعدادهای نهانی فراوانی برخوردار است كه با برخورداری از اعتماد به نفس می تواند آنها را بارور و شكوفا سازد .

3- شما می توانید به  انسانی كامل و واقعی تبدیل شوید ، فقط باید به خود كمك كنید تا استعدادهای نهانی خود را از قوه به فعل در آورید.

4-  سعی نكنید پیوستگی شما به دیگران موجب تقلید كوركورانه شما از آنها بشود و استقلال و اعتماد به  نفس خود را از دست بدهید .

5-    انسان همان است كه خود باور می كند .

6- بزرگ ترین و حیاتی ترین ویژگی یك انسان ، اعتماد به نفس است .

7- از این نكته آگاه باشید كه برخورداری از اعتماد به نفس، تمامی نقص های  جسمانی را جبران می كند.

8- سعادت و آسایشِ هر كس در اختیار خود اوست. از قبول مسئولیت نهراسید، پذیرش مسئولیت نشانه شخصیت شماست.

9- اظهارنظركردن و سخن گفتن درجمع مانند ویتامینی است كه در ساختمان اعتماد به نفس شما نقش حیاتی ایفا می كند.

10- بهترین دستور زندگی این است كه انسان اعتماد به نفس داشته باشد و در پرتو سعی و جدیت به مقام و منزلتی برسد.

11- تمام وعده و وعیدهای دنیا فریبی بیش نیست و بهترین دستور زندگانی این است كه اعتماد به نفس داشته باشی و در پرتو سعی و مجاهدت خود به مقامی برسی.

12- كسی كه به خود اطمینان دارد به تعریف كسی احتیاج ندارد.

13- هیچ چیز بیش از نیروی درونی و بیش از اعتماد به نفس ، شخص را قوی و نیرومند نگه نمی دارد. وقتی كه این قوت باطنی متزلزل شود، یك باره قوای بدنی شخص فرو می ریزد و او را از پای در می آورد.

14- اعتماد به نفس شرط موفقیت است.

 

نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در شنبه پانزدهم دی 1386 ساعت 9:35 | لینک ثابت |

سوال :

سلام
من 22 ساله هستم مدتی است (تقریبا 2سال)که من دچار استرس هستم در هر شرایطی استرس دارم در شادی و ناراحتی موقعی که دچار استرس میشم دستام می لرزه و کف دستام و ÷اهام عرق می کنه ضربان قلبم زیاد میشه احساس می کنم ÷وست دستام کشیده میشه البته تازگیا خیلی دچار این حالات میشم .دچار وسواس هم شدم و وقتی میرم حمام خیلی طول می کشه و زیاد دستامو میشویم و وقتی میخوابم (بعد از ظهرها)در حالت خوابیده احساس میکنم دستام و ÷اهام سست شده و نمی تونم تکون بخورم یا نفس بکشم و هر چی دیگران را صدا میکنم کسی صدامو نمیشنوه و گاهی فکرهای بدی به سراغم می اید گاهی به خودم میگم من کیم و از این جور فکرا و اخیرا که زلزله امده بود بعضی شبها خواب میبینم زلزله امده و از خواب بیدار میشم و میبینم که ÷اهام می لرزه می خواستم اگر ممکن است منو راهنمایی کنید و بگید چیکار کنم تا از این حالت در بیام واقعا از این حالت خسته شدم لطفا راهنماییم کنید.

پاسخ :

دوست گلم مشكلي كه شما مطرح مي فرماييد استرس نيست بلكه اضطراب هست .

تفاوت اين دو رو برات توضيح مي دم :

استرس‌ عبارت‌ است‌ از واکنشهای‌ فیزیکی‌، ذهنی‌ و عاطفی‌ که‌ در نتیجه‌ تغییرات‌ و نیازهای‌ زندگی‌ فرد، تجربه‌ می‌شوند. در توضيح بيشتر اين طور مي تونم بگم كه انسان در زندگيش دوست داره در حال تعادل باشه ، به هر علتي كه اين تعادل و ثبات به هم بخوره فرد دچار استرس مي شه . اين تغییرات‌ می‌تونن بزرگ‌ یا کوچک‌ باشند. استرس‌ مثبت‌ می‌تواند یک‌ انگیزش‌ دهنده‌ باشد مثل به هم خوردن نظم زندگي يك جوان به خاطر قبولي وي در دانشكده پزشكي يك شهر دور كه اين قبولي فرد رو دچار استرس مثبت مي كنه در حالی‌ که‌ استرس‌ منفی‌ می‌تواند در زمانی‌ که‌ این‌ تغییرات‌ و نیازها، فرد را شکست‌ می‌دهند، ایجاد شود مثل ورشكستگي ناگهاني يك كارخانه دار كه اونو در معرض انواع هيجانات منفي قرار مي ده . اما اضطراب يك احساس ناراحت كننده و مبهم ترس ، وحشت و يا خطر با منشأ ناشناخته اي است كه در فرد عارض مي شود . استرس مربوط به زمان حال است اما اضطراب مربوط به آينده است . اين نكته رو يادآور مي شم در صورتی که شرايط استرس زا بيش از حد طولانی شود, يا به طور مکرر رخ دهد, يا اين که سيستم عصبی بدن نتواند به مرحله ی مقاومت خاتمه دهد و بدن مدتی طولانی همچنان بسيج باقی بماند بدن در برابر بيماری ها آسيب پذير می شود. آنگاه است که فرد دچار مشکلات روانی نظير اضطراب, افسردگی, خستگی, عصبانيت, وسواس, پيری زودرس و ... و نيز بيماری هايی جسمی همچون سرماخوردگی, آنفولانزا, کم اشتهايی, اختلال در هضم, سردرد, فشار خون بالا, سکته ی قلبی,روماتيسم ، ميگرن و سرطان مي شود .

با توجه به اينكه شما دليل خاصي رو براي اين حالاتتون نداريد تشخيص بنده اضطراب است و اختلالاتي كه اشاره كرديد مثل وسواس ، اختلالات تنش زاي پس از زلزله ، ترس و هراس همه جزء اختلالات اضطرابي هستند . بنده در مورد اضطراب توضيحاتي خدمتتون مي دم و براي رفع اون راهكارهايي رو بهتون نشون مي دم انشاا... با رعايت اين موارد و كاهش اضطراب بقيه اختلالاتتون هم رفع و يا كاهش خواهد يافت .

 

علایم‌ اضطراب

احساس‌ اینکه‌ یک‌ اتفاق‌ نامطلوب‌ یا زیانبار به‌ زودی‌ رخ‌ خواهد داد، خشک‌ شدن‌ دهان ‌، مشکل‌ در بلع ‌، یا خشونت‌ صدا ، تند شدن‌ تنفس‌ و ضربان‌ قلب ‌، تپش‌ قلب‌ ، حالت‌ لرزش‌ یا پرش‌ عضلات‌ ، ناتوانی‌ جنسی‌ ، انقباض‌ عضلات‌ ، سردرد ، کمردرد ، عرق‌ کردن، تهوع ‌، اسهال ‌، کاهش‌ وزن‌ ، خواب‌آلودگی‌ ، مشکل‌ در تمرکز ، منگی‌ یا غش‌ ، تحریک‌پذیری‌ ، خستگی‌ ، کابوس، مشکل‌ در حافظه.‌  بروز اختلال‌ در روابط‌ اجتماعی‌ و شغلی‌ ، افزایش‌ ناگهانی‌ میزان‌ اضطراب‌ ممکن‌ است‌ موجب‌ بروز حمله‌ هراس‌ و فرار از موقعیت‌ شود، وابستگی‌ به‌ داروها و نامنظمی‌ ضربان‌ قلب‌ از دیگر علائم این بیماری هستند .

 

انواع اضطراب

به طور کلی اضطراب شش نوع دارد که هر کس می تواند به يک يا چند نوع از آن دچار باشد.

١- اختلال اضطراب فراگير يا منتشر

اين حالت در افرادی ديده می شود که به طور مداوم نگران وقوع اتفاقی هستند. موضوع اين نگرانی ها می تواند بسيار متنوع باشد: نگرانی از بيمار شدن فرزندان, نگرانی از مرگ يکی از آشنايان, نگرانی از ته گرفتن غذا, ... اين حالت به مرحله ی مقاومت استرس شباهت دارد و خطر چندانی ندارد. از علايم آن می توان تپش قلب, بی قراری, خستگی, بی خوابی, تنگی نفس, اختلال در تمرکز و حافظه را نام برد.

٢- اختلال هراس

اين افراد دچار حملات اضطرابی ناگهانی می شوند که معمولاً چند دقيقه يا گاهی بيشتر طول می کشد. اين حملات بسيار اتفاقی و طوری رخ می دهند که عامل تحريک کننده ی اصلی مشخص نيست. افراد مبتلا به اين نوع اضطراب اغلب جوان هستند. احساس تنگی و فشردگی در قفسه ی سينه, تپش شديد قلب, عرق کردن, لرزش, گيجی, احساس از دست دادن تعادل, ... از علايم آن هستند ولی اين علايم آنقدر گسترده هستند که افراد فکر می کنند دچار سکته ی قلبی شده اند و می ترسند که بميرند.

٣- ترس های اختصاصی يا ساده

شايع ترين نوع ترس است که طی آن فرد از مواجهه با بعضی موقعيت ها, فعاليت ها يا اشياء اجتناب می کند, مانند بعضی از حيوانات (عنکبوت, موش, مارمولک,...), بلندی, دريا, خون, مرگ, ... هر چيزی می تواند باعث اين نوع اضطراب (که خطر خاصی به دنبال ندارد) بشود. ترس از مکان های بسته و ترس از مکان های باز , که افراد مبتلا به آن از حضور در فضای باز و پر ازدحام و شلوغ و خروج از محيط منزل خودداری می کنند. اين اختلال معمولاً در نوجوانی شروع می شود, ولی سابقه ی آن می تواند به دوران کودکی و تجربه ی اضطراب جدايی در آن زمان برگردد

٤-ترس های اجتماعی

اين نوع ترس در اواخر کودکی يا اوايل نوجوانی شروع می شود و ترس و شرمساری از اشتباه کردن, صحبت کردن, غذا خوردن, سرخ شدن يا لرزش صدا و ... در برابر جمع است و و با خجالت ساده تفاوت دارد. اين حالت اضطراب مانع شناخت افراد جديد می شود و فرد را انزوا و گوشه گيری می کشاند.

5- اختلال وسواس

در اين حالت فرد افکار يا اعمالی را بر خلاف ميل خود تکرار می کند. اين بيماری می تواند به صورت وسواس فکری يا وسواس عملی يا هر دو در فرد ظاهر شود. در وسواس فکری, فرد قادر نيست فکر, احساس يا عقيده ای تکراری و مزاحم را از ذهن خود بيرون کند. افکار وسواسی می توانند بسيار ناراحت کننده, وحشت آور يا وحشيانه باشد. افکار وسواسی می توانند باعث شوند که فرد به سمت عادات وسواسی گرايش پيدا کند, يعنی عمل يا اعمالی را به طور مکرر انجام دهد (وسواس عملی). مانند شستن مکرر دست ها, بالا کشيدن بينی, ... اعمال وسواسی هيچگونه توجيه منطقی ندارند.

6- اختلال استرس پس از سانحه

آن را به نام «سندرم موج انفجار» نيز می شناسند. اين حالت مربوط می شود به حادثه ای (از قبيل جنگ, تصادفات شديد, سوانح طبيعی, ...) که با استرس شديد هيجانی همراه است و شدت آن می تواند به هر کسی آسيب برساند. يک دوم افرادی که دچار چنين استرس شديدی می شوند, علايم مربوط به آن را (مانند خواب های تکراری, خاطراتی مبهم ولی فراگيرنده, از دست رفتن تعادل و پرخاشگری شديد, ...) پس از گذشت حدود سه ماه از دست می دهند. هرچه اقدامات لازم برای درمان زودتر انجام گيرد, احتمال ابتلا به اختلال استرس پس از سانحه کمتر می شود. در صورتی که اين حالت بيش از چند ماه طول بکشد, احتمال اين که تا آخر عمر با فرد باقی بماند بسيار زياد می شود.


علل‌ بروز اضطراب

به طور کلی علل اضطراب به سه عامل زير بر می گردد:

1- عوامل زيست شناختی و جسمانی: در افراد مضطرب, ميزان بعضی از هورمون های موجود در خون غير عادی است. بنابراين هر آن چه که باعث اختلال در سيستم هورمونی شود, برای بدن خطر محسوب می شود. بارداری, کم کاری يا پر کاری تيروئيد, پايين بودن قند خون, وجود غده ای در غدد فوق کليوی که هورمون اپينفرين توليد می کند و بی نظمی ضربان های قلب از اين عوامل هستند.

