تبليغاتX
مشاوره روانشناسی

مشاوره روانشناسی

خانم ولیزاده خسته نباشید ممنون از کار با ارزشی که انجام میدید.
مطلبی میخواستم بگم اینکه فاصله پرسش تا پاسخ یک ماهه خیلی زیاده به نظرم لازم ومفید تره که این زمان کمتر بشه .میدونم که پرسشها زیاده شما هم وقت زیادی میگذارید.شاید بهتر باشه توی وبلاگ اعلام کنید مدتی(مثلا یک هفته بعد) کسی مسئلش رو مطرح نکنه به نظر من با وجود اینکه دیر مطرح کردن هم معایبی داره اما کم شدن فاصله جواب گرفتن ها خیلی مفیدتره.
ببخشید اگر فضولی کردم.

پاسخ :

فريماه عزيزم سلام

از نظري كه داديد بسيار متشكرم . راستش رو بخوايد خودمم به همين فكر افتاده بودم اما با خودم گفتم كه اولاً شايد بتونم وقتم رو طوري تنظيم كنم كه بتونم اين فاصله رو كمتر كنم . ثانياً گاهي اوقات براي بعضي از افراد نوشتن نامه خودش نوعي برونفكني هست و افراد با نوشتن يادداشت براي من تا حدي تخليه هيجاني مي شن . يعني حتي اگر به زودي جواب نگيرن همون كه درد دلهاشون رو نوشتن خودش به تخليه بارهيجاني منفي شون كمك مي كنه . اما با توجه به اين كه فرمايش شما هم صد در صد منطقي هست اين طوري عمل مي كنم كه اگر نتونستم تا آخر هفته اين تاخير رو حداقل به دو هفته برسونم اين يادداشت رو براي عزيزامون بگذارم و ازشون خواهش كنم به مدت يك هفته سوالي رو مطرح نفرمايند .

باز هم اگر شما عزیزان در اين مورد نظري داريد بفرماييد خوشحال مي شم .

 

نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 ساعت 2:2 | لینک ثابت |

آقا حمید عزیز سلام

پاسختون رو از طریق ایمیلتون ارسال کردم . لطفاْ ملاحظه بفرمایید .

 

نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 ساعت 1:46 | لینک ثابت |

سوال :

با سلام وخسته نباشید
من برای خانوادم دچار اضطراب شدم در اول بگم که ازدواج پدر و مادرم یک ازدواج موفق نبود اونها از لحاظ فرهنگی و مذهبی با هم تفاوت داشتندواین باعث دوریشون از هم شده مادرم شخصیت کاملا وابسته ای داره توی خانواده پر جمعیتی به دنیا اومده واونقدر که نیاز داشته توجه ندیده گرچه این رو انکار میکنه پدرم ادمیه احساساتش رو بروز نمیده یعنی در توانش نیست پدرم رو در دوران کودکی همیشه جدی به یاد دارم اما خیلی دوستش داشتم وبهش افتخار میکردم بااینکه از لحاظ مالی خیلی بالا بودیم اما پدرم اهل یک حساب وکتاب های خاصی بود همیشه معیارش برای خرج کردن مثلا لباس این بود که مثلا قرار با کی رفت وآمد کنیم چون ما توی تمام فامیل از لحاظ مالی بهتر بودیم بنابر این در حد اونها حتی شاید کمتر خرجمون میشد با نیازهای ما زیادی منطقی برخورد میکرد در حد نیاز اولیه. یک حساب و کتاب های خاصی که باعث شد درون تمام ما یک احساس حقارت زیاد شکل بگیره همیشه به این فکر میکردم آیا پدرم به ما به عنوان بچه هاش نگاه میکنه وشاید اون قدر ها احساس پدرانه نداره واصلا میدونه احساس پدرانه یعنی چی ؟ این خیلی روی همه ما تاثیر بد داشته .کسی که برای دوستاش آنچنانی خرج میکنه و به بچه هاش که میرسه یک بسته شکلات رو قائم میکنه با اینکه از لحاظ مالی سوپره. کلا از لحاظ درک احساسات دیگران تا حدودی ناتوانه انگار همه چیز رو از دید خودش میبینه. میدونم که خودش هم در رنجه میدونم که به احساسات خودش دسترسی نداره احساساتش رو نمشناسه و حل کردنه مشکلات احساسیش رو بلد نیست بنابراین بروزش رو بلد نیست میدونم که بچه هاش رو خیلی دوست داره و برای خانوادش اهمیت قائله اما رفتارش تاثیر بدی میذاره .خلاصه اینکه همه ما با احساس حقارت بزرگ شدیم شاید بگید که دارم بزرگش میکنم اما این مسائل دیگه که تو خود زندگی و تک تک موقعیت ها که پیش می آد تاثیر می ذاره. مادرم هم با این رفتار. کنترل شدید و ندیدن تایید وتوجه از پدرم وسابقه خانوادش واینکه پدرم اهل طعنه زدن به مادرم هست اعتماد بنفس کمی داره مادرم رو مقتدر و کسی که میشه روش حساب کرد ندیدم همیشه یک احساس تسلیم و ناتوانی دروجودش هست و خودم موندم با مسائلم که تنهایی باید حلش میکردم احساس اضطراب احساس همیشگی زندگی من بوده واحساس حقارت هم من هم بقیه خانوادم .برادر بزرگم آدم خیلی حساسی بود الان خودش رو شدیدا توی کار و درس غرق کرده وباهاش که حرف زدم از لحاظ روانی داغون بود خیلی اهل فلسفه بافیه خیلی زیاد فکر میکنه وجسارت خاصی که داره احتمال میدم به طور خفیف طرف مواد رفته باشه وخیلی نگرانم برادر دیگم هست وضع اون خیلی بهتره اما نگران اون هم هستم رابطه خوب پدر و پسری خیلی لازمه خواهرم هم از ازدواجش راضی نیست البته تا حدود زیادیش تقصیر خودشه از رفتار پدرم با مادرم راضی نیستم مادر هم سیاست نداره و درست رفتار نمیکنه مسئله ازدواج خودم هم هست انگار همش یک اتفاقی می افته که من ازدواج نکنم واین موضوع من روخیلی میتر سونه.من میترسم و نگرانم بدبین شدم زندگی رو پر از مشکل می بینم و شادی رو یک موقعیت خیلی کوتاه فکر میکنم تا آخر عمرم باید مبازه کنم ومشکلات مدامی که پیش میاد رو حل کنم زندگی پر از مشکله ومعلوم نیست چه خواهد کرد و چه خواهد شد ومن شدیدا ناراضیم و میترسم.
با تشکر فراوان

پاسخ :