2- عوامل محيطی و اجتماعی: عوامل اجتماعی و ارتباطی بسياری باعث به وجود آمدن اضطراب در افراد می شود, مانند مشکلات خانوادگی, احساس جدايی و طرد شدگی, ... از عوامل محيطی می توان تغييرات ناگهانی و غير منتظره را همچون زلزله, بيماری, مرگ يکی از نزديکان, ... نام برد.

3- عوامل ژنتيکی و ارثی: يکی از مهم ترين عوامل اضطراب ژنتيک است و احتمال اضطراب در فرزندان افراد مضطرب بسيار بالا است. البته الگو قرار دادن رفتار پدر و مادر و يادگيری و تکرار کارهای آنان نقش مهمی در اضطراب فرزندان دارد (عامل اجتماعی), ولی تحقيقات و بررسی های انجام شده بر روی حيوانات و دو قلو هايی که با هم يا جدا از هم زندگی می کنند و از والدين مضطرب به دنيا آمده اند, نشان می دهند که عوامل ژنتيکی نيز بسيار مؤثر اند. با اين وجود باور نمی رود که ژن به خصوصی در اين مورد نقش داشته باشد, بلکه ترکيب بعضی از ژن ها چنين پيامدی را به دنبال دارد. طبق آخرين تحقيقات به نظر می رسد که عوامل ژنتيکی در بعضی انواع اضطراب مانند اختلال هراس و ترس و وسواس از مکان های باز نقش زيادی دارد.

عوامل جانبي بروز اضطراب :

- در اين قسمت مي توان به تلاش بيش از حد براي كاهش اضطراب ، خستگي و كار زياد و وقوع مجدد موقعيتهاي استرس زا و حتي تكامل طلبي غيرمنطقي و تعيين اهداف دست نيافتني در زندگي نيز اشاره كرد .

- طبق گفته های بعضی از متخصصان, تغذيه ی نادرست نيز در ابتلا به اضطراب نقش دارد. کمبود بعضی از اسيد های آمينه , منيزيم, اسيد فوليک و ويتامين B12, باعث تسريع در ابتلا به آن مي شوند .

 - استفاده از مواد مخدر و دارو های روان گردان

- برخی از ضايعه های مغزی ( که باعث ايجاد علايمی شبيه به علايم اختلال وسواس می شوند.)

 

راه های پيشگيری از اضطراب

برای جلوگيری از اضطراب راه های فراوانی وجود دارند که در افراد گوناگون مختلف اند. از عمومی ترين راه ها می توان موارد زير را مثال زد:

1- رژيم غذايی سالم و استفاده از غذاهای متنوع و حاوی انواع مواد لازم برای بدن به ميزان متعادل در حفظ تعادل بدن نقش اساسی دارد. مصرف غذا های پر چرب و شيرين, مقادير زياد نمک و کافئين و استفاده ی بيش از حد از ويـتامـينهای A، D ,E و K که با ذخيره شدن در بدن می توانند اثرات سمی داشته باشند, باعث به وجود آمدن اختلال در بدن می شوند. نوشيدن حدود دو ليتر آب به طور روزانه ضروری است. عدم پر خوری و حفظ وزن متعادل به سلامت بدن و روح کمک می کند.

2- فعاليت بدنی به طور منظم ورزش کردن به خصوص ورزش کردن به طور منظم يکی از راه های پيشگيری و درمان اضطراب است. پژوهشگران به اين نتيجه رسيده اند که پياده روی تند و سريع به مدت ٤٠ دقيقه ميزان اضطراب را به طور متوسط تا ١٤ درصد کاهش میدهد. به علاوه, ورزش کردن باعث بالا رفتن کارايی دستگاه تنفسی و گردش خون, حفظ تعادل وزن و شادابی فرد می شود. ورزش هايی نيز چون يوگا باعث افزايش آرامش می شوند و در جلوگيری از اضطراب بسيار مفيدند.

3- آرامش ورزی که با معادل انگلیسی relaxation معروفیت بیشتری دارد روشی بسیار عالی برای کنترل اضطراب است. از این روش عمدتا در جریان روان درمانی انواع اضطرابها ، وسواسها و ... استفاده می‌شود. اما افراد می‌توانند با یادگیری این روش بدون قرار گرفتن در جلسات روان درمانی آرامش روزمره خود را تامین کنند. استفاده طولانی مدت از این روش حفظ آرامش روزمره را در زندگی فرد ایجاد می‌کند و موجب می‌شود فرد کنترل بیشتری روی علائم اضطرابی خود داشته باشد. در این روش به فرد آموزش داده می‌شود به انبساط و شل کردن عضلات خود بپردازد. انقباض عضلات یکی از علائم اساسی اضطراب است و احساس چنین علائمی متقابلا شدت اضطراب فرد را افزایش می‌دهد.

4- افراد در حالتهای اضطرابی تنفس درستی ندارند. دم و بازدم آنها معمولا به صورت سطحی انجام می‌پذیرد و خود این شیوه نادرست موجب می‌شود فرد دی‌اکسید کربن خود را بطور کامل تخلیه نکرده و اکسیژن کافی جایگزین آن نکند. به این ترتیب سطح اضطراب معمولا افزایش بیشتری می‌یابد. با استفاده از این روش فرد یاد می‌گیرد تنفس خود را آگاهانه و ارادی انجام دهد.  تنفس بايد به آرامي و با عمق بيشتر انجام پذيرد .

5- در زمانهایی که احساس نگرانی و اضطراب دارید بهتر است به کار و فعالیتی مشغول شوید. ذهن انسان در یک لحظه نمی‌تواند به چند موضوع متفاوت فکر کند. کاری پیدا کنید که برایتان سرگرم کننده باشد و مشغول شوید. این عمل باعث خواهد شد راحت‌تر با افکار اضطراب‌زا مبارزه کنید. در واقع خواهید توانست ذهن خود را از درگیر شدن با افکار منفی منحرف کنید و به کارهای دیگری بپردازید.

6- برنامه ریزی چه در مورد کارهای روزمره زندگی و چه در فعالیتهای تخصصی بسيار مؤثر است . با ایجاد منظم در فعالیتهایتان احساس آرامش را در شما ماندگار می‌کند. شرایط بهم ریخته موجب استرس و نگرانی خواهد شد.

7- افزايش اعتماد به نفس باعث می شود تا بدن بتونه از حداکثر نيروی خود برای مقابله با استرس استفاده کند. به اين ترتيب فرد کمتر دچار مشکل میشود.به موفقیتهای خود فکر کنید، به تواناییهایی که دارید و تلاشهایی که می‌کنید. در خود احساس ارزشمندی بوجود بیاورید. اگر چنین احساسی نداشته باشید اعتماد به نفس کافی نخواهید داشت و این موجب اضطراب شما خواهد شد. انسانهایی که برای خود احترام قائلند واحساس ارزشمندی می‌کنند افرادی هستند با عزت نفس بالا. به این ترتیب اعتماد به نفس بیشتری نیز دارند و کمتر دچار اضطراب و نگرانی می‌شوند. لازم نیست به دنبال تواناییهایی در خود بگردید که دیگران دارند، یا خود را با دیگران مقایسه کنید تا بدانید موفق هستید یا نه. شما تواناییهای منحصر به فردی دارید و در نوع خود بی‌نظیر هستید.

8ـ گوشه نشينی نكنيد و هنگامی که دچار فشار روانی مي شويد اجتماعی باشيد. فرد مضطرب به طور غريزی از صحنه عمل و اجتماع کنارکشيده و به گوشه ها پناه می برند, در حالی که گوشه گيري باعث تشديد استرس می شود. ارتباط با افراد و دوستان به خصوص کودکان که میتوانند فرد را به خنده وادارند, باعث از ياد رفتن نگرانی حتی برای مدتی کوتاه می شود.

9ـ وجود حمايت اجتماعي در زندگي هر فرد باعث میشود تا او در مقابل بحرانهای زندگی برای دفاع از خود سپری داشته باشد که به آن تکيه کند. حمايت اجتماعی، احساس امنيت و اعتماد به نفس افزايش میدهد و فرد را در مقابل استرس و فشار روانی مقاوم تر می سازد.

10ـ انديشيدن به زمان حال و کنار گذاشتن رؤياها و آرزوها برای موقعيت های مناسب تر آرامش ذهنی را افزايش می دهد. همچنين مشغول کردن ذهن به کاری که در حال انجام است و فکر نکردن به زمينه های اضطراب زای آن بسيار مؤثر است.

11- اغلب در جریان اضطراب یک سری افکار منفی در ذهن فرد راه اندازی می‌شوند که نقش مخربی روی ذهن فرد و آرامش او دارند. برای کاهش اضطراب بهتر است فرد به این دسته از افکار خود توجه کند و آنها را شناسایی کند و افکار مناسبی را بجای آنها جایگزین نماید. مثلا فرض کنید فردی نگران یکی از عزیزان خود است که در ساعتی که قرار بود به منزل بیاید زمانی گذشته و او هنوز به خانه مراجعت نکرده است.

12ـ بی اطلاعی از موقعيت فشارآور باعث استرس و اضطراب بيش تری در افراد می شود. کسب آگاهی و اطلاع از شرايط و مواردی فرد که با آن ها مواجه خواهد شد سبب میشود که کمتر دچار نگراني و دلواپسي شود. به طور مثال در جريان گذاشتن بيماران از نحوه ی عمل و درد های پس از آن باعث می شود تا آنان کمتر دچار اضطراب شوند.

13- فرار از چیزی که موجب اضطراب شما می‌شود شاید بطور موقتی شما را از تحمل اضطراب آسوده سازد، ولی راه حل کاملا نامناسبی است که باعث می‌شود ریشه اضطراب در شما باقی بماند و در مراحل بعدی نیز از رویارویی با آن هراس داشته باشید. به این جهت تلاش کنید عاملی را که موجب اضطراب شما می‌شود شناسایی کنید و حتی‌الامکان با آن روبرو شوید. فرض کنید دانش آموزی از ارائه کنفرانس اضطراب دارد و بنابراین همیشه از این فعالیت طفره می‌رود. بهتر است برنامه‌ای برای خود تنظیم کند، کنفرانس دادن را به تنهایی تمرین کند و بعد تلاش کند آن را به گروههای دو ، سه و چند نفره بکشاند. اگر غير از اين باشد اجتناب از کنفرانس دادن برای همیشه به صورت یک نگرانی و ترس و واهمه در او باقی خواهد ماند و در مراحل بعدی تحصیل نیز او را دچار مشکل خواهد ساخت.

14ـ خنده از سالمترين راه های جلوگيری از فشار رواني است. طبق تحقيقات انجام شده, به هنگام خنده جريان خون در مغز افزايش يافته و هورمونی ضد درد (که باعث احساس خوشی و سلامتی در شخص می شود) در مغز آزاد میشود و ميزان هورمونهای استرسزا در خون را پايين میآورد.

15ـ ابراز هيجان بر روي کاغذ متخصصان معتقدند که نوشتن ساده ی هيجانات و احساسات بر روي کاغذ موجب تسکين فشارهای رواني ناشي از رويدادهايی چون از دست دادن شغل، مشکلات خانوادگی و ... میشود .

16- برخی افراد خیلی آرام و راحت به نظر می‌رسند، کارها و فعالیتهای خود را با آرامش بیشتری انجام می‌دهند و کنترل خوبی روی رفتار خود در شرایط اضطراب‌زا دارند. الگوهای رفتاری این افراد با افراد اضطرابی متفاوت است. می‌توان برای کاهش اضطراب رفتار چنین افرادی را به عنوان یک الگو تمرین کرد. آنها چطور حرف می‌زنند؟ چگونه راه می‌روند؟ چگونه نگاه می‌کنند؟ در شرایط اضطراب‌زا چه عکس‌العملی دارند؟ می‌توان با بازی نقش این فرد رفتارهای اضطرابی را در خود کاهش داد.

17-برخی از انواع اضطرابها نیاز به دارو درمانی دارند و لازم است فرد در کنار روشهای دیگر مثل روان درمانی از دارو درمانی نیز استفاده کند. برخی از این داروها برای کاهش مستقیم اضطراب فرد هستند و برخی برای رفع عللی که موجب اضطراب شده‌اند. به این دلیل که برخی افراد وجود مشکلات جسمی دیگر مثل مشکلات تیروئید ، کم خونی و ... موجب اضطراب می‌شود. در این دسته از مشکلات داروهایی برای رفع مشکل جسمی تجویز می‌شود و اضطراب به عنوان علامت ثانویه آن بیماری نیز از بین می‌رود.