دوست عزيزم سلام

مشكلاتي رو كه شما ذكر كرديد قابل تأمل هست و واقعاً باعث تأسف هست كه والدين نمي تونن با حضور فرزندانشون خودشون رو با هم هماهنگ كنند . ولي عزيز دلم بارها گفتم كه بعضي از شرايط رو در زندگي بايد پذيرفت مشكلاتي كه شما ذكر كرديد مشكلاتي هست كه شما نمي تونيد اونهارو حذف كنيد . شما نمي تونيد شرايط رو تغيير بديد چون خود پدر و مادرتون تا حالا نخواستن براي ايجاد تفاهم بيشتر اقدام كنند پس همراه كردن اونها با هم از طريق شما امكان پذير نيست مگر خود اونها بخوان اين كار رو بكنن . مشكلات برادرهاتون رو هم فعلاً كنار بگذاريد . بهتر هست فعلاً درمورد همه جريانات منفي زندگيتون با هم فكر نكنيد و به فكر راه چاره نباشيد . اونهارو دسته بندي كنيد . اونهايي رو كه قابل حل نيست هضم كنيد و ديگه به فكر تغيير اونها نباشيد و اصلاً به اونها فكر نكنيد . اونهايي رو كه شما مي تونيد راجع به اونها راه حل ارائه بديد و اون مشكلات رو حل كنيد به ترتيب اولويت رديف كنيد و از از مهم تا كم اهميت تر براي رفع اونها يكي يكي اقدام كنيد . قبل از هرچيز سعي كنيد روي آرامش خودتون كار كنيد . مباحث زيادي راجع به رفع اضطرابها و افسردگي ها نوشتم به اونها مراجعه و راهكارهاي عملي اون رو پياده كنيد (مقالاتش هم در وبلاگ آموزشي خودم - آسايش – وجود دارد ) . بعد از اينكه آرامشتون رو به دست آورديد اونوقت هدفتون رو از زندگي مشترك مشخص كنيد و با توجه به اون اهداف اولويت هارو در نظر بگيريد و به آيندتون با ديد مثبت نگاه كنيد . به اين باور برسيد كه تمام زندگي هاي مشترك اوني نيست كه شما در زندگي پدريتون ديديد . مطمئن باشيد اگر با هدف و با اطلاع از خواسته هاتون در زندگي و همچنين دور از كمال جويي ها و آرمان گرايي هاي دست نيافتني همسرتون رو انتخاب كنيد حتماً خوشبخت مي شيد . بعد از اين يكي يكي به مشكلات خواهر و برادرهاتون بپردازيد . البته راجع به اونها هم به مسائلي فكر كنيد كه براي رفع مشكلاتشون كاري از دستتون برمي ياد مثلاً فكر كردن به مشكلات خواهرتون نه تنها زندگي اونهارو تغيير نمي ده كه با توجه به روحيه اي كه شما داريد ، شمارو بيشتر دچار اضطراب مي كنه . پس در مورد مشكلاتي كه اونها دارند و بايد خودشون تصميم بگيرند كه براي رفع مشكلشون چه تدابيري اتخاذ كنند فكر نكنيد .

پس دوست عزيزم فعلاً فقط و فقط افكارتون رو منظم كنيد و به فكر آرامش دادن به خودتون باشيد . افكار منفي رو دور بريزيد . به نكات مثبت زندگي خانوادگيتون فكر كنيد . خوبيهاي زندگي خانوادگيتون رو مرور كنيد و قدر داشته هاتون رو بدونيد . مثلاً فكر كنيد اگر يكي از عزيزانتون روزي نباشند چه اتفاقي مي يفته ؟ اگر يكي از اونها سلامتش رو از دست بده شما چكار مي كنيد ؟ فعلاً نه به خاطرات گذشته فكر كنيد و نه به دلواپسي ها و مشكلات آينده فقط در زمان حال زندگي كنيد و سعي كنيد زمان حالتون رو زيبا كنيد . پس به تمام موهبتهايي كه خدا به شما ارزاني داشته فكر كنيد و اون رو شاكر باشيد . سعي كنيد مثبت نگر باشيد و نيمه پر ليوان رو هم ببينيد .

علت منفي نگري هاتون هم اضطرابها و احتمالاً افسردگي حادي است كه دچارش شديد . مطمئن باشيد اگر بخوايد مي تونيد به اين حالاتتون غلبه كنيد .

باز هم اگر مشكلي بود در خدمتم

نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 ساعت 1:45 | لینک ثابت |

آقا وحید عزیز سلام

پاسختون رو مجدد از طریق نظرات وبلاگتون به طور خصوصی ارسال کردم .ملاحظه بفرمایید

نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 ساعت 7:44 | لینک ثابت |

سوال : (ثبت مشکل ۲۴ خرداد)

به نام خدا
سلام
من حدود دو سال است که همش فکر اینکه امکان داره با محارمم زنا داشته باشم یا بچه بازی کنم منو آزار میده در حدی که خواستم خود کشی کنم(آخه من آدم مذهبی هستم)همش میخوام ثابت کنم من بچه باز نیستم من تمایل به محارم ندارم.دیگه من حوادث روزنامه رو نمیخونم چون بعدش دیونه میشم چون فکر میکنم امکان داره منم مبتلا بشم.منیکه در المپیاد مقام آورده بودم الان دو ترم است که دارم مشروط میشم.تازگیا فهمیدم من مریضم؛رفتم یواشکی دکتر و کمی از مشکلاتم رو گفتم دکتر گفت وسواس فکری داری.من اومدم از اینترنت
serchکردم با وبلاگ زیبا شما آشنا شدم تازگیا گل گاوزبان هم استفاده میکنم که احساس میکنم خیلی تاثیر داره.حال من از شما چند سوال دارم
1)چرا من به این بیماری مبتلا شدم و دو سال از زندگی من تلف شد که هیچ,اذیت فراوانی هم کشیدم؟علت مبتلا شدنم را به طور مفصل توضیح دهید
2)آیا امکان دارد صد در صد بهبود یابم؟
3)چه کار کنم بهبود یابم؟
4)آیا مشکل مغزی دارم؟آیا کم هوشم!؟
5)آیا انجام استمناء به خاطر وسواس فکری است؟
6)آیا عشق هم به خاطر وسواس فکری است؟
من خیلی از شما متشکرم و براتون آرزوی موفقیت و سلامتی میکنم و همیشه شمارو دعا میکنم شما هم منو دعا کنید.

پاسخ :

دوست عزيز سلام

خدارو شكر كه شما اينقدر فكرتون باز و آگاه هستيد كه براي ريشه يابي مشكلتون ولو يواشكي هم كه شده به دكتر مراجعه كرديد . دقيقاً درست هست اين افكار مزاحم و تكراري كه باعث عذاب شما مي شه وسواس فكري هست . وسواس هاي فكري بسيار بدتر از اين هم هست كه افكار شما ميزان عذاب آور بودنش به يك صدم اونها هم نمي رسه . مثلاً مادري بود كه دائم فكر مي كرد فرزندش رو مي خواد بكشه يا از طبقه پنجم پرت كنه پايين يا فرد ديگري فكر مي كرد يك روز كه رانندگي مي كنه دچار جنون خواهد شد و تمام اعضاي خانوادش رو به بدترين شكل زير خواهد گرفت و يا . . .  . پس مطمئن باشيد خيلي ها مثل شما بودند و خوب شدند اصلاً نگران نباشيد چون هيچ وقت به مرحله ي عمل نمي رسه . علي آقا اگر مي خواست افكارتون عملي بشه تو اين دو سال مي شد پس هيچ جاي ناراحتي نيست .

1-     يكي از دلائل مهم ايجاد وسواس اضطراب مزمن هست . هرچه اضطراب عميقتر و طولاني تر وگسترده تر بشه وسواس شديد تر مي شه . وسواس و افسردگي نيز رابطه دو طرفه دارند . اين دليل از همه مهمتر هست اما دلائل ديگري نيز مي تونه ايجاد كننده اين مشكل باشه مثل ژن و يا وجود فرد وسواسي در خانواده كه باعث مي شه شما به طور اكتسابي و ناخودآگاه وسواس رو به شكل ديگري بياموزيد . سخت گيري هاي والدين در تربيت فرزندان ، افزايش لجاجت ها و ناآرامي ها و ناامني ها در خانواده ، پايين اومدن سيروتونين مغز كه نياز به دارودرماني داره . دوست گلم فعلاً در حال حاضر روي كاهش اضطرابتون كار كنيد .

2-     با روحيه اي كه در شما مي بينم و مي دونم كه خودخواسته تمايل به رفع اين مشكل داريد حتماً خوب مي شيد . همين كه مي خوايد روي اين مشكل كار كنيد نصف راه رو رفتين .البته بايد اراده اي قوي داشته باشيد ، به خوب شدنتون ايمان داشته باشيد و دائم تكرار كنيد كه خوب مي شيد ، خصوصاً اين كه شما هنوز خيلي كم سن و ساليد و انرژي زيادي داريد .