18- و در نهايت و مهمتر از همه تغيير نگرش و ديدگاه خود راجع به انسان ، جهان و . . . و تكيه و توكل به خداوند و كسب آرامش از طريق اتصال به ذات احديت

 

دوست گلم سعي كردم تا حد ممكن اختلال اضطراب رو براي شما توضيح بدم و راهكارهاي عملي كه مي توني اين اختلال رو كاهش بده و يا اون رو از بين ببره رو براي شما مشخص كنم . مطمئن باش با نكاتي كه قيد كردم حتماً مي توني در كنترل اضطرابت موفق بشي .

با كاهش ميزان اضطراب ساير اختلالات ديگرتون من جمله ترسها و وسواس شما هم كاهش پيدا خواهد كرد. افراد با وسواس عملي مي خواهند ميزان اضطراب خود رو كاهش بدن اما باز اين كار اجباري مشكلات مضاعفي رو به دنبال داره .

 در حال حاضر براي درمان وسواس هم روش هاي روان درماني مورد استفاده قرار مي گيرد و هم روش هاي دارو درماني. در گسترده ترين و پذيرفته ترين رويکرد درماني براي وسواس هاي عملي دو شيوه مهم زير با يکديگر ادغام مي شوند:

1-مواجهه 

2- پيشگيري از پاسخ.

توضيح اينکه، بيمار با موقعيت هايي مواجه مي شود که عمل وسواسي را فرا مي خواند (مثلا  دست زدن به ظرف کثيف) و بعد از اجراي مراسم مورد نظرش امتناع مي ورزد (شستن مکرر دست ها). يعني ابتدا بيمار با منبع يا محرک ترس آور يا اضطراب زا مواجه مي شود اما به کمک درمانگر ياد مي گيرد که از اجراي تشريفات و اعمال وسواسي امتناع ورزد که پيشگيري از پاسخ ناميده مي شود.  اين روش که به ظاهر بسيار ساده است در عمل نياز به تمرين و ممارست فراوان دارد. منطق اين شيوه درماني چنين است: فرض بر اين است آداب وسواسي (شستن دست ها، چک کردن مکرر درها و قفل ها و ...) همگي به تقويت و تثبيت رفتارهاي وسواسي کمک مي کنند چرا که موقتا بيمار را از اضطراب و پريشان حالي دور مي کنند . در صورتي که اگر فرد را از اجراي رفتارها و آداب وسواس گونه باز داريم، هرچند وي موقتا مضطرب تر خواهد شد اما پس از تکرار و تمرين حساسيت و اضطراب بيمار به طرز اعجاز برانگيزي کاهش مي يابد. روش درماني ياد شده هر بار مي بايست به مدت 90 دقيقه طول بکشد (يعني 90 دقيقه بيمار در برابر وسوسه انجام يک رفتار وسواسي مقاومت کند) و 15 تا 20 جلسه در عرض يک دوره سه هفته اي اجرا شود.

شما در مورد حمام كردن هات هم مي توني اين تمرين رو انجام بدي و هر زمان كه حموم مي ري سعي كني از دفعه قبل مدت كوتاه تري بموني و اگر موفق شدي يك پاداش براي خودت در نظر بگيري .

 

دوست خوبم با خوندن اين موارد و عمل به اونها باز هم اگر ابهامي وجود داشت و يا سوال ديگري مدنظرت بود با من ارتباط داشته باش . موفق باشي

نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در جمعه چهاردهم دی 1386 ساعت 21:44 | لینک ثابت |

ميناي عزيز سلام . به علت كثرت نامه ها به ترتيب ارسال اونهارو پاسخ مي دم مگر مواردي كه استثنا باشد كه خارج از نوبت پاسخ داده شود ، به همين علت اينقدر شما معطل شديد و از اين بابت هم پوزش مي خوام . انشاا... حداكثر تا ۴۸ ساعت ديگر پاسختون رو به طور كامل ارائه ميدم . پرسش شما موردي است كه افراد زيادي با اون مشكل مواجه هستند و بايد خيلي كامل پاسخ داده بشه پس كمي زمان بر هست . به اميد خدا در خدمتتون خواهم بود . پيروز باشيد
نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 ساعت 3:45 | لینک ثابت |

مهتاب عزيز سلام . پاسخ شمارو از طريق ايميلتون ارسال كردم . لطفاً بنده رو از دريافت كامل اون مطلع بفرماييد . التماس دعا
نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 ساعت 1:58 | لینک ثابت |

آقا ابوالفضل سلام . پاسختون رو در ۷ قسمت در قسمت نظریات وبلاگتون به طور خصوصی ارسال کردم . لطفاْ پس از دریافت بنده را مطلع فرمایید . التماس دعا
نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در چهارشنبه دوازدهم دی 1386 ساعت 3:27 | لینک ثابت |

سحر گلم سلام . در ایمیلت یک جمله رو با ۷ فونت مختلف نوشتم . هر کدام که خوانا بود شمارش رو بگو تا نامت رو با همون فونت برات ارسال کنم . موفق باشی
نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در چهارشنبه دوازدهم دی 1386 ساعت 1:4 | لینک ثابت |

پت و مت عزيز سلام . پاسختون رو به طور خصوصي از طريق ايميلتون ارسال كردم . لطفاً بنده رو از دريافت اون مطلع فرماييد . موفق باشيد
نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در سه شنبه یازدهم دی 1386 ساعت 14:3 | لینک ثابت |

سحر عزيزم سلام . پاسخ شمارو از طريق ايميلتون ارسال كردم . لطفاً پس از دريافت بنده رو مطلع فرماييد . پيروز باشيد
نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در دوشنبه دهم دی 1386 ساعت 23:4 | لینک ثابت |

آقا احسان عزیز ضمن عرض سلام و ادب

پاسخ شما از طریق ایمیلتون ارسال شد لطفاْ بنده رو از دریافت اون مطلع بفرمایید . موفق باشید

نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در دوشنبه دهم دی 1386 ساعت 15:8 | لینک ثابت |

آقا بابک عزیز سلام . پاسخ شمارو از طریق ایمیلتون ارسال کردم . چنانچه پاسخ مکفی بود بنده را مطلع بفرمایید . التماس دعا
نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در دوشنبه دهم دی 1386 ساعت 13:12 | لینک ثابت |

مهتاب عزيز سلام . منتظر نامت هستم . شاد باشي
نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در دوشنبه دهم دی 1386 ساعت 10:12 | لینک ثابت |

 

برادر خوبم نامه شما خيلي كلي است و من هيچ اطلاعاتي از پيشينه شما ، وضعيت خانوادگي ، اجتماعي و شخصيت شما ندارم . نمي دونم اين حالات شما از روي حالات وسواسي است و يا تعارض هاي آشفته اي كه با اون روبه رو هستيد ؟ و يا نمي دونم به علت عدم تمركزتون به خاطر اضطراب و استرس نمي تونيد تصميم بگيريد و يا برعكس اين حالت ؟ به هر حال بنده اين مشكل را در حالت كلي به حساب تعارض مي گذارم و پاسخ مي دم . چنانچه مشكل شما حالت هاي وسواس فكري و يا اضطراب و تشويش باشد تا حدي با رعايت نكات ذيل مي تونيد اونهارو كنترل كنيد .

تعارض در زندگي چيز خوبي است . انسان ها به علت مختار بودن در تصميمات زندگي هميشه با اين حالت رو به رو هستند و سعي مي كنند بهترين تصميم رو در زندگي بگيرند . تعارض زماني مشكل ساز مي شود كه فرد نتونه اون رو حل كنه و مدت زيادي با اون تعارض سر كنه و اين تعارض صد در صد موجب استرس و اضطراب و ايجاد حالات وسواس گونه در شخص مي شود . مشكلاتي كه شما با اونها روبرو هستيد دو مسأله بسيار مهم شما در زندگي است يعني كار و ازدواج . اين دو مورد هم مستقيماً بر روي يكديگر تأثيرگذار هستند يعني انتخاب درست يكي باعث انتخاب درست تر مورد ديگر مي شود و برعكس .

اينطور كه بنده از متن نامه شما متوجه شدم شما دچار نوعي تنوع طلبي آشفته شديد يعني در ابعاد خصوصي زندگيتون من جمله كار يا تحصيل ثبات نداريد و هر روز از يك كار به كار ديگه مشغول مي شويد و كار قبلي رو رها مي كنيد . اين حالات شما ضررهاي زيادي دارد من جمله اين كه اطلاعات شمارو در اون زمينه ها سطحي نگه مي داره و به شما اجازه تعمق و پرداختن دقيق به اونهارو نمي ده . درسته كه شما اينطور كه در نامتون نوشتيد در زمينه هاي به خصوصي مهارت پيدا كرديد اما مطمئن باشيد كه اگر به يكي از اونها به طور تخصصي مشغول مي شديد حتماً پيشرفت قابل ملاحظه اي در اون حيطه پيدا مي كرديد .

به نظر مي رسد يكي از دلائلي كه شما با اين مشكل مواجه شديد اين است كه هدف مشخصي براي انتخاب كارتون نداريد و همزمان با هم با چندين فكر و تصميم مواجه هستيد و نمي تونيد افكارتون رو روي يكي از اونها متمركز كنيد كه شايد اين هم يكي از علائم اضطراب هاي دروني شما باشد . اين حالت باعث پرشهاي فكري شما مي شود و ثبات رو در تصميم گيري هاي شما كاهش مي دهد . طبيعتاً اگر شما با اين نوع تفكر به كاري هم مشغول شويد روي آن تمركز نداريد و در انجام اون كار موفق نخواهيد بود . پس بين اضطراب و تعارضات شما در اين تصميم گيريها رابطه مستقيم و دوطرفه وجود دارد .

مسأله ديگر به جز تعيين هدف ، ميزان علاقمندي شما به اون كارهايي است كه مشغول مي شويد . شايد شما در يك زمان خاص به طور احساسي نسبت به يك شغل علاقمند مي شيد و سريع به دنبال انجام اون كار مي رويد و سپس احساساتتون سريع به سردي مي گرايد و با كوچكترين مشكلي از انجام اون شغل دست برمي داريد . پس سعي كنيد  ميزان علاقمندي تون رو به دور از احساسات سطحي و زودگذر تعيين كنيد و در انتخاب شغلتون ميزان علاقمنديتون رو هم در نظر داشته باشيد .

مورد ديگري هم كه به نظر مي رسد اين است كه استرس هاي خانوادگي شما بهتون اجازه فكر به علاقمنديتون به شغلتون رو نمي ده كه در اين مورد بايد قبل از هر كاري مشكلات و استرسهاي خانوادگي و اجتماعيتون كاهش پيدا كنه . گاهي اوقات نيز عدم سازش شما با محيط كاري و يا همكارانتون محيط رو براي شما دل آزار مي كنه .

علت ديگرش مي تواند طلب شما براي كار كمتر و درآمد بيشتر باشد و به همين علت شغلتون رو مدام تغيير مي دهيد . كار علاوه بر تامین نیازهای مادی، پاسخگوی نیازهایی مثل نیاز به كسب موفقیت، نیاز به تایید و پذیرش دیگران، نیاز به ایجاد روابط شخصی و اجتماعی، نیاز به مفید بودن و خدمت كردن به دیگران، احساس ارزشمندی و مسوولیت‌پذیری و ... است.ما در دنیایی زندگی می‌كنیم كه سریعا در حال تحول است. در این میان برنده كسی است كه می‌تواند خود را با این تغییر و تحول انطباق دهد و بازنده كسی است كه قادر به انطباق و سازگاری نیست و نمی‌تواند برای خود برنامه‌ریزی كند و تصمیم بگیرد .

برادر خوبم با توجه به نكاتي كه قيد كردم مي تونيد خودتون ريشه يابي كنيد ببينيد كدام عامل بيشتر در ايجاد اين حالت در شما اثر گذارتر است . به هر حال اين رو به ياد داشته باشيد عدم تصميم گيري صحيح باعث اضطراب شما و در نهايت افسردگي و ساير اختلالات روحي و رواني مي شود .

اين نكات رو رعايت بفرماييد تا بتونيد راحت تر تصميم گيري كنيد .

هدفتون رو براي خودتون مشخص كنيد .

راههاي گوناگون رسيدن به اون رو انتخاب كنيد .

راه هاي مختلف رو بسنجيد .

بهترين راه رو انتخاب كنيد .

آن راه حل رو اجرا كنيد .

سپس ميزان پيشرفتتون رو بسنجيد .

يادتون باشه ساخت وجودی و شخصیت شما، تجارب قبلی زندگیتون، احساسات و افكارتون راجع به خودتون، ترس‌ها و آرزوهاتون ، امكانات محیطی و راه‌حل‌هایی كه تصور می‌كنیددر اختیار دارید، در تصمیم‌گیری و عوامل بسیار دیگرمؤثرند و بر تصمیمات و گزینش‌هاتون اثرمي گذارند.

فراموش نكنيد در تصميم گيري هم بايد واقعي بيني لحاظ شود و هم ميزان احساسات و علاقمندي شما به آن تصميم . دوباره به اين نكته مهم تأكيد مي كنم كه نوع تصميم گيري نهايي همونطور كه ذكر شد به شخصيت افراد يعني انگيزه هاي اونها در كسب موفقيت متفاوت است مثلاً بعضي ها ميزان درآمد در كار براشون مهمتر است از ميزان علاقمندي و يا بعضي ها ارتباطات انساني محيط كار را بيشتر مد نظر دارند تا سختي و دشواري كار . پس در تصميم گيري هاي نهاييتون بايد بدونيد كه به دنبال كدام هدف مطلوبتون هستيد . از تجربيات ديگران هم استفاده كنيد البته نه اينكه اين طوري تصور كنيد كه تجربه هاتون يكسان است اما مي تونيد از اونها درس بگيريد و در بعضي از موارد اونهارو مدنظر بگيريد . براي حل تعارضاتتون با افراد صاحبنظر ، علاقمند به شما و مثبت نگر مشورت داشته باشيد .

اين رو هم در نظر داشته باشيد كه خودتون هم بعد از تصميم گيري و اجراي هدفتون به اون با ديد مثبت نگاه كنيد و منفي نگري رو از خودتون دور كنيد چون خودش مانع بزرگي بر سر راه  موفقيتتون خواهد بود و شما رو نااميد مي كنه.
و اما تعارض شما در ازدواج :

يکي از عواقب بسيار شايع عدم دستيابي به شغل و موقعيت اجتماعي مناسب در جامعه، سرباز زدن جوانان از ازدواج است که خود مسايل مختلفي را براي جامعه امروز ايران بوجود آورده است. پس مي توان گفت عدم دستيابي به شغل مناسب بر روي ازدواج و عدم ازدواج جوانان بر روي استقلال كاري اونها تأثيرگذار است . پس شما دچار يك سيكل معيوب شديد كه خود اين جريان شمارو مضطرب تر مي كنه .

آقا هادي عزيز سعي كنيد پس از تصميم گيري در شغلتون و ثبات در اون سريعاً به يك نظر واحد در مورد ازدواجتون برسيد . با اين ديد به انتخاب شغلتون نگاه كنيد كه مي خواهيد تا مدت زمان كوتاهي در آينده مسوليت يك خانواده رو به عهده بگيريد . چنانچه با اين ديد نگاه كنيد سريعتر مي تونيد به اين دو هدفتون به تصميم گيري نهايي برسيد . اين مرحله مستلزم اين هست كه شما خودتون و خواسته هاتون رو بشناسيد بعد از اون ابتدا خصوصيات مورد نظر همسرتون و انتظاراتي كه از اون داريد رو براي خودتون مشخص كنيد و سپس بر اساس اون معيارها به دنبال همسر مورد نظرتون بگرديد . چنانچه فردي با حداقل هشتاد درصد معيارهاي شما همخواني داشت ، در جهت شناخت دقيقتر و كاملتر اون تلاش كنيد و سپس تصميم نهايي رو بگيريد . سعي كنيد همسر آينده شما در موارد زير با خصوصيات و ويژگي هاي شما سنخيت داشته باشد البته اين به اين معنا نيست كه اگر در يكي دو مورد از اين موارد كمتر با شما هماهنگ بود پس كنار گذاشته شود اما يك هماهنگي نسبي لازم است :

تحصيلات ، سن ، عقيده و اخلاق ، تمايلات جنسي ، هماهنگي فكري و عاطفي ، ايمان و اعتقادات مذهبي ، زمينه هاي تربيتي و فرهنگي خانواده ، وضعيت اقتصادي و اجتماعي خانواده ، مكان جغرافيايي و تناسب در تواناييهاي ذهني

چنانچه مورد خوبي براي ازدواج پيدا كرديد و باز هم نتونستيد با آرامش تصميم بگيريد مي تونيد براي تصميم گيري نهايي از يك مشاور مجرب كمك بخواهيد تا كار تصميم گيري رو براي شما راحت تر كنه .

من جهت انتخاب همسر براي شما نكات بالا رو جمع بندي مي كنم :

- نسبت به كل ماجرا واقع بين باشيد زيرا احساس به تنهايي براي زندگي كافي نيست . اين دو بايد تلفيق شوند.

- درباره دليل تمايل طرف مقابل به ازدواج با خودتون اطلاعات لازم رو كسب كنيد .

- تا جايي كه امكان داره شريك زندگيتون رو دقيق بشناسيد و اعتقادات و باورهاي مذهبي ايشون رو جويا شيد .

- خواسته ها و انتظارات يكديگر رو مورد مطالعه قرار بديد .

- شناخت كافي از خانواده ي فرد مورد نظرتون داشته باشيد .

- برخوردهاي احتمالي همسرتون رو در موقعيت هاي مختلف شناسايي كنيد .

- و در نهايت تا زماني كه به نتيجه لازم نرسيديد به خاطر حل تعارض هاي درونيتون با عجله تصميم نگيريد .

برادر خوبم انشاا... تونسته باشم تا حدي در مورد اين مشكلات زندگيتون راه درست رو نشون بدم . از اينجا به بعد با شماست كه با عمل به اين توصيه ها خودتون رو از چنگال اين تعارضات و اضطرابها نجات بديد .

اگر مورد خاص ديگري بود در خدمتم . التماس دعا

نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در دوشنبه دهم دی 1386 ساعت 9:52 | لینک ثابت |

 

ba salam
mane badbakht yek moshkele kheyli bozorg daram ke hich kas hatta yek nafar dar donya in moshkel ra nadarad man yek pesare 20 sale laghar va kami boland ghad hastam man hich moshkel va bimari nadaram  vali yek moshkel daram ke hichkasi nadarad
man yek bazikone herfeyi dar bazihaye computeri hastam bazi ke ma bazi mikonim mosabeghate jahani darad va besyar jeddi va mohem ast man dar yeki az behtarin team haye iran hastam va vaghan bazim khoob ast vali moshkeli ke man daram in ast :  bazi ke ma mikonim niyaz be tamarkoze ziyad darad va ma bayad ba aslahe be sare harif shelik konim va bokoshimash
vali man ba in ke bazim kheyli khoobe vali dar mosabeghate hassas nemitavanam khoob bazi konam be in dalil ke vaghti moghabele teame khoobi mesle khodeman gharar migirim az hassasiyate bazi man dochare stress mishavam va nemitoonam bazi konam be khosoos mavaghei ke man tak mimanam va hameye negahaye ham teami ha va tamashachian rooye man ast
vaghti ke ehsas mikonam hame darand be man negah mikonand chenan stressi man ro migire ke badanam shoroo be larzidan mikonad va ghalbam tond tond mizanad be tori ke bishtar az hame sare man milarzad be tori ke hame mifahmand man stress daram . va nemitoonam tamarkoz konam va khoda khoda mikonam ke zoodtar shekast bokhoram va az dore bazi kharej shavam ke dige kesi be man negah nakone va stressam tablo nashe

man daghighan hamin moshkelo dar daneshgaham daram vaghti ke masalan ostad az man chizi miporse va man ehsas mikonam ke hameye negahha rooye mane chenan stressi man ro migire ke baz ham saram milarze in moshkele man dar mavaghei ke dokhtaran ba man harf mizanand bishtar ast . va engahdr hol misham ke nemitoonam dorost harf bezanam va harfhaye birabt mizanam ke abrooyam miravad

jenabo doctor man midoonam ke hame moshkele stress darand vali hichkass mesle man nadare hichkas saresh nemilarze va moohash nemilarze ke tablo she
khahesh mikonam yek ghors moarefi konid ke man mogheye daneshgah raftan baz mosabeghe masraf konam
mamnoon
movafagh bashi


man niyaz be komak daram khahesh mikonam

 

 

دوست گلم سلام . بنده را به خاطر تأخيرم ببخشيد .

قبل از هر چيز بسيار خوشحالم كه با فرد تيزهوش و موفقي مثل شما مكاتبه مي كنم .

دوست گلم اين موردي كه شما مي فرماييد كه هيچ كس مثل من اين مشكل را ندارد مطمئن باش اينطوري نيست . افرادي با مشكلات مشابه شما در دنيا وجود دارند و حتي بعضي از افراد مشكلاتي بزرگتر و حادتر از اين حالت در زمان استرس و هيجان بهشون وارد مي شه كه شايد اگر شما از اون حالات مطلع بشيد هرگز اينچنين نااميدانه صحبت نكنيد .

همونطور كه خودتون هم فرموديد مشكلات شما ناشي از حالات اضطرابي و تشويش شماست كه مي تونيد با هوشبهر بالايي كه داريد از طريق روشهاي بالا بردن اعتماد به نفس و راههاي كاهش اضطراب تا حدي به خودتون مسلط باشيد . اين حالات اضطرابي شما اگر ادامه پيدا كنه ممكنه شمارو دچار ترسهاي بيمارگونه ي گريز از جمع بكنه كه بعد شمارو دچار مشكل مي كنه . تعجب مي كنم شما در زماني كه تنها در حال مبارزه هستيد خدا خدا مي كنيد كه زودتر ببازيد تا بازي تمام بشه اما تا حالا تجزيه و تحليل كرديد آخر كار كه خرابكاري بشه و جمع از شما ناراحت بشن همين باختن در بازي است پس شما كه خدا خدا مي كنيد ببازيد و نتيجه بازي براتون اهميتي ندارد با آرامش به كارتون ادامه بديد و فرض كنيد هيچ كس ناظر شما نيست و در نهايت هم مي بازيد پس چرا مضطرب باشيد ؟! همچنين بروز اين حالت در حضور استاد و جمع كه نشان دهنده ي اعتماد به نفس پايين شما و ترس از جمع مي باشد .

با توجه به اينكه شما از بنده راهكارهاي افزايش اعتماد به نفس و كاهش اضطراب رو نخواستيد اين رو به حساب اطلاعات كافيتون در اين زمينه مي گذارم .

اما چيزي كه شما طلب كرديد داروي خاص جهت معالجه است . دوست گلم من فوق ليسانس روانشناسي كودكان استثنايي هستم يعني من دكتر روانپزشك نيستم . تنها افرادي قادر به تجويز دارو هستند كه دكتراي روان پزشكي داشته باشند يعني يك روانشناس با مدرك دكترا هم اجازه تجويز دارو ندارد . ضمناً اگر هم بنده اين داروها را به شما معرفي مي كردم داروخانه آنها را به شما نمي داد چون معمولاً اينگونه داروها حتماً بايد با نسخه پزشك از طرف داروخانه به بيمار ارائه گردد . پس دوست گلم به يك روانپزشك مراجعه كن ، اگر ايشون تشخيص دادند كه شما بايد دارو مصرف كنيد حتماً اون رو براي شما تجويز خواهند كرد .

اگر مطلب خاص ديگه اي داشتي در خدمتت هستم . موفق باشي

نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در دوشنبه دهم دی 1386 ساعت 9:49 | لینک ثابت |

سوال :

سلام خانوم ولی زاده...

نمی دانم تمام این پاسخ ها را شما داده اید و یا جمعی بر این سوالها پاسخ داده اند....
در کل می توان گفت که جوابها موثر است ولی در روانشناسی معمولا روانشناس مجرب پاسخ تمام سوالها در هر حیطه ایی را نمی داند و بالطبع در یک حوزه به فعالیت مشغول می گردد..
البته من با این پیش فرض که تمام سوالها را شما پاسخ گفته اید این مطلب را بیان نمودم...و منظورم این نبوده ونیست که یک فرد تحصیل کرده روانشناس نمی تواند در تمام مشکلات روحی و روانی پاسخگو باشد...بلکه معتقدم که کار گروهی و استفاده از تفکرات جمع و تمرکز بر روی یک جنبه از روانشناسی نتیجه قوی تری می دهد...
مورد دیگر شما در اکثر موارد اتفاقات افتاده را طبیعی ذکر نموده اید البته با توجه به مسنداتتان که نوشته های افراد می باشد ... به نظر من اگر مشکلی هست پس طبیعی بودن در کار نیست چون از طبیعت موضوع خارج گشته اند که به شما متوسل شده اند...
امیدوارم در راهی که پیش گرفته اید روز به روز موفق تر باشید...