3-     علت وسواستون رو پيدا كنيد و در رفع اون بكوشيد . ميزان اضطرابتون رو كاهش بديد . پشتكار داشته باشيد و اراده واعتماد به نفستون رو بالا ببريد. فعاليتهاي فكري و  عملي رو در زندگيتون داشته باشيد و براي زندگيتون اهداف كوتاه مدت تعيين كنيد و براي رسيدن به اونها برنامه ريزي كنيد . حتماً اهدافتون قابل دسترسي باشه سعي كنيد كمال گرايي نكنيد چون شكست در اون اهداف شمارو مضطرب تر مي كنه . خستگي ها و تنشهاي روزمره تون رو كم كنيد . تنهايي و انزوا نداشته باشيد و ارتباطات اجتماعيتون رو افزايش بديد . شرايط زندگي و يا حداقل دكوراسيون محل زندگيتون رو تغيير بديد . در جمع خانواده بيشتر حضور داشته باشيد . اوقات بيكاريتون رو بسيار كم كنيد . تا اين افكار مزاحم مي ياد حواستون رو به موارد دلخواهتون پرت كنيد و اجازه نديد اين افكار ذهنتون رو اشغال كنه و شما تمام تصورات درد آور رو در ذهنتون مرور كنيد . محبت كنيد و محبت ببينيد . اگر مي شه از يك حيوان مراقبت كنيد . با جمع به گردش و مسافرت بريد . در نهايت اگر تمام تلاش ها رو انجام داديد با تجويز روان پزشك دارودرماني رو هم چاشني روان درماني كنيد . (البته اگر با انجام اين توصيه ها روند بهبودتون درست طي نشد)

4-     مشكل مغزي نداريد . شايد يكي از مواد مترشحه در مغزتون كاهش يافته باشه كه با دارو رفع مي شه . نه تنها مشكل هوشي نداريد كه حتماً هوشبهر شما از متوسط بالاتر هست . معمولاً افراد وسواسي هوشي متوسط و بالاتر رو دارند .

5-     و 6-  . ريشه هاي اسمتناء و عشق بايد بررسي بشه . ممكنه اين دو حالتي كه گفتيد در بعضي از موارد وسواس اونهارو ايجاد كنه اما به ندرت . اين دو امري است كه در سن شما در اكثر جوونها به چشم مي خوره و كار عجيبي نيست مخصوصاً عشق . البته ميزان افزايش اضطراب گاهي شهوت افراد رو زياد مي كنه و ممكنه استمناء رو در شما افزايش داده باشه اما باز هم نمي تونيد بگيد اين حالت در شما پيامد وسواستون هست .

اميدوارم هر چه زودتر بر مشكلتون فائق بيايد . التماس دعا

نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 ساعت 7:34 | لینک ثابت |

سوال :(ثبت مشکل ۲۴ خرداد)

با سلام و تشکر از فعالیتی که در زمینه ی آگاه سازی افراد در زمینه ی روانشناسی انجام می دهید می خواستم بگم که منی که مبتلا به Social Anxiety Disorder باشم با جستجوی بسیار زیاد به مطالب بسیار اندکی در این زمینه دست یافتم که اونها هم اغلب تکراری بودند گویا که از هم کپی برداری شده باشند می خواستم از شما خواهش کنم که در مورد دست به تحقیق بزنید و مشاهدات خودتون رو روی کاغذ بیارید و در اختیار دیگر دانشجویان و محققان روانشناسی و روانپزشکی قرار بدید یا حداقل اینکه مطالب روز رو از مجلات و وب سایت های معتبر دنیا ترجمه کنید.من الان چند سالیه که تحت درمانم و توی این چند سال هم با مشاهده و هم با مطالعه (به زبان اصلی) متوجه شدم که متخصص های ما اطلاعات بسیار کمی در این زمینه دارند و در نتیجه با درک ناقص نمی تونند چندان در حل مشکل یه مبتلا به جمع هراسی موثر عمل کنند.حتی دارو هایی که در آمریکا توسط FDA به تایید رسیده و مورد استفاه قرار می گیرند رو نمی شناسند!برای همین قصدم اینه که از وبلاگ ها و وبسایت های فعال در زمینه ی مسائل روانی این خواهش رو بکنم که در این زمینه دست به تحقیق تفکر و همچنین ترجمه بیشتری بزنند.تا کسان دیگری که مثل من دچار این بیماری هستند این قدر دچار فشار روحی و شکست های اجتماعی نشوند-مثلا" مثل من ناگزیر به ترک دانشگاه نشوند-ضمنا" باید بگم که میزان درک جامعه هم که دیگر وحشتناک است-برای مثال نزدیکترین افراد به من،بیماری من رو درک نمی کنند و هنوز که هنوزه از پدر مادرم سرکوفت می خورم که چرا دانشگاه رو ترک کردم!بله زندگی برای یک فرد مبتلا به جمع هراسی یک جهنمه یک جهنمه واقعی.