پاسخ :

دوست خوبم سلام . فرمايش شما درسته اگر يك اكيپ روانشناس بر روي سوالها وقت بگذارند و تجزيه و تحليل كنند حتماً بازخورد آن مثبت تر است اما متأسفانه اين وبلاگ يك وبلاگ كاملاً شخصي است و فقط خودم پاسخگوي سوالات هستم . زير نظر هيچ موسسه يا نهادي هم فعاليت ندارد . براي پاسخگويي بعضي از سوالات كه اطلاعاتم كم است حتماً مطالعه مي كنم و چنانچه به استادان عزيزم دسترسي داشته باشم در اون موارد خاص و مسائل پيرامون اون با اونها تبادل نظر مي كنم . شما درست مي فرماييد هر شخصي در زمينه تخصصي خودش نمي تونه جوابگوي همه سوالات باشه اما خدا تا جايي كه توفيق رو نصيب بنده بكنه حتماً دامنه مطالعاتم رو افزايش مي دم . ضمناً با موضوعات بعضي نامه ها اونقدر مواجه شدم كه اگر اطلاعاتم هم كم بوده تجربه ياريم كرده . دليل ديگه اي كه نشون دهنده شخصي بودن وبلاگ هست اينه كه بنده در اين وبلاگ فقط خودم رو معرفي كردم و مطمئن باشيد اگر شخص ديگري با من در پاسخگويي شركت داشت حتماً معرفي مي شد . شايد خودتونم اينو قبول داشته باشيد كه اين درست نيست كه جمعي از همكاران بنده بر روي اين پرسشها نظر بدهند و فقط بنده معرفي بشم . اين كار كمي از نظر اخلاقي نادرست خواهد بود .

در مورد ديگه اشاره فرموده بوديد شما چرا براي اكثر مشكلات مي نويسي طبيعيه ؟ بسياري از ناراحتي هاي روحي نوعي واكنش طبيعي در برابر مشكلات روزمره اي است كه افراد با آن مواجه هستند .درست مثل اين هست كه فردي دستش با تيغ ببره و خون بياد . آيا به نظر شما اون خونريزي در برابر بريدگي دست طبيعي نيست ؟!!!! مورد دوم اين هست كه افراد مددجو به اندازه كافي هم از عامل اضطراب زا و هم از خود حالات اضطرابي نگراني دارند و ناآرام هستند پس كلمات و حالاتي كه مشاور با اونها برخورد مي كنه خيلي مهم هست . اگر واقعاً افراد بدونن اين واكنشهاي روحي اونها در برابر مشكلات بوجود اومده فقط براي اونها نيست و اكثر مردم بعد از بوجود آمدن آن مشكلات دچار اين حالات مي شوند حتماً مي تونن با آرامش بيشتري با اونها برخورد كنند و احتمال بهبودي  اونهارو افزايش مي ده .

سوال ديگه اي بود در خدمتم .موفق باشيد

نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در دوشنبه دهم دی 1386 ساعت 9:44 | لینک ثابت |

سوال :

با سلام وخسته نباشيد

اول از اينكه با وبلاگ شما اشنا شدم خيلي خوشحالم چون در ارتباط با تربيت پسرم احتياج به راهنمايي داشتم وچون در شهرستان زندگي ميكنم امكان استفاده از مشاوران رو نداشتم خانم وليزاده من دو مشكل دارم اول اينكه روش تربيتي من وهمسرم در رابطه با پسرم همسو نيست من دوست دارم پسرم مستقل بار بياد اما از نظر همسرم اون با اينكه 4 ساله است هنوز بچه است وبايد كارهاي اونو انجام بديم  و متاسفانه پسرم متوجه اين گپ بين ما شده وسوء استفاده ميكنه و اين مسئله باعث ميشه من سختگيري بيشتري نسبت به اون اعمال كنم وخوب ميدونم كه اين حالت ضرر زيادي به پسرم از نظر تربيتي وارد ميكنه مشكل دوم اينكه چطور ميتونم هنر پذيرش اشتباه وعذر خواهي رو در پسرم تقويت كنم چون پسرم  اشتباهاتش رو توجيه ميكنه وضمنا به سختي معذرت خواهي ميكنه البته سعي ميكنم خودم با انجام اين كار يعني غذر خواهي بعد از كار اشتباه اين حالتو در پسرم تقويت كنم ولي خيلي موفق نبودم

با ارزوي سلامتي براي شما وخانواده تان وبا تشكز از زحمتي كه ميكشيد

پاسخ :

سلام دوست گلم . من هم خوشحالم كه با مادر متعهد و دلسوزي مثل شما مكاتبه دارم . اميدوارم تمام اولياء نسبت به تربيت فرزندانشون اينطور دقيق و با تعهد رفتار كنند .

مشكل عدم هماهنگي شما و همسرتون در رابطه با تربيت فرزندتون همونطور كه خودتون هم به اون اشاره كرديد ضررهاي زيادي رو به مسائل تربيتي ايشون وارد مي كنه .

بايد در هر صورت روش هاي تربيتي تون رو با همسرتون نزديك كنيد . در درجه اول يك بازنگري كلي و منطقي بر روي رفتارهاي خودتون و همسرتون داشته باشيد . در درجه اول ببينيد آيا خودتون در مسائل تربيتي زياد  سخت گيري نمي كنيد ؟ آيا منطقي برخورد مي كنيد ؟ آيا در بعضي مواقع انعطاف لازم رو نشون مي ديد ؟ چنانچه به روش هاي تربيتي خودتون ايمان داشتيد رفتارهاي همسرتون رو تجزيه و تحليل كنيد . ببينيد آيا تضاد تربيتي ايشون با شما صرفاً به خاطر بچه است ؟ آيا مشكلات ارتباطي بين شما و ايشون نيست كه ايشون بخوان از اين طريق لجاجتشون رو با شما نشون بدن و از حساسيت شما در اين زمينه سوء استفاده كنن ؟ آيا روش تربيتي ايشون واقعاً روش آزادگذارنده است يا اينكه در بعضي مواقع ترجيح مي دن انعطاف بيشتري نشون بدن ؟ و يا . . .

به هر حال شما پس از بررسي هاي لازم ريشه اين تضادهارو پيدا كنيد چنانچه بر سر مسائل ارتباطيتون هست سعي كنيد اونهارو حل كنيد تا اين مشكل هم رفع بشه و اگر تضادها واقعاً در تفاوت نگرشي شماست سعي كنيد شما و همسرتون با نزديك كردن نگرش هاتون تربيت واحدي رو در حضور بچه داشته باشيد . همونطور كه خودتون هم ذكر كرديد فرزندتون چون اين تضادهارو ديده خيلي راحت مي تونه از اين جريان سوء استفاده كنه و هر طور كه مي خواد عمل كنه . گاهي اوقات تأثيرات منفي يك تربيت غلط كه والدين هر دو با هم نقش داشتند كمتر از تأثيرات منفي تضاد تربيتي والدين است .

در مورد پوزش بچه در اين سن بايد گفت ديد فرزند در اين سنين هنوز انتزاعي نيست و خوبي و بدي خيلي از چيزهارو درك نمي كنه اما همينطور كه شما گفتيد مي تونه از اين سن الگو برداري كنه . با توجه به نكاتي كه خودتون هم به اون اشاره كرديد تضاد تربيتي شما و همسرتون و حالتهاي آزادي كه پدر ايشون بهش مي ده به فرزندتون اين اجازه رو مي ده كه با شما لجاجت كنه و حرف خودش رو به كرسي بنشون . ضمناً آيا همينطور كه شما سعي مي كنيد الگوي خوبي براي عذرخواهي باشيد آيا همسرتون هم همينطور هستند ؟ شايد فرزند شما پدرش رو كه باهاش راحت تر است به عنوان الگو قرار داده و از اون تبعيت مي كنه ؟!!!

به هر حال شما بايد تا جايي كه مي تونيد با همسرتون بدون حضور كودك صحبت كنيد و به يك روش تربيتي مشترك برسيد و الا اثرات سوء اون رو خيلي بزرگتر و حادتر در بزرگسالي ايشون شاهد خواهيد بود . بسياري از خشونتها ، اضطرابها ، نافرماني ها و خودسري ها و . . . در بزرگسالي نتيجه اين نوع روش هاي تربيتي است . در بعضي از موارد كه مورد خيلي حساس نيست حتي اگربه ظاهر هم شده شما در مورد تصميمي كه همسرتون اتخاذ مي كنند جبهه گيري نكنيد تا بچه كمتر به تضادهاي شما پي ببرد سپس آن مورد رو به آرامي و با منطق براي همسرتون بازگو كنيد .

اميدوارم با اين توصيه هاي مشكلات شما كمتر بشه . اگر مورد خاصي بود در خدمتم . موفق باشيد

نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در دوشنبه دهم دی 1386 ساعت 9:42 | لینک ثابت |

شقایق عزیزم سلام . پاسخ شمارو از طریق ایمیلتون ارسال کردم . لطفاْ پس از دریافت کامل اون بنده رو مطلع فرمایید . موفق باشید
نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در دوشنبه دهم دی 1386 ساعت 9:34 | لینک ثابت |

سوال :

سلام.نمیدونستم کجا باید سئواتم رو بنویسم.امیدوارم از همین جا بخونید مشکل من اینه که به هیچکس اطمینان ندارم از همه میترسم .میترسم که به من اسیب بزنند در ضمن خیلی دوست دارم به خودم اسیب بزنم مثلا با تیغ دستم رو ببرم من 19 سالمه وفرزند دوم خانواده هستم میشه کمکم کنید

پاسخ :

دوست گلم سلام .

مشكلي كه شما مطرح كرديد نوعي اختلال اضطرابي است به نام فوبيا (ترس مرضي) .

اين نوع ترس نوعي اضطراب است كه به صورت ترس مداوم غيرمنطقي يا بيش از حد معمول نسبت به يك شيء ، موقعيت يا فعاليت به وجود مي آيد . البته ترس در حالت عادي براي زندگي لازم و مفيد است اما اگر اين ترس از يك محرك معمولي به گونه اي باشد كه فرد را از زندگي معمولي بازداشته و او را دچار اختلال كند بايد معالجه شود . معمولاً افرادي كه ترس هاي اضطرابي دارند پس از به وجود آمدن اين حالت در درونشون دچار اين حالات مي شوند : تپش قلب ، تعريق ، لرزش ، گر گرفتگي ، تهوع ، افكار منفي و تصورات مضطرب كننده .

ريشه ترس شما با توجه به اينكه توضيحات كاملي نداديد مشخص نيست . معمولاً اين ترسها ممكن است به صورت هاي زير ايجاد و يا تشديد شود : ممكن است اين ترس جنبه ارثي داشته و يا از والدين يا اطرافيان آموخته شده باشد ، يك تجربه ناخوشايند ممكن است اين ترس را در شما ايجاد كرده باشد ، سابقه اضطراب و مشكلات روحي و رواني در خانواده ، سابقه شكست در روابط اجتماعيتون ، داشتن شخصيت كمال گرا در شما ، وجود رفتارها و افكار وسواسي در شخصيت شما ويا حتي داشتن بيماري ها و مشكلات جسمي ، نداشتن حمايتهاي اجتماعي و خانوادگي و احساس تنهايي ، احساس ضعف شما در سازگار شدن با شرايط جديد محيط ، منفي نگري نسبت به خود و نداشتن برنامه ريزي و هدف مشخص در زندگي و . . .

دوست گلم اين پيشنهاداتي كه بنده به شما ارائه مي دهم بدون دانستن ريشه ترس شماست . اينها رو به طور كلي ذكر مي كنم و شما با توجه به منبع ترستون اونهارو براي سلامتيتون به كار ببنديد .

- ترس خودتون رو تجزيه و تحليل كنيد و ببينيد واقعاً ديگران با صدمه زدن به شما به چه چيزي مي خوان دست پيدا كنند .

- سعي كنيد افكار منفي رو از خودتون دور كنيد و به سمت افكار مثبت و واقع گرايانه پيش بريد .

- زماني كه اين افكار به سراغ شما مي يان افكارتون رو منحرف كنيد و افكار خوشايند جايگزين آن بسازيد ، تنفس عميق و آرام داشته باشيد و به يك كار مورد علاقه خودتون بپردازيد .

- سعي كنيد فعاليت هاي اجتماعيتون رو زياد كنيد و از انزوا طلبي بپرهيزيد چون كناره گيري از ديگران مي تونه حالات روحي شمارو بدتر و ترس شمارو بيشتر كنه .

- به توانمنديهاتون فكر كنيد و خودتون رو باور كنيد .

- اعتماد به نفستون رو افزايش بديد .

- زندگيتون رو هدفدار كنيد و به آينده اميدوار باشيد . البته هدفهاتون واقع بينانه و دست يافتني باشد .

- مدام كلمات و جملات مثبت را تكرار كنيد .

- حتماً ورزش كنيد و تمرينات ريلكسيشن رو انجام بديد .

- از مصرف مواد كافئين دار خودداري كنيد . 

- چنانچه با اين تدابير بهتر نشديد مي توانيد با يك دوره دارو درماني سلامت خودتون رو به دست بياريد .

      حالت علاقه شما به خودزني نيز مي تواند نشانه اي از حالتهاي وسواسي و اضطرابي شما باشد . و يا اينكه مي تواند نشانه اي از افسردگي شما و بيزاري از ادامه حيات باشد . و يا راهي براي جلب توجه و ايجاد جلب نظر ديگران در خانواده و اجتماع باشد . به هر حال زماني كه شما سعي در برطرف نمودن حالتهاي هيجاني و اضطرابي خود بنماييد چنانچه حالتهاي افسردگي و وسواسي نيز داشته باشيد كمرنگ تر شده و اين حالات شما نيز محو خواهد شد .

اگر مايل بوديد بيشتر در اين زمينه توضيح بدهم لطفاً ريز مطالبتون رو يادداشت بفرماييد . تا زمانيكه بنده ريشه مشكل رو ندونم پيچيدن نسخه مخصوص امكان پذير نخواهد بود .

فرمايشي داشتي در خدمتت هستم . التماس دعا

 

نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در جمعه هفتم دی 1386 ساعت 14:55 | لینک ثابت |

سوال :

salam
baradari daram ke poshte konkure va diplome tajrobi dare.sale gozashte dar konkur ghabul nashod. hushe besiar balaii dare . sale gozashte ke dabirestan miraft rotbe konkursh 3000 shod. albate bayad begam ke aslan dars nemikhune va faghat matalebi ro ke sare kelas migan goosh mide. shayad baraye konkure ruzi 0.5 saat dars nakhunde bashe. dar zemn madrese tizhooshan mirafte.sale gozashte migoft ke reshte pezeshki ya dandan pezeshki unam dar shahraye khub mikhad .va tasmim dasht ke emsal dars bekhune baraye in hadaf. vali emsal ke az avale mehr ke tasmim dashte dars bekhune ta alan ,bishtar az ruzi 1 saat dars nakhunde va ba tavajoh be inke madrese ham nemire maalumate zehnish kamtar mishe. dar darkhast be inke cheghadr dars khunde. axolamal badi neshun mide va mige aslan nemikhad dars bekhune. agar dar morede dars azash soal konim narahat mishe. lotfan rahnamaii konid hegune bahash barkhord konim ta angize baraye dars khundan peida kone. aya moshavere behesh komak mikone?

پاسخ :

دوست گلم سلام .

نامه شما مثل دوست قبليمون نامه اي كلي و مبهم هست و من نمي دونم جريانات حاشيه اي كه در زندگي شما و در رابطه با برادرتون وجود داره چيه ؟ چه عواملي در محيط اجتماعي ، تحصيلي ، خانوادگي و ارتباطات دوستانه ايشون وجود داره كه باعث بي انگيزگيشون براي درس خوندن و يا تحصيل شده . البته اين نكته رو مي تونم بهش اشاره كنم كه يكي از مشكلات اساسي كه در بچه هاي تيزهوش ديده مي شود اين است كه اونقدر به استعدادشون ايمان دارند كه فكرمي كنند همون براي رقابت با بچه هاي ديگه كافيه . اما اين رو بايد بدونن رقابت در كنكور يك رقابت تنگاتنگ هست به طوريكه بچه هايي كه از هوشبهر متوسطي برخوردارند با تلاش و مداومت و تكرار و تمرين در مطالعه مي توانند به راحتي با بچه هاي تيزهوش رقابت كنند . گاهي اوقات اين بچه ها تا روزي 15 ساعت مطالعه مي كنند و جبران هوشبهر پايين ترشون رو نسبت به تيزهوشان رو مي كنند .

آنچه كه من ديدم بچه هاي تيزهوش در سال اول خيلي خوشبين هستند و به خودشون مطمئنن اما وقتي كه در رقابت با بچه ها قرار مي گيرن و تلاش كمشون باعث عقب افتادنشون در كنكور مي شه هم باعث شكست روحيشون مي شه و هم تا سال آينده دلسردتر مي شن و حتي بعضي از اونها از درس جدا شده و به افكار بلندپروازانه اي هستند كه اونهارو هم از درس ميندازه و هم از اون رؤياهاي بلندپروازانشون . چنانچه اين وسط سرزنشها ، سخت گيري ها و سركوب كردن شخصيت اونها هم ضميمش باشه كه كلاً انگيزرو از اونها مي گيره .

دوست خوبم من احساس مي كنم برادر شما هم مثل خيلي از تيزهوشان ديگه دچار اين معضلات شده البته شايد همون دائماً تكرار كردن اين مسأله توسط شماها اضطراب در اون بوجود آورده و اون طبق يكي از مكانيسم هاي كاهش اضطراب مي خواد كلاً صورت مسأله رو ( يعني شركت در كنكور ) پاك كنه تا از شر اين مسأله استرس زاش فرار كنه و شايد همين استرس باعث بي انگيزگي ، بي برنامه گي و پرخاشگري و گم كردن موقعيتش شده . بعضي از اين تيزهوشان از اينكه سال اول قبول نشدن اونقدر ناراحت و بي انگيزه مي شن كه شايد مدتها وقت لازم باشه كه به روشهاي درست مجدد در اونها انگيزه ايجاد كرد چون تصور اونها از خودشون و تلقينات اطرافيانشون اونقدر مثبت بوده كه اونهارو به خودباوريهاي مثبت كاذب رسونده و باعث شكستشون شده و يا شايد دوستاني داره كه به هر دليلي اون رو نسبت به تحصيل بي انگيزه كردند .

بهتر است كه ببينيد با چه افرادي رابطه دارد ، چه تفكراتي به او تلقين مي كنند ، يك بازنگري كلي روي هشدارهاي خود و خانوادتون داشته باشيد و ببينيد به چه روشي از او مي خواهيد كه درس بخونه ، هيجانات و استرس اورو كم كنيد يا اين حالات رو در اون تشديد مي كنيد ؟ زماني كه آمادگي روحي پيدا كرد و مايل به همكاري بود براش برنامه ريزي كنيد ، برنامه هاي تشويقي براش بگذاريد و سعي كنيد محيط محيط دوستانه اي براش باشه .

دوست گلم اگر جواب رو در اين پاسخ نيافتي و موقعيت برادرت چيزي غير از اين مواردي بود كه من از نامه كلي شما به دست آوردم لطفاً ريز مطالبت رو بنويس تا پاسخ دقيقتري بهت بدم . ضمناً مطمئن باشيد اگر خودش مايل به مراجعه به مشاوره باشه حتماً مشاوره كارساز خواهد بود باز هم تأكيد مي كنم حضور در كلينيك مشاوره بايد خودخواسته باشد .موفق باشي

 

نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در جمعه هفتم دی 1386 ساعت 12:52 | لینک ثابت |

سوال :

سلام من دختری 20ساله هستم.علاقه ی زیادی به خون و خون ریزی و قتل و اعدام واینگونه مسائل دارم.البته خودم ازارم حتی به مورچه هم نمیرسه و فقط اینارو دوست دارم.دوستام میگن این علائق من طبیعی نیست ولی من معتقدم هر کسی 1سری چیزارو دوست داره!به نظر شما ممکنه که من از نظر روحی مشکل خاصی داشته باشم؟!
با تشکر.
منتطر جوابتون هستم....

پاسخ :

دوست گلم سلام .

نامه شما بسيار بسيار كلي است . موضوع مطرح شده از جانب شما هم موضوعي است كه بررسي هاي همه جانبه شما و روحياتتون را از طرف يك روانشناس و يا روانكاو مي طلبد . با توجه به اين كه بنده هيچ پيشينه خانوادگي ، تربيتي ، اجتماعي و ... از شما را ندارم نمي توانم اين علاقه خاص شما را ريشه يابي كنم .

بنده توصيه مي كنم براي مشورت در اين زمينه به يك روانشناس و يا روانكاو مراجعه فرماييد تا چنانچه مشكلي در خودآگاه يا ضمير ناخودآگاه شما وجود داشته باشد مشخص نموده و راهكار خدمت شما ارائه نمايند . اگر هم چنين امكاني براي شما وجود ندارد نامه اي كامل بنويسيد تا چنانچه پاسخگوي سوالات بنده در رابطه با گذشته شما باشد بتوانم تا حدي جوابگوي شما باشم . اين  علاقه خاص شما مي تواند فقط يك آموزش غلط  و يا يك بيماري روحي باشد كه مشخص كننده اين امر، توضيحات شما مي تواند باشد. موفق باشيد

 

نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در جمعه هفتم دی 1386 ساعت 0:23 | لینک ثابت |

سوال :

سلام خدمت شما خانم ولیزاده
خسته نباشید
راستشو بخواین من مشکلی ندارم
می خواستم اگه میشه مطالبی درمورد(ملاحظات اخلاقی در مشاوره و روانشناسی) برام ایمیل بزنین چون می خوام در این مورد تحقیق کنم
اگه کمکم کنید متشکرم .

پاسخ :

دوست گلم سلام . براي كسب اطلاعات در اين زمينه به فصل پنجم كتاب ( مفاهيم بنيادي و مباحث تخصصي در مشاوره ) مراجعه فرماييد . اگر سوال خاصي داشتيد در خدمتم .

ضمناً از اين كه مشكلي نداريد بسيار خوشحالم و اميدوارم هميشه موفق و شاد باشيد . التماس دعا

نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در پنجشنبه ششم دی 1386 ساعت 23:4 | لینک ثابت |

سوال :

سلام خانم ولیزاده
خسته نباشید
اگه میشه راجع به سوءاستفاده از کودکان در روابط جنسی صحبت کنید تو وبلاگ
و بگید این کودکان در بزرگسال چه اتفاقی براشون میفته و اونا چطور میتونن با حادثه ی نا خواسته ایی که در کودکی براشون پیش اومده کنار بیان.
به نظرم امروزه این مشکل خیلی بیشتر از قبل بروز کرده و خودشو نشون داده.و بلوغ زود رس رو در پی داره.
اگه میشه توضیحاتی بدید که این کودکان در بزرگسال چطور با خاطره تلخ کودکیشون کنار بیان
ممنون
موفق باشید و سلامت

 پاسخ :

    سوء استفاده جنسي از كودكان نمونه اي از كودك آزاري است . چند خطي راجع به كودك آزاري مي آورم و سپس راجع به سوءاستفاده جنسي كودكان كه زيرمجموعه كودك آزاري است مي پردازم .

     كودك آزاري آن دسته از رفتارهايي است كه از سوي افراد ديگر به ويژه بزرگسالان در برخورد با كودكان اعمال ميشود كه به صورتهاي مختلف به سلامت جسمي و رواني آنها آسيب وارد مي كند . بسياري از كودك آزاري ها خواسته يا ناخواسته از طريق والدين صورت مي گيرد كه باعث مشكلات عديده آنها در بزرگسالي مي شود زيرا كودكان بسيار آسيب پذيرتر از بزرگسالان هستند .