پاسخ :

دوست عزيز سلام

اولاً براي مشكلي كه داريد متاسفم . ثانياً فرمايش شما كاملاً متين هست اما متاسفانه محققين در جامعه ي ما مشكلات زيادي دارند كه اگر اون مشكلات از سر راه برداشته بشه تحقيقات دقيق و دامنه دار نيز در جامعمون جا مي يفته . وقتي فردي مي خواد در يك زمينه تحقيقات وسيع داشته باشه حداقل بايد يكي دو سال درگير باشه (خصوصاً اگر تجربي باشه) و بايد شبانه روز دنبال نتيجه باشه و دغدغه درآمد و كارهاي محوله به خودش رو نداشته باشه . به نظر شما در جامعه ي ما محققين از نظر مالي ساپورت مي شن كه بخوان به طور گسترده پژوهش داشته باشند ؟!!! آيا براي رفع مشكلاتشون اقدام مي شه تا يك محقق بتونه از وقتش مايه بذاره ؟!!! به هر حال مطمئن باشيد اگر يك محقق و پژوهشگر تقويت بشه و سرخورده نشه حتماً از خدا مي خواد در اين راه گام برداره . به هر حال چشم من هم اگر مشكلات كاري بهم اجازه بدن سعي مي كنم زماني رو به اين امراختصاص بدم . اميدوارم همه دست به دست هم بديم تا ايراني آباد بسازيم .

فقط يك نكته مهم رو درمورد شما و يا دوستان عزيز ديگرمون عرض كنم واون اين كه انسان اگر بخواد و انرژي مثبت به خودش بده مشكلات روحي ورواني كه هيچ حتي در بعضي موارد بيماري ها بدخيم جسميش روهم مي تونه از بين ببره . شما خودتون سعي كنيد به خودتون انرژي بديد و تلقين مثبت داشته باشيد و در كنارش هم كه مطالعه داريد و راهكارهاي عملي كه مي خونيد رو پياده مي كنيد . يادتون باشه هميشه خواستن توانستن هست . شاد و موفق باشيد

نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 ساعت 7:23 | لینک ثابت |

وحید آقا سلام . پاسختون رو از طریق ایمیلتون ارسال کردم . ملاحظه بفرمایید

شاد باشید

نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در جمعه بیست و یکم تیر 1387 ساعت 7:25 | لینک ثابت |

الهام خانم و آقایان مجید و وحید سلام و عرض ادب

پاسخ هاتون رو از طریق ایمیلتون ارسال کردم . ملاحظه بفرمایید .

التماس دعا

 

نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در جمعه بیست و یکم تیر 1387 ساعت 6:47 | لینک ثابت |

سوال :

با سلام حضور شما خانم ولیزاده
من از شما یک راهنمایی می خوام در رابطه با معرفی چند کتاب روانشناسی , من اعتماد به نفس پایینی دارم و اکثر اوقات احساس حقارت میکنم .با اینکه تحصیل کرده هستم ولی باز هم احساس میکنم خیلی فاصله دارم با اون چیزی که توی ذهنم هست در حال حاضر هم شاغل هستم و هیچ مشکلی در هیچ زمینه ای ندارم .تنها راهی که به ذهنم رسید این هست که از شما بخوام کتابهای مفیدی که به من کمک کنه بهم معرفی کنید تا بلکه با خوندن اونا بتونم از این حالت بیام بیرون . همیشه احساس تنهایی میکنم و تازگیها با کوچکترین پیشامدی گریه ام میگیره .25 سال دارم و مجرد .به نظرتن چیکار باید بکنم من؟ به هیچ وجه دوست ندارم به روانشناس مراجعه کنم به صورت حضوری . راهنماییم کنید لطفا

پاسخ :

الهام عزيز سلام

دوست گلم قبل از هرچيز ببخشيد كه پاسختون دير شد .