دلايل کودک آزاري :
1- نا آگاهي والدين : گاه والدين يا افراد ديگر که به کودکان آزار مي رسانند ، نمي دانند که رفتار آنها، کودک آزاري است. مانند کساني که کودک را مورد تنبيه بدني قرار مي دهند، آنها را تحقير و توهين مي کنند به نيازهاي اساسي آنها بي توجه هستند و اين رفتارها را عادي و معمولي مي دانند.
2- مشکلات اقتصادي : فقر سبب مي شود کودکان از دسترسي به نيازهاي اساسي خود مانند آموزش ، بهداشت، تغذيه ، و... محروم شوند يا والدين به دليل فشارهاي مالي با رفتارهايي چون پرخاشگري ، خشونت، بي توجهي و .. کودکان را مورد آزار قرار دهند.
3- اعتياد : اعتياد به دليل خصوصياتي که در افراد ايجاد مي کند، مانند پرخاشگري ، بي مسؤوليتي ، کاهش عاطفه و ... سبب مي شود کودکان مورد آزار ، بويژه مورد سوء استفاده قرار گيرند.
4- بيماري هاي رواني : در صورتي که والدين به بيماري هاي رواني مبتلا شوند، با رفتارهايي مانند تند خويي، خشونت، ناسازگاري ، بي توجهي و... که ناشي از بيماري هاي رواني آنهاست. سبب آزار کودکان مي شوند.
5- مشکلات خانوادگي : مشاجرات شديد و طولاني والدين ، جميت زياد خانواده ، شيوه هاي تربيتي نامناسب ، در برخي موارد وجود ناپدري و نامادري و... سبب مي شود کودکان مورد آزار قرار گيرند تا حدي که مسکلات خانوادگي يکي از دلايل کودک آزاري محسوب مي شود.
6- مشکلات کودکان : کودکاني که به طور نسبي مشکلات پايدار و شديدي دارند، بيش از ساير کودکان مورد آزار قرار مي گيرند. مانند کودکاني که دچار بيماري هاي جسمي مزمن و طولاني مدت يا مشکلات رفتاري از قبيل پرخاشگري، بي قراري ، بيش فعالي، اضطراب ، شب اداري و ... هستند، به دليل مشکلاتي که براي بزرگسالان ايجاد مي کنند ونيز به سبب ناآگاهي والدين از اين مشکلات، اغلب مورد آزار جسمي ورواني قرار مي گيرند.
7- مشکلات مدرسه : مشکلاتي که در مدرسه براي دانش آموزان ايجاد مي شود، مانند انتظار بيش از حد ، نديدن تفاوت ها، اضطراب ، ترس ناشي از رقابت هاي شديد ، تبعيض ، تنبيه بدني ، تحقير ، توهين و ... سبب آزارهاي جسمي و رواني کودکان مي شود.
انواع کودک آزاري :
1- کودک آزاري جسمي ؛ يعني رفتارهايي که به جسم کودک صدمه مي زند. به عبارت ديگر، به حالت باليني کودکان معمولا زير 3 سال گفته مي شود که يک بار يا به کرات مورد ضرب و شتم و آزار و شکنجه عمدي افراد بالغي که مسؤوليت آنها رابه عهده دارند مانند پدر و مادر ، قيم يا والدين رضاعي قرار گيرند. مانند کتک زدن، سوزاندن، مجروح کردن، شکستن، کبود کردن و ...
2- کودک آزاري رواني : شامل رفتارهايي است که به سلامت رواني کودک آسيب مي رساند. مانند توهين کردن، تبعيض قائل شدن، تحقير کردن، ترساندن و...
3- بي توجهي و غفلت؛ يعني توجه نکردن به نيازهاي اساسي کودکان مانند خوراک و پوشاک ، بهداشت، مراقبت و سرپناه ، محبت و عاطفه آموزش و ... در حدي که به سلامت جسمي و رواني آنان آسيب رساند.
4- سوء استفاده و کودک آزاري جنسي ؛ يعني استفاده از کودکان در زمينه مواد مخدر ، واداشتن انها به کارهاي دشوار ، سوء استفاده جنسي و به صور مختلف و...
تبعات کودک آزاري :
کودکي ، دوران رشد و شکل گيري شخصيت است . انواع کودک آزاري در اين سالهاي حساس و مهم ، به رشد و سللامت آنان آسيبهاي جدي وارد مي کند. کودکان آزار ديده در تمام جنبه هاي رشد مانند رشد جسمي ، ذهني، رواني و اجتماعي بامشکلات و نارسايي هاي فراواني رو به رو خواهند شد..
بررسي هاي انجام شده نشان مي دهد که بسياري از کودکاني که در دوران کودکي مورد آزار و بد رفتاري قرار گرفته اند، در بزرگسالي، خود به آزار و اذيت کودکان پرداخته اند.

 

در اينجا به بحث سوء استفاده جنسي از كودكان مي پردازيم :

سوء استفاده جنسي از كودك بدين معنا است كه هر فردي كه بزرگسال است و يا نسبت به كودك آنقدر تحكم يا كننترل دارد كه كودك حق اعتراض ندارد از اعتماد او سوء استفاده كند و با او به هر صورت ارتباط جنسي برقرار كند و كودك نتواند و يا جرأت نكند اعتراض كند . لازمه سوء استفاده جنسي حتماً اعمال خاص جنسي با كودك نيست . لمس ناحيه تناسلي كودك از طريق فرد كه به قصد ايجاد لذت شخص ، كودك و يا فرد ديگري شود شود و يا حتي نشان دادن تصاوير مستهجن به همين منظور مي تواند سوء استفاده جنسي محسوب شود .

بسياري از اين آزارها متأسفانه از طريق خانواده و يا كساني كه كودك به آنها اعتماد دارد انجام مي گيرد كه كودكاني كه توسط اين افراد مورد تعرض قرار گرفتند به همين مخفي كردن جريان و ناتواني از بروز اين اتفاق بيشتر از كودكان ديگر كه مورد آزار افراد غريبه قرار گرفته لطمه مي بينند چون نمي دانند به چه كسي بايد پناه ببرند .

كودكاني كه مورد آزار جنسي قرار گرفته اند با توجه به سني كه مورد تعرض قرار گرفته اند ، شدت ، نوع ، تعداد و نوع آن دچار درجات مختلفي از انواع اختلالات رواني و رفتاري شوند . از جمله اين اختلالات مي توان به رفتارهای بازگشتی در کودک (مانند مکیدن انگشتان و خیس کردن جای خواب)، اختلالاتی پیرامون خواب، مشکلات خوراکی، مشکلات رفتاری و تحصیلی در مدرسه، و عدم مشارکت در فعالیت های جمعی مدرسه و اجتماع. افسردگي ، اضطراب ، احساس گناه ، ترس ، گوشه گيري و از جمله اختلالات جنسي اشاره كرد .

بعضي از كودكان در ابتدای حادثه هیچ گونه آسیب و اذیتی را احساس نمی کنند اما در دوره های بعدی زندگی خود با مشکلات جدی مواجه می شوند. قربانی کردن مجدد نیز از دیگر عوارضی است که اینگونه افراد مرتکب آن می شوند. تحقیقات گویای این مطلب هستند که قربانیان آزار و اذیت جنسی در دوران کودکی به احتمال زیاد در بزرگسالی خود به دیگران تجاوز می کنند و یا در روابط جنسی سوء استفاده گرایانه شرکت می نمایند.

کودکانی که می توانند اتفاق تعرض را به یک بزرگسال قابل اعتماد بازگو کنند در مقایسه با کودکانی که قضیه را همچنان بازگو نشده نگه می دارند، با آسیب کمتری مواجه خواهند شد. همچنین کودکانیکه به محض قربانی شدن قضیه را بازگو می کنند، خیلی کمتر از کودکانیکه این مطلب را برای سال ها مانند یک راز نگه می دارند لطمه می بینند. مطالعه بر روی کودکان و نوجوانانی که مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفته اند، نشان می دهد که حمایت از جانب خانواده، حمایت از جانب اقوام، عزت نفس بالا، و داشتن روحیه مذهبی می توانند در کمک کردن به آنها در بهبود از آسیب و صدمه موثر باشد.

چگونه مي توان از بروز چنين اتفاقاتي جلوگيري كرد ؟

1- با فرزندان خود ارتباط تنگاتنگی برقرار کنید. آنها را تشویق کنید که در مورد ندانسته های خود از شما سؤال بپرسند و تجربیات خود را با شما در میان بگذارند. به آنها اهمیت اطلاع دادن را آموزش دهید.

2- نصیحت کلیشه ای "با غریبه ها صحبت نکن" در این مورد کاربردی ندارد. بسیاری از افرادی که دست به سوء استفاده جنسی می زنند معمولاً جزء آشناهای کودک هستند.

3- به بچه ها آموزش ندهید که اقوام و یا بستگان را ببوسند و آنها در آغوش بگیرند. اجازه دهید محبت و علاقه خود را آنطور که می خواهند به دیگران نشان دهند.

4- به کودکان آموزش های ابتدایی جنسی را یاد بدهید. به آنها بگویید که هیچ کس حق ندارد قسمت های "خصوصی" بدن آنها را لمس کند. اگر والدین در مورد بازگو کردن یک چنین مسائلی با کودک خود راحت نیستند می توانند از یک متخصص و یا یک مشاور کمک بگیرند.

5- سعی کنید دوستان کودک و خانواده هایشان را به خوبی بشناسید.

6- به آنها یاد بدهید که رابطه جنسی از طرف بزرگترها بد و خلاف قانون است. باید به آنها آموزش دهید که در صورت مشاهده هر گونه رفتار مشکوکی سریعاً به شما اطلاع دهند.

7- به آنها آموزش دهید که هیچ وقت اجازه ندارند بدون شما سوار ماشین کسی بشوند، حتی اگر آشنا باشد.

8- به آنها بگویید که بدنشان مال خودشان است و اشکالی ندارد که اگر دوست نداشته باشند کسی آنها را بغل کند و یا هر گونه ارتباط لمسی دیگری با آنها برقرار کند.

      به یاد داشته باشید که حتماً لازم نیست برای سوء استفاده جنسی فرد به زور متوسل شده باشد. کودکان به راحتی اعتماد می کنند و به دلیل وابستگی، نیاز به تایید شدن و محبت هر کاری که از آنها خواسته شود را انجام می دهند.   

اين كودكان با بحران هاي خود در بزرگسالي چه بايد بكنند ؟

1- چنانچه والدين بتوانند پيشگيري هاي ذكر شده را اعمال كنند و يا بعد از اتفاق به درستي با كودك برخورد كنند به گونه اي كه بتواند برونفكني كرده و آثار سوء آن را در زمان خود كمرنگتر سازد مشكلات دوران بزرگسالي بسيار كمتر خواهد بود .

2- چيزي كه بسيار قابل اهميت است احساس گناه اين افراد مي باشد كه اين احساس گناه و اضطراب ناشي از آن مي تواند زمينه ساز كليه تشويشهاي رواني من جمله ناتواني جنسي در اين افراد به وجود آورد كه بايد اين احساسات و حالات روحي كمرنگ شود تا مشكلات پس از ازدواج اين افراد كاهش يابد .

3- چنانچه عوارض ذكر شده در بزرگسالي به وجود آمد مثل مشكلات ارتباطي ، افسردگي ، حمله هاي استرسي و . . . فرد حتماً بايد به يك روانكاو و يا رواندرمانگر مراجعه كند تا آنها به تناسب نوع ، ميزان و شكل مشكل بتوانند از راههاي مختلف به درمان آنها بپردازند .

4- در بعضي از موارد كه فرد بزرگسال دچار بحران هاي روحي است اما نمي داند چه برسرش آمده روانكاو از طريق هيپنوتيزم مي تواند اتفاقات دوران كودكي را كشف كرده و آنها را از طريق مثمر ثمر براي آن شخص معالجه نمايد .

دوست خوبم چنانچه سوال خاصي به نظرتان آمد در خدمتتان هستم . موفق باشيد

 

نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در سه شنبه چهارم دی 1386 ساعت 8:58 | لینک ثابت |

آهو خانم عزيز ضمن عرض سلام ؛

پاسخ سوال شمارو در نظريات وبلاگتون به صورت محرمانه ارسال كردم . لطفاً بنده را از دريافت آن مطلع فرماييد . خوشبخت باشيد

نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در سه شنبه چهارم دی 1386 ساعت 0:11 | لینک ثابت |

سوال :

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما روانشناس عزیز
من دختری هستم 21 ساله و مجرد دانشجو هستم و خیلی پر جنب و جوش و خشن و یکمی هم مغرور و نترس برای بیرون رفتن از خانه مثلا رفتن به سینما با دانشگاه، با مادرم مشکل دارم همیشه برای مانع شدن از رفتنم بهانه تراشی می کند گاهی هم که می خواهم با دوستانم که مورد تایید خودش واقع شده اند بیرون بروم شروع به تهمت زدن به آنها می کند که مرا خیلی ناراحت می کند البته باید این را هم مد نظر داشت که من بچه آخر و تنها مجرد خانه هستم و خواهر بزرگ من در دوره ابتدایی که از طرف مدرسه سینما رفته بود گم شد. من به مادرم حق می دهم که نگران من باشد و رضایت او برایم خیلی مهم است ولی من هم احتیاجاتی دارم و علایقی، تا به حال دقایقی را با همسن و سال های خودم خارج ار محیط تحصیل و باشگاه نگذرانده ام همین چند روز پیش به خاطر سخت گیری های مادرم مقام اول کشوری در رشته ی های فول کیک بوکسینگ را از دست دادم ممنون می شوم اگر مرا راهنمایی کنید که چطور با او صحبت کنم که متوجه شود می توانم از خودم مراقبت کنم
باتشکر

پاسخ :

دوست گلم سلام .

مشكلي كه شما مطرح فرموديد مشكلي است كه ممكن است خيلي از جوان ها به خصوص دخترخانم ها با آن مواجه باشند كه هركدوم ممكن زمينه خاصي داشته باشد .

با توجه به مشكلي كه در كوچكي براي خواهر شما اتفاق افتاده به مادرتون حق بديد كه در زمينه ي ياد شده بسيار مضطرب باشند و استرس داشته باشند . البته شما هم حق داريد چون جوانيد و موقعيت هاي اجتماعي خاصي داريد كه بايد از آنها استفاده كنيد . ولي اگر ارتباط شما با مادرتون ارتباطي جنجالي باشد اضطراب مادر شما افزايش پيدا مي كند و كار براي شما سخت تر خواهد شد .

شما بهتر است با مادرتون حس همدردي كنيد و شنونده خوبي براي گفته هاي ايشان در زمينه هاي استرس زاشون باشيد . هر جاريي رو كه مادرتون مانع رفتنتون مي شن به آرامي بهشون پيشنهاد بديد كه با شما به اونجا بيان تا هم به ايشون نشون بديد شما خيلي بيشتر از ايشون مواظب خودتون هستيد و هم بدونند كه هيچ عامل استرس زايي وجود ندارد كه خطري براي شما ايجاد كند . سعي كنيد تا مي توانيد اضطراب ايشون رو كاهش بديد . تا زماني كه ايشون حالات اضطرابي داشته باشند مطمئناً سخت گيريهاشون در مورد شما ادامه خواهد داشت . ايشون رو در نگراني هاشون تأييد كنيد و نشون بديد احساس و حالاتشون رو درك مي كنيد .

اگر بتونيد مادرتون رو قانع كنيد كه به يك روانشناس مراجعه كنند تا با كمك اون بتونند اضطراب و استرسشون رو كاهش بدن بسيار مثمر ثمر خواهد بود . گاهي اوقات حتي ممكن هست به دارو درماني نياز داشته باشند . چنانچه حالات اضطرابي مادر شما تشديد شود حتماً به حالات افسردگي و وسواسي در ايشون تبديل خواهد شد كه مشكلات بيشتري را ايجاد مي كند .

همچنين به ديگر افراد خانواده خصوصاً پدرتون يادآوري كنيد كه كليه عوامل استرس زا را در منزل كنترل نمايند تا مادر شما بتونن در محيطي آرام تر به تمركز روي حالات خود بپردازند تا بتونند خودشون رو بيشتر كنترل كنند.

دوست گلم چنانچه اين نكات را حدود يك ماه انجام دادي و در اضطراب مادر شما هيچ تغييري ايجاد نشد لطف كن عملكرد خودت و خونوادت رو براي من يادداشت كن تا من بتونم قضاوت درستي پس از اين رفتارها داشته باشم . موفق باشي

 

نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در سه شنبه چهارم دی 1386 ساعت 0:8 | لینک ثابت |

سوال :

با سلام
بنده مجرد هستم و برای کنکور کارشناسی ارشد درس میخوانم و اهوازیم و باپدر و مادرم در یک خانواده مذهبی زندگی میکنم.(وضعیت مالی خوب )
مشکل من این است در هنگام دیدن بیماران ( هر بیماری تصادفی و غیره )به شدت حالت روحی بدی پیدا میکنم و خیلی ناراحت میشوم و نگران آن میشوم که این بیماری ها برای خودم هم پیش آید و از آنجا که فردی پر جنبوجوش هستم خیلی از اینکه بیمار شوم ودر خانه بمانم( حتی برای یک روز ) نگرانم .
از دیدن افراد پیر و از کار افتاده هم. چنین حالتی اما رقیقتر برایم عارض می شود .
لطفا مرا راهنمایی کنید .
نه ارتباط زیادی با این افراد ندارم .
رشته تحصیلی من مكانیك است ولی علاقه زیادی به مسائل پزشكی دارم و با خواندن مقالات پزشكی ساده اطلاعات زیادی در زمینه تغذیه و دیگر بیماریها كسب كردهام .
از اینکه با صبر و حوصله به سوالات ما پاسخ میدهید سپاسگذارم .

جواب :

دوست گلم سلام . اعياد گذشته مبارك و اميدوارم بنده را به خاطر اين تأخير ببخشي .

ترس نوعي واكنش طبيعي فرد در برابر محركهاي محيطي است . ترس مانند اضطراب تا حدي در زندگي لازم است اما زمانيكه ترس از محرك هاي خنثي ايجاد و يا ميزان اون از حد طبيعي خارج شود آنجاست كه بايد معالجه و درمان شود . ترس شما از پيري ، بيماري ، تصادف و ... در بين بسياري از افراد ديده مي شود . اين عوامل مي تونه توانايي ، زيبايي ، مركز توجه بودن فرد را كمتر و يا از بين ببرد . اما بايد واقعيت را پذيرفت كه از بعضي از اين عوامل گريزي نيست مثلاً جلوي گذر عمر را نمي توان گرفت . در اين جاست كه شما بايد نگرشتون رو تغيير بديد . دوست گلم در مورد بيماريها و تصادفات بايد بگم كه تا حدي شما مي تونيد با رعايت نكات بهداشتي و ايمني از اونها جلوگيري كنيد اما بعضي از اتفاقات جزء حوادث زندگي هستند كه شما نمي تونيد جلوي اونهارو بگيريد پس چرا بايد دائم  نگران اين مسأله باشيد كه نكنه اين اتفاق براي من بيفتد . شما سعي كنيد استفاده كافي رو در شرايط حال از سلامتتون ببريد و با افكار مثبت به خود و اطرافيانتون روحيه بديد چون همان ترس و افكار منفي باعث بوجود آمدن خيلي از اتفاقات غيرمترقبه و ناخوشايند مي شود . ابنطوري با خودتون فكر كنيد كه خودم رو به خدا مي سپرم و اوست كه نگه دار همه انسانها است و خودش از من محافظت مي كنه و اگر زماني هم اين اتفاق افتاد به سرعت خوب مي شم و برمي گردم به فعاليت هاي اجتماعيم .

در مورد پيري هم بايد مثبت فكر كنيد . پيري يكي از مراحل روند رشدي شماست و انسان در اين مرحله به اوج درايت و تجربه رسيده . اگر شما الآن رو غنيمت بشماريد و درست زندگي كنيد اولاً ديرتر به علائم پيري مي رسيد ثانياً مي تونيد توشه هاي مهمي براي اون دوران ذخيره كنيد چه از نظر جسمي و چه از نظر دنيوي و امكاناتش . دوست گلم زمان پيري زماني است كه انسان ديگر مايل نيست كه جنب و جوش هاي جواني رو داشته باشه همونطور كه يك جوان در شرايط جديدي از مرحله رشدي است كه مايل نيست مثل يك بچه 10 ساله زندگي كنه . پس در هر مرحله ي  رشدي انسان با همون ويژگي هاي مراحل سني خودش وفق پيدا مي كنه و اصلاً شرايط فرد در اون دوران لازمه زندگي در آن مرحله است . يادت باشه استرسها و اضطرابها در دوران قبل از پيري باعث پيري زودرس مي شود و توانايي هاي انسان رو خيلي زودتر زايل مي كند . دوست گلم اين نكته رو هميشه به خاطر داشته باش كه هميشه اين سوال مطرح است كه چند سال زندگي كردي و شايد جمله چند سال داري ديگه خيلي به درد نخوره . شما فقط اون سالهايي رو زندگي مي كني كه به دور از تنشهاي روحي از اين انرژي سرشاري كه داري به درستي استفاده مي كني . اين خودت هستي كه مي توني با افكارت زودتر از موقع به پيري برسي .

دوست گلم تمام زندگيت ، خودت و عزيزانت رو به خدا بسپار و بدون كه او بالاترين حافظ ما انسانهاست . دعا و قرآن بخون و از خدا بخواه كه قدرت اينرو داشته باشي كه هميشه سرحال و شاد و پرانرژي باشي . باز هم يادآوري مي كنم در زمان حال زندگي كن و از آينده و شايدهاي اون نترس چون اگر قرار باشه انسان ها از آينده نيومده خودشون بترسن اصلاً نبايد حركتي در جامعه وجود داشته باشه و كلاً ركود عميقي در بين افراد جامعه به وجود مي ياد .

هر زمان اين افكار مزاحم مي ياد سراغت خودت رو مشغول يك كار خوشايند كن و اجازه نده اين افكار مدت زمان زيادي انرژي تو رو بگيره . ديدن اين افراد هم اشكالي نداره چون شما بايد كم كم در خودتون به طور منظم حساسيت زدايي كنيد و به گونه اي روانتون رو آماده كنيد كه در هر زمان كه اين افراد رو ببينيد آمادگي رويارويي با اونهارو داشته باشيد و به هيچ عنوان متزلزل نشيد . حتي گاهي اوقات در بعضي افراد مي گن بهتر هست فرد خودش رو در معرض عامل ترس آور قرار بده تا به روش حساسيت زدايي منظم ترسش رو برطرف كنه .

علاقه شما هم به موضوعات پزشكي بسيار خوب هست و شما حق داريد در مورد هر مسأله اي مايل هستيد تحقيق كنيد فقط اين رو به خاطر داشته باشيد هر بيماري كه مطالعه مي كنيد روي خودتون بررسي نكنيدش چون همين كنكاشها فرد رو به طور روان تني بيمار مي كنه . مواظب باشيد اطلاعاتتون رو افزايش بديد اما اونرو روي خود و اطرافيانتون تعميم نديد .

عزيزم اگر هنوز جايي برات ابهام داشت در خدمتت هستم . موفق باشي

 

نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در یکشنبه دوم دی 1386 ساعت 12:22 | لینک ثابت |

آقا احسان عزيز سلام . پاسخ سوالتون رو از طريق ايميلتون ارسال كردم . لطفاً بعد از دريافت كامل پاسخ بنده را مطلع فرماييد . پيروز باشيد
نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در یکشنبه دوم دی 1386 ساعت 1:46 | لینک ثابت |

درباره وبلاگ
من فرشته ولیزاده فوق لیسانس روانشناسی با گرایش کودکان استثنائی و عضو سازمان نظام روانشناسی ایران هستم

دوستان عزیز در این وبلاگ میتوانید مشکلات روانی و روحیتون را در قسمت نظریات سوال فرمایید در صورتیکه قابلیت طرح در وبلاگ را داشته باشد مشکل و پاسخ در صفحه اول درج میگردد در صورتیکه نیاز باشد خصوصی جواب داده شود جوابیه در وبتان بصورت نظری که به رویت خودتان برسد ثبت میشود
فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
پیوندهای روزانه
بلاگفا
وبلاگ آموزشی خودم (ولیزاده)
حالگیری
تمام پیوندها
نوشته های پیشین
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
پیوندها
کودکانه (عکس های جالب ازاتاق کودک )
ماندگار
نیشتر ( دکتر کاوه)
وبلاگ جناب دکتر محمد اشرف زاده
وبلاگ میلاد
وبلاگ پیام
وبلاگ شباهنگ (دو همراز)
بنیاد تکلم افغانستان (گفتار درمانی)
لینک باکس
وبلاگ شور عاشقانه
مشاوره روان شناسي
دنياي درون و بيرون
آسيب شناسي اجتماعي و مهارت هاي زندگي
ازدواج موفق
روانشناسي(آقاي مجتبي زاده)
خدا - عشق - اميد (زهرا خانم)
آموزش كامپيوتر و موبايل
خانواده سبز(گزارش مسقيم از كربلا)
روانشناسي و مشاوره(آقاي عزيزي)
مشاوره (خانم سيمين عابديني)
روانشناسي (تفكر نو)
معلمي شغل نيست هنر است(آقاي صادقي)
كوچولوهاي عسلي(كودكياري)
روانشناسي مرغ باران (آقاي آشتياني)
روانشناسي و مشاوره(آقاي دكتر دارابي)
فراروانشناسي روانشناسي موفقيت
عشق روانشناسي(آقا وحيد)
مادر روحاني(مهسا خانم)
وبلاگ رها (پرواز عزيز)
دنياي روشن (آقا ميلاد)


اين صفحه را خانگي صفحه ي خانگي خود کنيد


کلیه ی مطالب وبلاگ moshavarat محفوظ است و کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز است. "