بهتر هست كه بينشتون رو نسبت به مراجعه به روانشناس تعديل كنيد . عزيزم وقتي شما سرما مي خوريد باز هم مي گيد نمي خوام برم دكتر ؟!!! همه ي ما آدما براي تنظيم قواي روحي و فكري مون گاهي اوقات نياز به مراجعه به روانشناس يا حتي روان پزشك داريم و اين امري كاملاً طبيعي است . پس سعي كنيد نگرشتون رو تغيير بديد .

من به شما توصيه مي كنم كتابها و سي دي هاي آموزشي دكتر آزمنديان رو كه راجع به تكنولوژي فكر بحث كردند رو تهيه بفرماييد و راهكارهاي ايشون رو به كار ببنديد . شماره دفتر فروش اونها رو يادداشت مي كنم حتماً تماس بگيريد و اونهارو تهيه بفرماييد . 64412000-021

موفق و پيروز باشيد

نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 ساعت 13:29 | لینک ثابت |

پرواز عزیز سلام

یادداشتی از طریق نظرات وبلاگتون ارسال کردم . مطالعه بفرمایید

(ثبت یادداشت توسط ایشون ۲۲ خرداد)

نوشته شده توسط فرشته ولیزاده در دوشنبه هفدهم تیر 1387 ساعت 8:13 | لینک ثابت |

درباره وبلاگ
من فرشته ولیزاده فوق لیسانس روانشناسی با گرایش کودکان استثنائی و عضو سازمان نظام روانشناسی ایران هستم

دوستان عزیز در این وبلاگ میتوانید مشکلات روانی و روحیتون را در قسمت نظریات سوال فرمایید در صورتیکه قابلیت طرح در وبلاگ را داشته باشد مشکل و پاسخ در صفحه اول درج میگردد در صورتیکه نیاز باشد خصوصی جواب داده شود جوابیه در وبتان بصورت نظری که به رویت خودتان برسد ثبت میشود
فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
پیوندهای روزانه
بلاگفا
وبلاگ آموزشی خودم (ولیزاده)
حالگیری
تمام پیوندها
نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
پیوندها
کودکانه (عکس های جالب ازاتاق کودک )
ماندگار
نیشتر ( دکتر کاوه)
وبلاگ جناب دکتر محمد اشرف زاده
وبلاگ میلاد
وبلاگ پیام
وبلاگ شباهنگ (دو همراز)
بنیاد تکلم افغانستان (گفتار درمانی)
لینک باکس
وبلاگ شور عاشقانه
مشاوره روان شناسي
دنياي درون و بيرون
آسيب شناسي اجتماعي و مهارت هاي زندگي
ازدواج موفق
روانشناسي(آقاي مجتبي زاده)
خدا - عشق - اميد (زهرا خانم)
آموزش كامپيوتر و موبايل
خانواده سبز(گزارش مسقيم از كربلا)
روانشناسي و مشاوره(آقاي عزيزي)
مشاوره (خانم سيمين عابديني)
روانشناسي (تفكر نو)
معلمي شغل نيست هنر است(آقاي صادقي)
كوچولوهاي عسلي(كودكياري)
روانشناسي مرغ باران (آقاي آشتياني)
روانشناسي و مشاوره(آقاي دكتر دارابي)
فراروانشناسي روانشناسي موفقيت
عشق روانشناسي(آقا وحيد)
مادر روحاني(مهسا خانم)
وبلاگ رها (پرواز عزيز)
دنياي روشن (آقا ميلاد)


اين صفحه را خانگي صفحه ي خانگي خود کنيد


کلیه ی مطالب وبلاگ moshavarat محفوظ است و کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز است. "